از يک دهه پر نشيب و فراز در سالهاي 1990 در روسيه که بگذريم، اقتدارگرايي روسي که در شخص پوتين تبلور يافت و سر و شکل تازهاي به سياست خارجي و ساختار اقتصادي روسيه داد، زمينه را براي همکاريهاي تازه ميان هند و روسيه در دوران نوين فراهم ساخت. حالا هر دو کشور در موقعيتهاي تازهاي در سطح بينالمللي جاي داشتند و در تلاش بودند تا عهد قديم را نو کنند. اگرچه در دوران نوين هند به يک قدرت بزرگ اقتصادي بدل شده و همکاري سياسي و اقتصادي نزديکي با کشورهاي غربي دارد، اگرچه روسها ديگر آن اقتدار و راهبري پيشين در عرصه بينالمللي را ندارند، اما هنديها و روسها همچنان در زمينه دو کالاي استراتژيک، تسليحات و انرژي، مايل به همکاري با يکديگر هستند. در اين سالها، آنها تا توانستهاند نان به هم قرض دادهاند و امروز روسيه در حال ساخت رآکتورهاي هستهاي گوناگون در سرزمين هند است، هند دست به سرمايهگذاري در ميادين نفت و گاز ساخالين زده است. و هنوز هند دومين واردکننده تسليحات از روسيه است و هنوز همکاري در زمينه انرژيهاي هستهاي و فسيلي از اولويتهاي دو کشور است. در سالهاي اخير، چين نه تنها بازارهاي آسياي مرکزي را به دست گرفته، بلکه در پاکستان نيز چنان سرمايهگذاري بزرگي انجام داده که در تاريخ آن کشور بيسابقه است. از همين روست که روسيه طرح اتحاديه اقتصادي اوراسيا را پي گرفته و همه تلاشش را ميکند تا جمهوريهاي تازه استقلال يافته را بار ديگر در زير يک چتر گرد هم آورد. و باز از همين روست که هند بهدنبال تعريف راه ابريشم دريايي برآمده است و بيش از پيش خود را مشتاق سرمايهگذاري در چابهار و ديگر بنادر دريايي، براي افزايش حضور خود در اقيانوس هند و کنترل راههاي دريايي بازارگاني، نشان ميدهد و هر دو بر اين اميدند تا کلاهي از اين نمد براي خود برگيرند و با اينهمه، هر دو با نگراني به برنامههاي چين چشم دوختهاند. يکي از مشکلات روسها و هنديها در افزايش همکاريها و اجراي طرحي مشترک براي پيشگيري از شکلگيري تهديدهاي مشترک، فاصله جغرافيايي اين دو سرزمين از يکديگر بوده است. در سال 2000 براي برطرف کردن اين مشکل، گفتوگوها براي راهاندازي راهگذر جنوب ـ شمال که هند را از راه سرزمين ايران به روسيه پيوند ميداد، آغاز شد. اين گفتوگوها تا همين اواخر راه به جايي نبرد اما بهنظر ميرسد هر چقدر تهديد چين عليه منافع هند و روسيه آشکارتر ميشود، نياز به همکاري بيشتر ميان اين دو کشور فزوني ميگيرد. در اين ميان، جايگاه ژئوپليتيک ايران بهعنوان پل پيونددهنده خليج پارس به درياي کاسپين ميتواند از اهميت ويژهاي در برنامههاي همکاريهاي سياسي، اقتصادي و امنيتي ميان هند و روسيه در سطح منطقهاي برخوردار باشد. نياز به پيوند دادن جنوب آسيا به آسياي مرکزي و مناطق شمالي آسيا ديگر محدود به خواست روسيه و هندوستان نيست. کشورهاي ديگر منطقه مانند آذربايجان و قزاقستان نيز بسيج شدهاند که اين بار عزم جزم کنند و اين راهگذر را به سرانجامي برسانند. الگوي نوين همکاريهاي منطقهاي در چارچوب «ديپلماسي ترابري» همه را بر آن داشته تا بهدنبال جلب سرمايهگذاريهاي نوين در اين حوزه باشند و تکميل زيرساختها براي پيوند سرزمينها، به دغدغه بسياري از سياستمداران در اين منطقه بدل شده است. رقابتهاي اقتصادي و تهديدات امنيتي با چين نيز انگيزه بيشتري براي پيگيري الگويي نوين از همکاري ميان دولتمردان روس و هندي پديد آورده است و انتظار ميرود که پيمان دوستي و همکاري ميان اين دو کشور در برابر همسايه مشترک شان در دهه 1970، بار ديگر در دوراني نوين بازخواني شود. بيش از هفتاد سال از آغاز روابط ديپلماتيک ميان هندوستان و روسيه ميگذرد و حالا شايد وقت آن شده باشد که شمال و جنوب آسيا بيش از پيش به هم نزديک شوند.