بستن

حل مشكلات اقتصادي «متر سياسي» ندارد

حل مشكلات اقتصادي «متر سياسي» ندارد
یحیی آل اسحاق رئیس سابق اتاق بازرگانی تهران

در اینکه جمهوری اسلامی ایران با استکبار جهانی در حال جنگ است شکی وجود ندارد و از همان روز اولی که انقلاب اسلامی شکل گرفت، همه دست اندرکاران نظام استکباری اعم از اسرائیل و اروپا وآمریکا با عناوین مختلف مطرح کردند زلزله‌ای در منطقه و جهان اتفاق افتاده و اگر مهار نشود، ممکن است آثار جهانی برای کل دنیای غرب داشته باشد. در واقع از همان ابتدا حساب خودشان را کردند. بعد از آن مخصوصا آمریکا و دولت‌های مختلفی که سر کار آمدند از کارتر گرفته تا بوش پدر و پسر و کلینتون و اوباما همه در یک امر با ادبیات مختلف اتفاق نظر داشتند که ایران مرکز شرارت است. درحقیقت حساب شده مطرح کرده و می‌کنند که ایران علاوه بر اینکه خودش از دایره مهندسی کشورهای اقماری آنها خارج شد، مرکزی برای شعله و انقلابات دیگر و بسیج مردم و نهایتا تعارضاتی که ممکن است دنیا با استکبار به خودش ببیند، شده است. در اینکه استکبار با ما درگیر است، شکی نیست، هر آدم خوش‌بینی هم که بخواهد به روابط ما با دنیای استکبار نگاه کند، مخصوصا جریانات اخیر رو و پشت پرده با گذر زمان بعید است که دیگر نداند آنها نسبت به ما حساسیت منفی دارند. به گونه‌ای که می‌خواهند یا رژیم عوض شود یا حداقل کنترلش کنند که در یک چارچوب بماند. این مقدمه را عنوان کردم برای اینکه تصور اینکه با بعضی تاکتیک‌ها و روش‌ها بتوانیم این رویکرد استکبار را نسبت به خودمان عوض کنیم، خوش خیالی است. تنها راهی که داریم و تجربه‌ای که پیدا کردیم این است که خودمان را قوی کنیم و در سایه قدرت، حالت بازدارندگی پیدا کنیم و امروز که در جنگ اقتصادی هستیم باید در حوزه اقتصاد خودمان را قوی کنیم. اگر همین موضوع برای مسئولان، سیاست‌سازان و تصمیم‌گیران ما جا بیفتد که نجات کشورمان با هر ادبیات و شکلی جز اینکه تقویت بخش اقتصادی را داشته باشیم راه دیگری ندارد و نجات اقتصاد هم ادبیات و شاخص‌های خاص خود را دارد و با حرف و شعار و برخوردهای سیاسی اقتصاد تقویت نمی‌شود.
آیا صلحی قابل تصور هست؟
اگر رئیس‌جمهور عزیز وعده‌های دولت را در زمان صلح دانسته‌اند باید پرسید که آیا اساسا صلحی قابل تصور هست؟ باید قوی شویم تا طرف مقابل کوتاه بیاید. اگر این نگاه جا بیفتد به جای اینکه وقت و انرژی‌مان را صرف امور دیگر بکنیم به چگونگی تقویت اقتصادی‌مان خواهیم پرداخت. همان کاری که چین بعد از مدت‌ها بعد از انقلابی که مائو کرد، به این نتیجه رسیدند راه مقابله با رقبایشان در دنیا، تقویت اقتصادی است. لذا اهتمام خود را طی چند برنامه براساس ساماندهی اقتصاد گذاشتند. و حالا می‌بینید که آمریکا هم حریفش نیست. الان آمریکا مدت‌هاست که در جنگ تعرفه‌ها با چین کلنجار می‌روند درحالی که معلوم نیست دست آخر به نفع کدام یک تمام شود. چون چین بنیان‌های اقتصادی‌اش را بالا برده است. اگر چین که وضعیت نظامی‌اش را به اعلا درجه برده بود ولی وضعیت اقتصادی‌اش همراه نمی‌شد، نمی‌توانست مقابله کند. ما هم همینطور هستیم. ما هم اگر بخواهیم مقابله کنیم ضمن اینکه باید بنیه‌های دفاعی و نظامی‌مان را باید تقویت کنیم و الحمدا... وضع‌مان هم نسبتا خوب است ولی تا زمانی که شاخه دیگر که حوزه اقتصاد است را تقویت نکنیم آسیب‌پذیر می‌شویم. آورده‌های اقتصادی‌مان نسبت به آورده‌های حوزه نظامی‌مان به مراتب بالاتر است ولی به دلیل نظام تدبیر و الگوها و نظام مدیریتی‌مان و اولویت‌بندی‌مان نتوانستیم آورده‌هایمان را به منصه ظهور برسانیم.
اتلاف سرمایه و انرژی
ما که می‌دانیم نظام بانکی ما مشکل دارد و فساد در اقتصاد هست، ما که می‌دانیم حاشیه نشینی یکی از مشکلاتمان است، ما که می‌دانیم محیط زیست مشکل دارد، ما که می‌دانیم بودجه مشکل ساختاری مزمن دارد. حالا باور کنیم مسائل بیرونی‌مان 30 درصد بیشتر نیست. 70 درصد به نظام تصمیم‌گیری ما مربوط است، سخن کلیدی این است که علت اینکه اقتصاد همه دولت‌های بعد از جنگ گرفتار شدند، نهضت اتلاف سرمایه و انرژی و توان نیروی انسانی بوده است.
پیمان‌نامه ملی امضا کنیم
سه واژه «جمهور، اسلام، ایران» اهمیت بنیادی دارد و اقتصاددان‌هایی که این سه عنوان که ریشه کشور، قانون اساسی کشور و روند کشور است را مراعات کنند، می‌توانند نگاه درستی داشته باشند. نهایت اینکه یک اقتصاددان و تئوریسن اقتصادی ایرانی باید دو بازو داشته باشد؛ یک بازو علم، دانش، فن و از سوی دیگر هم باید معتقد و باورمند به اصول انقلاب اسلامی باشد. آنوقت چنین آدم‌هایی حتما می‌توانند راهکار ارائه دهند. ما واقعا دانشمندان و متخصصین بالایی داریم اما یکی از مظلومیت‌های بخش اقتصاد این است که هیچ‌وقت اجازه نیافته با شاخص‌های اقتصادی کشور را اداره کند و همیشه در سایه جریانات سیاسی است.
مردم بزرگترین سرمایه‌اجتماعی
اگر الان مشکل معیشت مردم، بودجه، سرمایه‌گذاری، کمرنگ شدن حضورمان در بازارهای جهانی، رقابت، محیط زیست و آب و هوا را داریم همه اینها با همین آورده‌هایمان قابل حل است. این را کسی می‌گوید که 50 سال در اقتصاد کشور توپ می‌زند. فراموش نکنیم مردم بزرگترین سرمایه اجتماعی هستند اما متاسفانه ما به دید سیاسی به آنها می‌نگریم. فقط به این می‌اندیشیم که چکار کنیم مردم رای بدهند؟ این رای مردم را خفه کرد. کمی به مردم فرصت دهیم که اصلاحات اقتصادی کنند. وقتی دانش فنی در دانشگاه پلی‌تکنیک می‌تواند ظرف یک ماه 25 نیاز مواد اولیه‌ای را ایجاد کند، افتخارآفرینی است. به علما و دانشمندان و نخبگان فرصت دهیم. به جوان‌ها فرصت عملیاتی دهیم. به مردم و سرمایه‌های اجتماعی احترام عملی در حوزه اقتصاد بگذاریم. به جای اینکه فضا را مملو از ترس و نگرانی کنیم تا هیچ‌کس جرات تصمیم‌گیری و سرمایه‌گذاری نکند، ضمن اینکه باید با فساد مبارزه کرد و مفسد را نقره داغ کرد اما کاری نکنیم همه مملکت جرات نکند تصمیم بگیرد. البته الان قوه قضائیه حمایت‌هایی می‌کند و سعی دارد تا این فضا را بشکند اما کاری نکنیم که جرات را از مدیران بگیریم. اصلا یکی از وظایف حاکمیت و مسئولان این است که فضای ریسک پذیری را ایجاد کنند. اقتصاد باید مبتنی بر واقع‌گرایی باشد. مدیریت هم همینطور است. آورده نیروی انسانی کشور ما در منطقه اول است و از نظر تعداد مهندس در دنیا سوم هستیم. نفت و گاز و منابع و معادن و موقعیت ژئوپلیتیک و سابقه و استعداد و... اما دولت محترم با همه تلاشی که می‌کند دو دایره دارد؛ یک دایره سیاسی و یک دایره اقتصادی. دایره اقتصادی که آدم‌های باتجربه و زحمت کشیده‌ای بودند که هر رای و نظری دادند باید در دایره سیاسی پذیرفته می‌شد. نمونه‌اش بحث یارانه‌ها که همه اقتصاددانان معتقدند نباید یارانه‌ها را عام پرداخت کرد اما وقتی وارد بحث‌های سیاسی می‌شود گفته می‌شود که خطرناک است و نتیجه اینکه به اندازه بودجه عمرانی بلکه بیشتر باید سوبسید داد. همین الان هم در مسائل اقتصادی نگاه سیاسی داریم. باید بپذیریم بودجه کسری دارد و منابع و مصارفش را نمی‌خواند ولی باید زیر خم همدیگر را بگیریم یا دست به دست هم دهیم و مشکل را حل کنیم.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی