آرمان ملی - محمد لطفالهی:
درآستانه انتخابات 98، فضای جامعه هنوز انتخاباتی نشده است و تجربه آبان 98 یک ناامیدی در سطح جامعه ایجاد کرده است. در این شرایط اصلاحطلبان از یک سو با رد صلاحیتها توسط هیأتهای اجرایی که به روایت مصطفیکواکبیان شامل بیش از 100 نیروی اصلاح طلب میشد، مواجه شدهاند و از سوی دیگر به سبب اتفاقاتی که از 96 به این سو افتاده، با چالشی جدی برای جلب همراهی مردم مواجهاند. «آرمان ملی» در گفتوگو با عبدا... ناصری، فعال سیاسی اصلاحطلب به بررسی این موضوع پرداخته است که در ادامه میخوانید:
اصلاحطلبان زیادی در اولین مرحله بررسی صلاحیتها، یعنی در هیأتهای اجرایی ردصلاحیت شدند. به نظر شما این اتفاق ناشی از چه تغییری در فضای سیاسی کشور بود؟
اگر به اصرار آقای روحانی بر ادامه وزارت آقای رحمانی فضلی، از آغاز سال 92 توجه کنیم، نگاهی به سوابق و عملکرد 6 ساله آقای رحمانی فضلی در انتصاب استانداران و فرمانداران به ویژه در دوره دوم دولت آقای روحانی بیندازیم، در مییابیم که قابل انتظار بود چنین اتفاقاتی در انتخابات یازدهمین دوره مجلس رخ دهد. به طور طبیعی پیشبینی میشد که در دولت دوم و در سالهای آخر او ماهیت خود را آشکار سازد. به همین دلیل معتقدم اصلاحطلبان نباید از عملکرد وزارت کشور در رد صلاحیتها شوکه میشدند.
به نظر شما این رد صلاحیتها تنها حاصل عملکرد وزارت کشور بود؟
نکته دیگری که باید به آن توجه داشت، خبری بود که از مدتی قبل از آغاز ثبت نامها در انتخابات نیز شنیده میشد. نهادهایی بیرون از حوزه وزارت کشور و شورای نگهبان، دقیقا همانند مجلس هفتم، برای انتخابات مجلس یازدهم فعال شدهاند. این نشان میدهد نیاز بود وزیر کشوری بر سر کار باشد که با اهداف این نهادها هم سو باشد. حتی معتقدم علت اینکه آقای رحمانی فضلی در دولت دوم آقای روحانی وزیر کشور باقی ماند، همین است که او با نهادهای تأثیرگذار همسو بود. به عبارت دیگر، این تصمیمگیری پیرامون رد صلاحیت اصلاحطلبان در هیأتهای اجرایی ابتکار عمل آنها نیست. برخی قصد داشتند فضای انتخابات در دوره یازدهم مجلس شورای اسلامی همانند دوره هفتم بشود.
واکنش اصلاحطلبان در برخورد با این رد صلاحیتها چگونه باید باشد؟
راهبردی در حوزههایی که نیروهای واقعی اصلاحطلب تأیید نشدهاند باید اتخاذ شود. جریان اصلاحطلب به هیچ وجه نباید با معادله گذاری و استراتژی بد و بدتر کردن کاندیداها تلاش کنند رأی مردم را به دست آورند. معتقدم اگر این روند در پیش گرفته شود و در جاهایی که نیروهای اصلاح طلب در رقابتهای انتخاباتی نامزد ندارند، اصلاحطلبان به صورت منسجم عمل کنند و از همان نیروهای اندک و رأی آور حمایت کنند، آنگاه دستکم خودشان را از گزند ریزش سرمایه اجتماعی حفظ کردهاند. امیدوارم این یکپارچگی میان اصلاحطلبان حفظ شود و تصمیمات عاقلانهای برای برخورد اصلاحطلبان با انتخابات اتخاذ شود.
فکر میکنید با توجه به اتفاقاتی که در آبان 98 رخ داد، آیا اصلاحطلبان باقی مانده در عرصه انتخابات در صورت عبور از سد رد صلاحیتها میتوانند رأی و نظر مردم را به خود جلب کنند؟
واقعیت این است که بخش اعظمی از عناصر تصمیمگیر و تأثیرگذار در میان اصلاحطلبان و اعضای شورای عالی سیاستگذاری، حادثه آبان ماه و پیامدهای آن را در تحلیل و انتخاب راهبرد برای جریان اصلاحطلبی در نظر نگرفتند. این از اشتباهات بزرگ اصلاحطلبان است که با همان تحلیلی که پیش از افزایش قیمت بنزین و وقوع حوادث آبان 98 در خصوص امر انتخابات تصمیم میگرفتند، به کار خود ادامه میدهند و پس از وقوع اتفاقات آبان ماه حاضر نشدهاند تجدیدنظر جدی در سیاستهای انتخابی و اعلامی خود داشته باشند. به نظر من علت اینکه تعداد زیادی از نیروهای تأثیرگذار و شناخته شده اصلاحطلب، بهرغم پیغامها و توصیههای بزرگان حتی از ثبت نام در انتخابات نیز خودداری کردند، مسائل آبان در نفس تصمیمگیری آنها تأثیرگذار بود. امروزه شورای سیاستگذاری یا هر مرجع تصمیمگیری دیگری، با این رد صلاحیتهای غیرمنطقی اصلاحطلبان که حتماً در ادامه جدیتر خواهد شد، باید بتوانند برای ارائه لیست از هویت اصلاحطلبی حمایت کنند. امروز جامعه مدنی، پس از تجربهای که از حوادث دی ماه 96 و خصوصاً آبان 98 اندوخته دیگر آن جامعه مدنی مخاطب سال 94 اصلاحطلبان نیست. بنابراین کنشگری
اصلاحطلبان در ارائه لیست باید قابل دفاع باشد؛ به آن معنا که حتما باید بتوانند ضمن توجه به نسل جدید و جوان اصلاحطلب، از ماهیت اصلاحطلبی و جامع الاطراف بودن اصلاحات حمایت کنند. مشخص بگویم، اگر مطمئن نیستند که در این 4 سال کاندیدایی نمیتواند سلامت و مواضع اصیل اصلاحطلبانه را حفظ کند، به هیچ وجه نباید او را در لیست اصلاحطلبان جای دهند. رویکرد سلبی در انتخابات و ترساندن مردم از حریف که در سال 94 رخ داد، دیگر پاسخگوی نیازهای امروز جامعه نیست.