نميتوان اقتصاد ايران را بيمار ناميد، بلکه ما در بعضي از ابعاد شاهد ناهماهنگي در تيم اقتصادي دولت و کميسيونهاي اقتصادي مجلس هستيم. يعني علاقه، تعصب و عزمي که لازم است همه مسئولان و مديران اقتصادي کشور مثلا نسبت به بازار سرمايه داشته باشند، ديده نميشود و يکصدايي وجود ندارد. يا در مورد سپردههاي بانکي و جمعآوري نقدينگي سرگردان که واقعا براي کشور مشکلآفرين بوده و هر روز به يک سويي ميرود، تيم اقتصادي چه دولت و چه مجلس همصدا نيستند. در مورد هر کدام از اينها اظهار نظرهاي متفاوتي وجود دارد و آنچه در اقتصاد ايران ديده ميشود، ناهماهنگي بين مسئولان و مديران اقتصادي کشور است. يعني صداي واحد در امر واحد شنيده نميشود. عدهاي معتقدند ارز بايد تکنرخي شود اما عدهاي ديگر ميگويند همين شرايط خوب است و همان سياست ارز 4200 توماني بايد از سوي مسئولان دنبال شود که الان هم در بخش کالاهاي اساسي اين سياست در حال اجرا شدن است. زماني ميتوان گفت اقتصاد بيمار است که همه مسئولان و مديران همجهت حرکت ميکنند و همصدا هستند اما خود اقتصاد دچار مشکلاتي است که بايد برطرف شود. اقتصاد ايران الان شرايط مساعدي دارد، اگر بيمار بود، روز به روز وضعيت کشور بدتر ميشد. در مقطعي، ارز به قيمت 20 هزار تومان هم رسيد، اما در حال حاضر کاهش پيدا کرده است؛ پس، اگر اقداماتي صورت گيرد، ميتوان به بهبود اقتصاد اميدوار بود. الان تحريمهاي اقتصادي کماکان ادامه دارند و فشارهاي خارجي کمتر نشده، ولي ما شاهديم که وضعيت اقتصادي بهتر شده است. حتي وقتي يک اقدام درست اقتصادي در کشور انجام ميشود، وضع رو به بهبود ميگذارد. اگر اقتصاد ايران بيمار بود، به صورت يکدفعه و ناگهاني معالجه نميشد و هر روز وضعش رو به وخامت بيشتري ميگذاشت. وقتي از مديران ما در مورد مسائل اقتصادي از ارز و نقدينگي گرفته تا تورم و رکود، سوال ميشود هر کدام از آنها پاسخ خود را ميدهند و اختلاف نظر وجود دارد. همين اختلاف نظر باعث ايجاد مشکلاتي در اقتصادمان شده است. تيم اقتصادي در هر دولتي بايد يکصدا و همراه و مکمل هم باشند نه اينکه هر کدام به يک سمتي حرکت کنند. مشکل امروز اقتصاد ايران، نبود هماهنگي بين مديران، مسئولان و متوليان اقتصادي کشور است. برخي بر اين باورند که دولت تا زماني که بودجه را اصلاح نکند، نميتواند اقتصاد را سامان ببخشد. در اين زمينه، من بر اين باورم که اين موضوع هم به نحوه درآمدزايي در بودجه کل کشور مربوط ميشود. بودجه هم مثل يک خانواده است و تا زماني که درآمد نداشته باشد نميتواند هزينه کند. در زمينه بودجه هم متاسفانه اختلاف نظرها مشکلزا بوده است. به هر حال ما سالانه درآمدهايي از محل گمرک کل کشور، عوارض و ماليات کسب ميکنيم اما وقتي بررسي ميکنيم ميبينيم که دولت و مجلس هر کدام نظر جداگانهاي در مورد اين بخشها دارند. مثلا، مجلس معتقد است برخي بايد معافيت مالياتي داشته باشند اما دولت ميگويد تعداد معافيتهاي مالياتي افزايش پيدا کرده و بايد کم شود؛ اينها مشکلآفرين شده است.