بستگي دارد «کدام مسئول»، در برابر «کدام مخاطبان»، در گفتوگو با «کدام رسانه» يا از «کدام تريبون»، در ارتباط با «کدام موضوع» صحبت کند... بسته به اينکه چيدمان اين «کدامها» چطور است «تفسير» متفاوتي از «تحريمها» بيان ميکند. بنابراين فرمول تفسير تحريمها چنين است: {تفسير تحريمها = کدام مسئول + کدام مخاطب × کدام رسانه ÷ کدام موضوع (× ∞ کدامِ حاشيهاي ديگر)} حالا بياييد ببينيم از داخل اين فرمول چه تفسيرهاي متفاوت و متضاد بيشماري درميآيد. يک) اگر يک مسئول اقتصادي خطاب به حقوقبگيران و مستمريبگيران با يک رسانه داخلي درباره افزايش حقوق و خدمات اجتماعي بخواهد صحبت کند، ميگويد: «بايد با مردم روراست باشيم، با اين وضعيت تحريمها دولت توان آن را ندارد که منابع مالي لازم را تامين کند.» دو) اگر مسئول سياست خارجي (يک ديپلمات) بخواهد خطاب به دولتمردان غربي با رسانهاي خارجي درباره تاثير تحريمها بر ايران صحبت کند، ميگويد: «اين تحريمها نشانه عجز تحريمکنندگان است و هيچتاثيري بر زندگي و اراده مردم نداشته است.» سه) حالا اگر همين ديپلمات در سازمان ملل و خطاب به همه مردم دنيا درباره تحريمها صحبت کند، ميگويد: «اين تحريمهاي ظالمانه زندگي و جان مردم ايران را به خطر انداخته است.» چهار) حالا اگر همان ديپلمات خطاب به مردم داخل ايران و با فلان خبرگزاري درباره تحريمها صحبت کند، ميگويد: «مردم بياعتنا به تحريمها زندگيشان را ميکنند و اين تحريمها فقط عجز تحريمکنندگان را نشان ميدهد». پنج) حالا ديپلماتها را فراموش کنيد، اگر فلان مسئول بخواهد خطاب به مردم ايران در گفتوگو با واحد مرکزي خبر توضيح بدهد کشور چقدر مشکل مالي دارد و اگر فلان بحران پيش آمد اصلا تقصير دولت نبود، ميگويد: «الان ايران زير بدترين تحريمهاي ممکن است، همه مسيرهاي تجاري و ارزي ما را مسدود يا مختل کردهاند.» شش) حالا اگر آن يکي مسئول که چند صندلي آنسوتر مينشيند بخواهد خطاب به مردم ايران در گفتوگو با شبکه خبر درباره ميزان گستردگي تحريمها صحبت کند، ميگويد:« ما ديگر به تحريمها عادت کرديم. تحريم چيز تازهاي نيست و هزار راه براي دور زدن تحريمها بلديم که باعث ميشود تحريمها خنثي و بياثر شود.» هفت. اما اگر مقام و مسئول ديگري در فلان مراسم، همايش يا جشنواره علمي و پژوهشي يا در مراسم راهاندازي فلان محصول جديد بخواهد درباره تحريمها حرف بزند، ميگويد: «تحريمها نه تنها بر پيشرفت ما اثري نگذاشته، بلکه سرعت رشد و پيشرفت ما را هم بالا برده چون تحريمها اصلا براي ما فرصت است نه تهديد.» هشت) حالا اگر همان مسئول چند روز بعد در کنفرانسي خبري با اين پرسش روبهرو شود که چرا فلان طرح پيش نميرود چرا بودجه نيست، چرا اين و چرا آن... پاسخ ميدهد: «متاسفانه ما از زمان جنگ تاکنون اين حد مشکلات نداشتيم که اين هم بهدليل تحريمهاست.» نه. حالا اگر قرار باشد مسئول محترم ديگري در فلان مراسم ويژه براي مخاطباني ويژه در برابر دوربين رسانههاي داخلي و خارجي يادي هم از تاثير تحريمها کند، ميگويد: «با اين تحريمها فقط خود تحريمکنندگان ضرر ميکنند. اقتصاد و کشور ما راه مقابله با تحريمها را ميداند. اين تحريمها نشانه درماندگي خود آنهاست.» و همزمان با همين حرفها مسئولي ديگر در گفتوگو با رسانهاي خارجي ميگويد: «اين تحريمها جنايت عليه بشريت است!» يکي ميگويد تحريمها بر اقتصاد ما اثر نگذاشته، يکي ميگويد گذاشته و چند نفر هم آن بيرون ميگويند، تحريمها اصلا اثر مفيدي بر اقتصاد ما داشته است! و اين تفسيرها ادامه دارد... بسته به اينکه کدام مسئول در برابر کدام مخاطب از مجراي کدام رسانه يا تريبون و درباره کدام موضوع سخن ميگويد... قرار هم نيست معيار روشني براي سنجش تاثير تحريمها تعريف و پذيرفته شود تا دستکم امکان سنجش آسيبهاي تحريمها وجود داشته باشد و اما تاثير تحريمها... بهتر است تاثير آن را از مردم بپرسيم... مردمي که درگير آن «کدامها» نيستند، بلکه تنها دغدغهشان کشيدن بار زندگي است؛ باري که هر روز سنگينتر ميشود...