آرمان ملي: کمتر از دو ماه ديگر تا مهمترين رويدادسياسي سال جاري يعني انتخابات مجلس يازدهم زمان باقي است و جريانات سياسي نيز هريک به نوع خود درصددند تا با حضوري مقتدرانه و قوي شانس پيروزي خود را بالا ببرند. در اين ميان اصولگراها به نظارت دلخوش هستند و اصلاحطلبان به سرمايه اجتماعي مردم. اين در حالي است که با توجه به اتفاقات آبان ماه و نارضايتيهاي اقتصادي و معيشتي در جامعه، به نظر مي رسد مردم فعلا اقبال چندان مناسبي نسبت به انتخابات ندارند. لذا اگر اصلاحطلبان ميخواهند که انتخابات پيش رو را نيز مثل دوره گذشته در اسفند 94 از آن خود کنند بايد در اين مدت باقي مانده مردم را نسبت به آينده اميدوار کنند و با راهکارهاي مشخص آنها را به پاي صندوقهاي راي ترغيب نمايند. چرا که موفقيت اصلاحطلبان در گرو مشارکت حداکثري مردم در انتخابات است. براي بررسي شرايط جامعه، نحوه مشارکت اصلاحطلبان در انتخابات و تخريب جريان رقيب، «آرمان ملي» با علي محمد نمازي عضو شوراي مرکزي حزبکارگزاران سازندگي و فعال سياسي اصلاحطلب به گفت وگو پرداخته است که متن آن را ميخوانيد:
بايد چه سازوکارهايي فراهم شود تا شاهد مشارکت حداکثري مردم در انتخابات پيش رو باشيم؟
چندي پيش گفتم که در عرصه اقتصاد امري و دستوري نيست که بگوييم با گران شدن بنزين قيمت کالاهاي ديگر خدماتي بالا نرود. در مسائل اجتماعي نيز تقريبا همينطور است و اينگونه نيست که اگر زمينه و پارامترهاي انتخاباتي با مشارکت حداکثري فراهم نباشد ما اراده کنيم که اين اتفاق رخ دهد. اينها تعارفات سياسي است که دوستان ميکنند چرا که در حال حاضرآنچه مشاهده ميشود شاهد فضاي رقابت حداکثري نيستيم. در حالي که يک مشارکت حداکثري در يک رقابت حداکثري شکل ميگيرد. از سوي ديگر اولا بسياري از چهرههاي شاخص از هر دوجناح ثبت نام نکردند. بخشي از اين چهرههاي درجه دوم وسومي هم که ثبت نام کردند مخصوصا در حوزه انتخابيه تهران رد شدند. مدتهاست مردم به دليل نارضايتيهاي اقتصادي و گرفتاريهاي معيشتي که دارند و بيتوجهيهايي که از سوي مديران و دستگاههاي دولتي صورت گرفته باعث شده تا مردم رويکرد اميدوارانهاي نسبت به دولت، مجلس و انتخابات نداشته باشند. از سوي ديگر نزول جايگاه مجلس نيز کمک کرده تا نوعي دلسردي و بيتفاوتي بر عرصه سياسي و انتخاباتي کشور حاکم باشد. از عاملهاي مهم در يک مشارکت حداکثري وجود کانديداهاي مورد علاقه مردم از جناحها، احزاب و تشکلهاي مختلف است. اما آنچه که اتفاق افتاد متاسفانه برخي هيأتهاي اجرايي خلاف اين رويه عمل کردند. با اين حال اميدواريم که هيأت نظارت استانها با تاييد هيأت مرکزي در بررسي صلاحيت افراد تاييد شده يا شکايت افراد رد صلاحيت شده گشايش به خرج دهند و توجه داشته باشند که با اين شرايط فضا براي انتخابات پر شور مهيا نيست. لذا ميتوانند نامزدهاي توانا و مشهور را به عرصه باز گردانند که اگر اين کار را انجام دهند اميد ميرود که فضا رقابتي شده و مشاکت بالا برود.
کنش انتخاباتي اصلاحطلبان را چگونه ارزيابي ميکنيد؟
همه احزاب اصلاحطلب بر اساس رسالتي که داشتند اعلام کردند در انتخابات شرکت ميکنيم اما من نميدانم که چرا افراد منهاي تصميمات سازماني و بر اساس تصميمات فردي ثبت نام نکرده و در صحنه حضور پيدا نکردند. با اين حال اينکه اصلاحطلبان در اين انتخابات نيز بتوانند موفقيت سال 94 را تکرارکنند چندان قابل دسترس نيست اما درصد موفقيت اصلاحطلبان در انتخابات پيش رو بسته به خروجي هيأت مرکزي نظارت بر انتخابات است و اين هيأت تعيين ميکند که اصلاحطلبان چگونه در انتخابات حاضر خواهند شد و برآن اساس چه ميزان امکان پيروزي و موفقيت خواهند داشت. اگر اين خروجي مطلوب باشد که شوراي نگهبان در خصوص بررسي صلاحيتها مقداري آسانتر گرفته شود ميتوان نسبت به انتخابات و نتايج آن اميدوار بود. اگر در اين مرحله اصلاحطلبان سهم خوبي داشته باشند و شوراي عالي سياستگذاري جبههاصلاحطلبان به ائتلاف برسد و ليست 30 نفره واحدي ارائه دهد اميدواريم که مردم استقبال خوبي نشان دهند. با وجود تمامي مشکلات، مردم نسبت بهآينده کشور دغدغه دارند و پيگيري ميکنند که در فضاي سياسي چه ميگذرد. لذا اينکه گفته ميشود مردم از اصلاحطلبان رويگردان شدهاند، صحيح نيست. اگر ليست خوبي ارائه و مثل سال 94 ايرادات شناسايي، آسيب شناسي و برطرف شود، اميد است که مردم از ليست اصلاحطلبان استقبال کنند.
چند ماهي است که دلواپسان به سياه نمايي عليه اصلاحطلبان ميپردازند و اينگونه وانمود ميکنند که هر آنچه امروز در جامعه اتفاق افتاده ناشي از عملکرد اصلاحطلبان است؛ اساسا اصلاحطلبان در مقابل اين جريانات چه رويکردي اتخاذ ميکنند؟
به نظر من اصلاحطلبان واقعا مظلوم واقع شدند، چرا که اين تعهد اصلاحطلبان به نظام بوده که بهرغم رد صلاحيت کانديداي اصلي خود در انتخابات رياست جمهوري از آقاي روحاني حمايت کردند. همه ميدانند و کارنامه وي نيز نشان ميدهد که آقاي روحاني يک چهره اصولگرا بوده و پلههاي ترقي را يکي پس از ديگري طي کرده تا بدين جا رسيده است. لذا من نميدانم که اگر عملکرد آقاي روحاني و دولتش خوب نيست چرا ميخواهند آن را به گردن اصلاحطلبان بيندازند؟ اتفاقا بايد از اصلاحطلبان تقدير کرد که در زمان خود در بين کانديداهاي موجود به بهترين شخصي که چند دوره نماينده مجلس شورا و خبرگان رهبري و ... بوده راي دادند. عقل سليم و منطق هم حکم ميکرد که اصلاحطلبان بهآقاي روحاني راي دهند. حال به هر صورت دولت عملکرد چندان موفقي نداشت، اما اين دليل نميشود که بگوييم در اين عملکرد دولت، اصلاحطلبان مقصرند. هر چند مقصر آنهايي هستند که شرايط را براي عدم موفقيت و زمينگير کردن دولت فراهم کردند نه اصلاحطلبان که صرفا به حمايت از دولت برخاستند. بايد انصاف به خرج داد و بيحساب و کتاب براي رسيدن به برخي جاها رقيب را تخريب نکرد.