ساحت انتخابات در ديدگاه اصلاحطلبان به دليل همان مباني معرفتي که داشتند همواره دفاع از مردمسالاري، حضور مردم در تعيين سرنوشت خود، دفاع از حق مردم براي انتخاب آزاد و دفاع از حق کانديداتوري افراد ذيصلاح و توانمند در کشور بوده و اين مفاهيم همواره جزئي از کارويژههاي اصلاحطلبان به شمار آمده است. به هر حال اصلاحطلبان علاوه برجنبههاي ديگر مباحث معرفتي مهمترين پروژه خود را بر تقويت جمهوريت نظام گذاشتند و در اين زمينه بحثها و آسيب شناسيهاي زيادي انجام داده و همواره نيز نسبت به تنگ شدن فضاي حضور مردم هشدار دادند. اين در حالي است که برخي از جريانات در کشور که متاسفانه در بخشهايي از نظام حضور موثر دارند، ظاهرا تمايلي ندارند کهاين بخش از جامعه و نظام تقويت شود. مويد اين سخن نيز اين است که در برخي از گفتوگوهايشان بسيار علني ميگويند که حضور حداکثري مردم به معناي حذف آنهاست. با اين حال اصلاحطلبان بارها اين نگاه و انديشه را نقد کردند و نهايتا به اين امر تاکيد و اشاره داشتند که دفاع از مردمسالاري در ايران سابقهاي حداقل 130 ساله دارد و مردم ما براي آن خيلي هزينه داده و تلاش و فداکاري کردند تا مردمسالاري حقيقي و واقعي در جامعه تحقق پيدا کند. با اين حال در شرايط حاضر نيز به رغم برخي نامهربانيها در برخورد با جرياني که وفاداري خود را به مردمسالاري ثابت کرده، در دفاع از حقوق مردم کارنامه روشن و شفافي دارد و در دفاع از خود اين نظام نيز زحمات زيادي کشيده، شاهديم که با نيروهاي مطرح و توانمند اين جريان برخورد لازم و مناسب صورت نميگيرد؛ که در مجالس گذشته و مجلس فعلي شاهد آن بودهايم. اينکه اساسا اصلاحطلبان وظيفه خود ميدانند مردم را به حضور در عرصه انتخابات ترغيب کنند امري پيشيني است که در مباني معرفتي آنهاست، اما اينکه خود اصلاحطلبان چگونه و با چه صفبندي و تواني در عرصه انتخابات حضور پيدا کنند، منوط به اين است که در نهايت پس از تاييد صلاحيتها ببينند که چه سرمايهاي براي آنها خواهد ماند. از يک طرف جريان رقيب همواره نقد ميکند که حضور جريان اصلاحطلب در دولت و مجلس نتوانسته انتظارات را بر آورده کند و از طرف ديگر بدين مساله اشاره نميکنند که چه موانع جدي براي اصلاحطلبان اصيل و توانمند ايجاد ميکنند که نتوانند در عرصه دولت و مجلس حضور موثر و فعال داشته باشند. اينکه اصلاحطلبان چگونه به صحنه خواهند آمد بستگي به سرمايه باقي مانده دارد. ممکن است اين سرمايه نقطهبهنقطه و استانبهاستان متفاوت باشد، ممکن است اصلاحطلبان در جايي کانديدا نداشته باشند ولي مردم را ترغيب به حضور کنند، در جايي ديگر نامزدهاي اندکي داشته باشند و در محل ديگري از شرايط بهتري برخوردار باشند. لذا اين مساله آنچه که برايشان رقم ميخورد بستگي خواهد داشت، اما در عرصه اينکه ما راهي را براي دموکراسي و استفاده از همه ظرفيتها نميشناسيم جز صندوق راي و اتکا به مردم و حضور واقعي آنها در عرصه انتخابات. انتخاب شدن و انتخاب کردن جزء لازم مباني اساسي و بنيادين اصلاحطلبان است که قطعا همچنان تا زماني که عرصه براي اين قضيه باز است حتما به اين مباني تاکيد ميکنند.