شکي نيست که مديران فدراسيون فوتبال تلاش ميکنند تا گزينهاي را انتخاب کنند که بتواند بهتر از ويلموتس عمل کند. بحران اوليه در خصوص ويلموتس هنوز فروکش نکرده است و اگر ما هيچ اسمي براي نشستن روي نيمکت تيمملي نميشنويم به اين خاطر است که مديران فدراسيون در سکوت خبري در حال بررسي گزينههاي خود هستند و احتمال دارد در آينده اخبار مهمي شنيده شود. بدون تعارف سه بحران مهم تيمملي فوتبال ايران را تهديد ميکند. اولين مورد، سن بالاي بازيکنان تيمملي است. يکي از دلايلي که تراکتور در کسب نتيجه موفق نبوده، جذب سه کاپيتان پا به سن گذاشته تيمملي است. اشکان دژآگه، مسعود شجاعي و احسان حاجصفي بازيکناني هستند که سن بالايي دارند. دومين موضوع بحراني تيمملي ايران در خط دفاعي اين تيم است. کارلوس کيروش که هشت سال سرمربي تيمملي بود، در ساختار دفاعي تيمش در جامملتهاي آسيا دچار تزلزل شده بود و هشت مدافع را با هفت آرايش دفاعي در جريان بازيها درون زمين قرار داد. مارک ويلموتس هم نتوانست پس از کيروش سازمان دفاعي ايران را مشخص کند و در دو بازي آخر برابر بحرين و عراق، ايراداتي که در خط دفاعي داشتيم باعث شکست مقابل اين دو حريف عربي شد. سومين مورد، اين است که فوتبال ايران هشت سال به بازي دفاعي با حملات جرقهاي، کوتاهمدت، کم پاس و سريع عادت کرد. با آمدن ويلموتس از عليرضا بيرانوند که دروازهبان تيمملي بود تا رئيس فدراسيون فوتبال و گزارشگر تلويزيوني گفتند تيمملي ايران بايد هجومي بازي کند، در حالي که تغيير شيوه بازي در عرض يک هفته ميسر نيست و نياز به چند ماه زمان دارد. پس تيمملي فوتبال ايران دچار مشکل استايل است. تا زماني که تيم ايران مشکل پير بودن، استايل و شکل بازياش را عوض نکند، بدونشک نميتواند موفق باشد و قطعا کساني که به آنها پيشنهاد مربيگري تيمملي ايران داده ميشود، تمامي اين موارد را مدنظر قرار ميدهند و ميدانند براي آنکه شکل بازي تيمشان عوض شود، حداقل به 6 بازي تدارکاتي براي رسيدن به هماهنگي نياز دارد. اينکه ما نياز داريم از سرمربي خارجي استفاده کنيم بهخاطر پايين بودن دانش گردش فوتبالمان است. بايد بپذيريم که فوتبال ايران در سطح پاييني قرار دارد و علت آن آموزش غلط در 20 سال اخير بوده است. تيم فوتبال استقلال با سرمربي خارجي موفق شد به صدر جدول صعود کند و در غياب اين مربي، ديگر صدرنشين نيست. پرسپوليس با سرمربي خراجي موفق شد با اختلاف چند امتيازي قهرمان ليگ شود. در مقابل ذوبآهني که سابقه حضور در ليگقهرمانان آسيا را داشت با سرمربي ايراني که از لحاظ اخلاقي مربي بسيار خوبي است، اما از لحاظ فني ضعف دارد، در پايين جدول قرار گرفته است. دانش مربياني که در ايران حضور دارند، براي بازيهاي داخلي بسيار خوب است ولي ديديم که در ليگقهرمانان آسيا، برانکو ايوانکوويچ که از همه مربيان داخلي بهتر عمل کرده بود، با پرسپوليس در دور گروهي حذف شد و بيش از 27 سال است تيمي از ايران قهرمان باشگاههاي آسيا نشده است. علت رخ دادن چنين اتفاقاتي پايين بودن دانش در گردش فوتبال ايران است. اينجاست که متوجه ميشويم به چه دليل AFC ليگ برتر فوتبال ايران را پنجمين قاره کهن ميداند. در ديدارهاي تيمملي فوتبال ايران مقابل اسپانيا و پرتغال در جامجهاني 2018 روسيه، کارلوس کيروش نشان داد که چقدر دانش مربيگرياش مطلوب است. او در جنگ نيمکت با سرمربيان تيمهايي که مدعي قهرماني جامجهاني بودند عملکرد خوبي داشت ولي اگر بهجاي کيروش از يک مربي داخلي استفاده ميکرديم، امکان کسب نتايجي برخلاف انتظار وجود داشت.