حوزههاي علميه بايد مديريت شوند و کساني که مديريت و برنامهريزي حوزههاي علميه را دارند بايد افرادي آگاه به زمان، مسائل فکري، فلسفي و شبهات روز باشند. رهبر انقلاب هم که چند سال پيش به قم تشريف آوردند فرمودند: «حوزهها بايد در مسائل فلسفي پيشگام باشند و جلوتر از مراکز ديگر به پيشواز شبهات و سوالات کلامي و فلسفي بروند و براي آنها پاسخ آماده کنند.» ولي حوزهها آنطور که ايشان فرمودند تاکنون عمل نکردند و از زمان عقب هستند، يعني پشت سر حوادث حرکت ميکنند. اکنون خيلي مسائل حقوقي، فقهي، سياسي،اجتماعي، فلسفي وکلامي هست که در جهان غرب و شرق مطرح ميشود، اما حوزه از اين مسائل بسيار عقب است. البته اين برعهده مديريت کلان حوزه قرار دارد و شوراي عالي حوزه بايد کساني مثل شهيدمطهري باشند که 40 سال آينده را ببينند و بر اساس آن برنامهريزي کنند. از طرف ديگر متاسفانه جناح بازيهاي سياسي در درون حوزه نيز تبديل به آفتي شده و مسائل علمي تحتالشعاع مسائل سياسي قرار گرفته که باعث عقب ماندگي حوزه از مسائل روز فکري و اجتماعي شده است. علم نبايد صداي سياست شود و درست است که حوزهها بايد در سياست حضور داشته باشند ولي مسائل علمي و فکري بايد مستقل از جناحهاي سياسي مورد کاوش و پژوهش قرار بگيرد تا اين مساله حل شود. در همين راستا اخيرا آيتا... جوادي آملي سخنراني بسيار عالمانه و حکيمانهاي در دارالقران علامه طباطبايي براي اساتيد و مدرسين داشتند که فرمودند: «اگر برد فکر علما از حرم تا جمکران باشد به درد انقلاب جهاني امام عصر(عج) نخواهد خورد. فردا اگر امام زمان ظهور کند و به شما اساتيد، مدرسين و طلاب ماموريت بدهند که به شرق و غرب عالم برويد، شما زبان اين ممالک را مثل انگليسي، روسي، آلماني، فرانسه، ژاپني و... نميدانيد. يااينکه گفته شود علم شرق و غرب را بايد نقد و بررسي کنيد، اما فلسفه شرق و غرب نميدانيد واز علوم آنها بيخبريد». منظور آيتا...جواديآملي اين بود که شما مبلغيني هستيد که ميخواهيد سربازان امام زمان باشيد، اما سربازاني بيسلاح. به عبارت ديگر وقتي نميتوانيد به زبانهاي ديگر صحبت کنيد لال هستيد، نميتوانيد زبان آنها را بفهميد کر هستيد و وقتي هم که نميتوانيد کتابهاي آنها را بخوانيد کور هستيد. اين چه سرباز امام زماني است که کر و کور و لال است؟ لذا اين معناي انتظار ظهور نيست. ايشان ميگفت امروز بايد بدانيد که شبهات نسل جوان چيست. بايد دکارت، کانت و هايدگر بخوانيد و حرف آنها را بدانيد.» از طرفي صرفاجوانسازي فيزيولوژيکي حوزه را جوان نميکند بلکه جوانگرايي حوزه وقتي است که افکار و شبهات جوانان را مطالعه و تدريس کنند. آن زمان است که ميتوان گفت جوانگرايي در حوزه ظهور انجام ميشود. والا اگر نسل جوان را بياوريم و با افکار 500 سال قبل پرورش دهيم و زمينه براي آشنايي با مسائل روز را فراهم نکنيم جوان بودن نسل طلاب نيز فايدهاي ندارد. حوزه بايد افکار مورد نياز امروز جوانان را مطرح کند و پاسخگو باشد. از سوي ديگر جوان با فطرت پاک تنوع، اخلاق، تقوا و پرهيز ميخواهد واگر اين مسائل علمي و اخلاقي تامين شود و در نحوه برخورد علما و طلاب با نسل جوان دانشروز و آداب و رفتار پسنديده رعايت شود قطعا جوانان جذب ميشوند. بايد به نسل جوان احترام گذاشت و براي انديشههاي آنها ارزش قائل شد و ميدان پرسشگري به آنها داد و برخورد تند نداشته باشيم.