آرمان ملي- سرويس اجتماعي: چندي پيش پزشکي قانوني اعلام کرده در نيمه نخست سال 98، آمار مراجعان نزاع به اين سازمان در مقايسه با سال گذشته افزايشي 2.5درصدي داشته است، اما نکته جالب توجه، چگونگي توزيع جغرافياي نزاع و درگيري است. در استانها و شهرهاي شمالي ميزان نزاع بيشتر از استانهاي جنوبي گزارش شده است. اما علت اين توزيع جغرافيايي خشونت در ايران چيست؟ نزاع، پديدهاي چندوجهي است؛ برخي گرماي هوا، بيکاري، پرسهزدنهاي بيمورد، بيسوادي يا فرهنگ پايين را علت وقوع نزاع و درگيري ميدانند، اما کارشناسان ميگويند فشارهاي اقتصادي و اجتماعي هم تاثير زيادي در بروز نزاع و خشونت دارد.
5ميليون پرونده نزاع
اميرمحمود حريرچي، جامعهشناس در اين باره به ايرنا پلاس ميگويد: نزاع معمولا با خشونت کلامي شروع ميشود و به درگيري فيزيکي ميانجامد. بحث نزاع ميتواند بهعنوان يکي از مشکلات اصلي در جامعه ما مطرح شود؛ بهطوري که برآورد شده از حدود 17ميليون پرونده قضائي در ايران، پنجميليون پرونده فقط به نزاع مربوط ميشود. البته با توجه به آمار 80ميليوني جمعيت ايران، ميزان پروندههاي قضائي بسيار بالاست و ميتوان به تعبيري گفت از بين هر پنج فرد بالغ ايراني، حداقل يک نفر پروندهاي در دستگاه قضا دارد. البته بسياري از موارد گزارش نميشود يا پرونده به پزشکي قانوني نميرود.حريرچي توضيح ميدهد: در تهران روزانه 24 تا 25هزار مورد نزاع وجود دارد. سادهترين چيزي که باعث نزاع ميشود يک تصادف کوچک اتومبيل است؛ يعني آستانه تحمل مردم پايين آمده و مردم بهدليل هر چيزي درگير ميشوند و حاضر به دعوا هستند. در خانوادهها کار به خشونت ميکشد و از واژه نزاع گذر کرده است. به اين دليل که آستانه تحمل پايين است يا اينکه ميخواهيم از طريق نزاع، حقوقي براي خود ايجاد کنيم. يعني دست پيش را بگيريم. در حقيقت آغازکننده نزاع ميخواهد دست پيش را بگيرد؛ يا اينکه حقوق او آنچنان از بين رفته است که با تندي صحبت ميکند.اين جامعهشناس درباره توزيع کشوري خشونت معتقد است: اين موضوع در بخشي از استانها به بحث اقتصادي و در بخش ديگر به بحث فرهنگي مرتبط است و اين دو مسأله در آن نقش دارد. در ميان کساني که دچار فقر بيشتر هستند و در وضعيت اقتصادي بدي به سر ميبرند، خشونت بيشتر است.
شرايط اقتصادي جامعه ما خشونتزاست
وي ميافزايد: همه اين موارد به اين برميگردد که شرايط اقتصادي جامعه ما خشونتزاست، اما شرايط فرهنگي ميتواند در مراحلي اين خشونت را تعديل کند. اين درحالي است که در اقشاري از جامعه با وجود فقر اقتصادي سعي ميشود آبروداري کنند يا وساطت و ميانداري و ريشسفيدي رايج است. همبستگي اجتماعي در استانهايي باعث ميشود نزاع و خشونت، نرخ کمتري داشته باشد.به عبارتي هرچه جامعه کوچکتر باشد، ميتوان انتظار داشت نزاعها کمتر پيش بيايد در حالي که در شهرهاي بزرگتر و مناطق وسيعتر شهرها اين امکان کمتر است. در مناطقي که مرفهتر هستند کمتر شاهد نزاع هستيم؛ چون رفاه اقتصادي دارند و نظارت در آن مکانها بيشتر است تا کار به نزاع نکشد. اما هرچه مناطق فقيرتر باشند اين مسأله بيشتر ديده ميشود. بيشترين نزاعها در بخش حاشيهنشين استانهاست.
آمار بسياري از نزاعها ثبت نميشود
احمد بخارايي، جامعهشناس انحرافات اجتماعي و عضو انجمن جامعهشناسي ايران در اينباره به ايرناپلاس توضيح ميدهد: در آمار مربوط به نزاعهاي دستهجمعي که معمولا جنبه قومي و قبيلهاي دارد يا نزاعهاي انفرادي که معمولا در کف خيابانها اتفاق ميافتد يا نزاعهاي بين زوجين که گزارش ميشود در مرحله ثبت نکتهاي وجود دارد. آن هم اينکه در بيشتر مواقع ثبت نميشوند؛ مثل موضوع خودکشي که در بسياري از موارد آمار آنها ثبت نميشود. در مورد نزاع چنين مسألهاي وجود دارد. در مورد خودکشي گاهي قصد آبروداري دارند و گزارش نميشود يا پزشکي قانوني اين موارد را بهعنوان مسموميت غذايي يا ورود ضربه و مواردي از اين دست اعمال ميکند؛ مگر مواردي که ديگر نشود نام خودکشي را حذف کرد. در مورد نزاع هم دقيقا مسأله همين است.