وقتي به فضاي مجازي و نشريات سر بزنيم، خواهيم شنيد يا ديد که اصولگرايان و اصلاحطلبان مانند قارچ از زمين روييده و شروع به چهچه و بهبه کردهاند و برنامههاي خود را اعلام ميکنند و شرط و شروطي را براي حضور در انتخابات يازدهمين دوره مجلس اعلام ميکنند و اين دو قطب به اصطلاح سياسي جامعه که اعتداليون نيز خود را اصلاحطلب ميدانند، شروع به کُرکُري خواندن براي يکديگر ميکنند تا بتوانند ديگري را به زمين زده و اريکه قدرت را در دست گيرند. در مورد منازعه دو قطب سياسي نکات زير قابل توجه است.
1- اصولگرايان ميگويند با عملکردي که دولت تدبير و اميد در طول اين 6 سال اخير داشته است و کاري کرده که مملکت از نظر اقتصادي در اغما به سر ميبرد و نرخ تورم به 40درصد رسيده است و بيکاري و حاشيه نشيني در کشور بيداد ميکند و اصولگرايان اين ناکارآمدي دولت را به پاي اعتداليون و اصلاحطلبان مينويسند و ميگويند که اصلاحطلبان در حال ريزش هستند و ديگر پايگاه مردمي ندارند چون آنها به اعتداليون يعني دولت تدبير و اميد نزديک شدهاند و حاميان خود را از دست دادهاند و قادر نيستند مشکلات مردم را حل کنند و برنامهاي براي اداره آينده کشور ندارند.
2- اصلاحطلبان نيز مدعي هستند که اصولگرايان کارنامه خوبي از خود بروز ندادهاند و در دوراني که قدرت را در دست داشتهاند، مانند دوران رياست جمهوري محمود احمدينژاد و يا زماني که قوه مقننه در اختيار آنها بوده است، کار مثبتي براي مردم انجام ندادهاند. به همين سبب دچار ريزش شدهاند و سرمايه اجتماعي خود از دست دادهاند و ديگر پايگاه مردمي ندارند و کسي به آنها اعتماد نميکند. البته اين مسائل و کُرکُري خوانيها فقط در موقع انتخابات انجام ميگيرد و در زمانهاي عادي فروکش ميکند.
3- با منازعه اصولگرايان و اصلاحطلبان و کُرکُري خواني آنها، فقط اين مردم هستند که سرشان بيکلاه ميماند چون يا اصلاحطلبان قدرت را به چنگ ميآورند يا اصولگرايان و حتي کار به جايي ميرسد که اين دو قطب وقتي که منافعشان ايجاب کند، با هم کنار ميآيند. در تاريخ نيز ميتوان از شاعر شهيد ميرزادهعشقي نام بُرد که در مورد ملکالشعراي بهار معتقد بود او نان به نرخ روز ميخورد و سر مردم بيکلاه ميماند. نميدانم اين گروههاي سياسي و به قول خودشان حزبي کِي ميخواهند به مشکلات مردم بينديشند و فکري به حال معضلات اين مردم گرفتار بکنند.