هر زمان تيمهاي استقلال و پرسپوليس قوي بودهاند و در کورس قهرماني قرار داشتند تيمملي کشور نيز از اين مساله بهره برد و نتايج خوبي کسب کرده است. تيمهاي سرخابي تهران براي آنکه به موفقيت دست پيدا کنند بايد 5 عامل را بهدرستي اجرا کنند. اصل اول مديريت باشگاه است که وظيفه دارد تمامي مسائل مربوط به باشگاه را به نحوي حل کند که اثرات آن مشهود باشد. مورد دوم مسائل مالي مربوط به باشگاه است. باشگاهي که مشکلات مالي دارد در بيشتر موارد دچار دردسر ميشود. سومين اصل استفاده از سرپرست قابل است. فردي که وظيفه دارد تا ارتباط بين مربيان و بازيکنان با مديريت باشگاه را بدون ايراد اجرايي کند. مورد چهارم سرمربي و دستيارانش هستند. کادرفني بايد با ايدههاي مختلف تيم را در شرايط پيروزي قرار دهد. اصل پنجم بازيکنان هستند که موظف هستند دستورات کادرفني را به بهترين شکل پياده کنند تا تيم نتيجه بگيرد. متاسفانه مشکلات مالي باعث شده تا امور باشگاههاي پرسپوليس و استقلال دچار اختلال شود. آندرهآ استراماچوني مربي حرفهاي است و عادت دارد تا پولش در موعدش پرداخت شود اما کوتاهي مديران استقلال باعث شد تا اين مربي تيمش را در زماني ترک کند که صدرنشين شده بود. پس از رفتن به ترکيه در مدتي کوتاه پول او پرداخت شد. وقتي امکان واريز پول وجود دارد چه دليلي براي تأخير در پرداخت وجود دارد که باعث ضرر باشگاه ميشود. گابريل کالدرون هم تا 5 دي 98 به باشگاه پرسپوليس فرصت داده تا مطالباتش پرداخت شود و اميدوارم وضعيت استقلال درس عبرتي براي پرسپوليس شود تا داستان استراماچوني توسط کالدرون تکرار نشود. وقتي امکان واريز پول داريم نبايد اعتبار بينالملليمان را زير سوال ببريم. باشگاه استقلال با فشار هواداران مبلغ قرارداد شفر را 2 برابر قرارداد سال اول کرد و در پروژه حفظ او شکست خورد. با فشار هواداران هم استراماچوني به ايران بازخواهد گشت و تمامي شروطش در قرارداد جديد ذکر ميشود. اميدوارم فشارهاي کاذبي که هواداران سرخابي ميآورند باعث متضررشدن اين باشگاهها نشود. در ليگهاي برتر دنيا شاهد دخالت غيرمنطقي هواداران در امور باشگاه نبودهايم و باشگاههاي ايراني نيز بايد به همين روش عمل کنند.