بستن

اینگونه اظهارات آسیب به خود شورای نگهبان است

اینگونه اظهارات آسیب به خود شورای نگهبان است

سردار عزيز جعفري فرمانده سابق سپاه، در برنامه جهان‌آراي شبکه افق، با اظهار تأسف از عملکرد گذشته شوراي نگهبان، اعلام کرد: «متأسفانه شوراي نگهبان، مباني فکري کانديداها را چندان بررسي نمي‌کند. مباني فکري کانديداها بايد با مباني نظام تطبيق داشته باشد. اگر کسي در اين مباني اشکال داشته باشد، سنجش آن، وظيفه سنگين شوراي نگهبان است که فکر نمي‌کنم شوراي نگهبان با اين دقت نگاه و روي مباني فکري افراد براي تأييد صلاحيت تمرکز کنند». وي در ادامه با بيان اينکه «در کشورهاي مهد دموکراسي هم بايد نگاه فرد با نگاه حکومت بخواند»، افزوده است: «آقاياني که اينجا روي کار مي‌آيند، ابايي ندارند که بگويند ديدگاه ما با رهبري اختلاف دارد. خوب اگر ديدگاهت اختلاف دارد براي چه آمدي؟» در اين باره، ايرناپلاس، گفت‌وگويي با آيت‌ا... سيدمحمد غروي، عضو جامعه مدرسين حوزه علميه قم و عضو شوراي عالي حوزه‌هاي علميه کشور، داشته که در ادامه مي‌خوانيد:

به نظر حضرتعالي، همخواني ديدگاه‌هاي فکري کارگزاران حکومت ديني با ديدگاه‌هاي رهبري و شخص اول نظام، از نظر فقهي و قانون اساسي، چه جايگاهي دارد؟

آنچه به نظر من مي‌آيد و در قانون به آن اشاره شده، اگر فردي نماينده مسلمانان در مجلس شوراست، بايد فرد مسلماني باشد، مؤمن و متدين باشد و مشکلات سياسي، مالي و اخلاقي نداشته باشد و التزام عملي به ولايت فقيه هم داشته باشد. التزام عملي اگر بخواهد واقعي باشد معنايش اين است که واقعا فرد در درون، چنين اعتقادي داشته باشد، نه اينکه در ذهنش چيزي باشد و در عمل خود را ملتزم نشان دهد. فردي که براي نمايندگي مجلس کانديدا مي‌شود بايد رهبري نظام و قانون اساسي و ولايت فقيه را قبول داشته باشد. اگر اين شرايط در فردي باشد، شوراي نگهبان او را تأييد مي‌کند. اما اينکه فکر کنيم قبول داشتن و التزام عملي به معناي اين است که فردي طابق النعل بالنعل باشد، خير؛ چنين چيزي نيست و حرف مقبولي هم نيست. نبايد فکر کنيم فرد بايد به ريز آنچه رهبري به آن ملتزم است، معتقد و ملتزم باشد؛ حال آنکه خيلي‌ها ممکن است اصلا خبر نداشته باشند و ندانند. آنچه عقلا قابل پذيرش است اين است که بالاخره نظام و قانون اساسي و ولايت فقيه را قبول داشته باشد، متدين باشد و مشکلات مختلف مالي و سياسي و اخلاقي نداشته باشد، همين کفايت مي‌کند؛ بيش از اين من چيزي از قانون نمي‌فهمم. از اين منظر آنچه برخي مطرح مي‌کنند که بايد کندوکاوهاي وسواس‌گونه انجام گيرد، را به مصلحت نمي‌دانم. مجموعا عملکرد افراد در طول عمر انقلاب، نشان مي‌دهد که افراد چه وضعيت و مواضعي دارند و چطور فکر مي‌کنند. اما اينکه وارد مباحث خيلي ريز و بررسي‌هاي موشکافانه وسواس‌گونه شويم، اثرات نامطلوبي دارد و صحيح هم نيست.

در معناي التزام عملي فرموديد که التزام عملي به معناي آن است که هم فرد قلبا قبول داشته باشد و هم عملا ملتزم باشد؛ آيا اعتقاد و باور قلبي، قابل بررسي دقيق و ارزيابي درست است؟

نه. اينکه در قانون اساسي هم تحت عنوان «التزام عملي» آمده از همين منظر است. به عبارت ديگر مي‌خواهد بگويد اگر شما يقين کرديد که فرد التزام ظاهري دارد و اعتقاد ندارد؛ دقت کنيد که اينجا موضوع يقين پيدا کردن مطرح است. بايد در نظر گرفت که در عموم موارد، بين عمل و نظر انسان فاصله‌اي هست و تشخيص اين موارد از موارد نفاق‌گونه، کار دشواري است. به نظر من، التزام عملي ذکر شده در قانون به اين معنا نيست که ببينيم اين فرد که عمل ملتزمي دارد، آيا از نظر فکري هم معتقد است يا نه؛ بلکه معنايش اين است که فرد آيا در عمل هم، اعتقادش را نشان داده است يا نه.

به نظر شما به عنوان يک ناظر، آيا شوراي نگهبان در طول اين سال‌ها، در اين باره دچار خطاي جدي‌اي بوده است؟ در همين زمينه‌هايي که فرموديد، عملکرد شوراي نگهبان را چطور ارزيابي مي‌کنيد؟

من نمي‌توانم بگويم شوراي نگهبان، کوتاهي داشته يا نداشته است. فقط مي‌دانم اين آقايان معصوم که نيستند، هيچ‌يک از ما معصوم نيستيم. گاهي ممکن است اعضاي شورا بر اساس اطلاعاتي که از جاهاي مختلف کسب کرده‌اند، دچار اشتباهات هم شده باشند. چون اينها با علم غيب که کار نمي‌کنند، بر اساس گزارش‌هاي مختلف و تحقيقات محلي و غيره نظر مي‌دهند. از اين منظر، طبعا ممکن است در ارتباط با يک نفر يک تصميمي بگيرند که نادرست باشد؛ چه در رد صلاحيت‌ها و چه در تأييد صلاحيت‌ها. اساسا در هر تحقيقي که صورت مي‌گيرد موضوع همين طور است ولي بايد تلاش شود آن کساني که کانال اطلاعاتي هستند افراد باتقوايي باشند و مسائل را خوب دريافت کنند که اميدواريم اين طور باشد. من اصلا نمي‌توانم ادعا کنم که آنچه از سوي شوراي نگهبان صورت گرفته، همگي درست بوده ولي تا آنجايي که من اين آقايان را مي‌شناسم، بناي حضرات اين است که بر اساس وظيفه شرعي کار خود را انجام دهند.

فکر مي‌کنيد، چرا در اين مقطع زماني، چنين اظهاراتي مطرح مي‌شود؟ آيا برخي، اشتباه خاصي از شورا ديده‌اند و اتفاق خاصي افتاده است؟

آدمي خيلي حرف‌ها به ذهنش مي‌آيد؛ گاهي تلقي‌اي نسبت به افراد بوده ولي در مقام عمل احيانا ديده مي‌شود آنطور که مورد نظر بوده نيست. برخي در مواجهه با اين موارد، فکر مي‌کنند شايد اگر دقت يا حتي وسواس بيشتري مي‌شد، نتيجه جور ديگري بود، در حالي که اينطور نيست. بسياري از افراد واقعا هم اعتقاد و التزام داشته‌اند، اما نظرشان درگذر زمان برگشته است يا حتي شايد در مقام عمل، دچار مشکل شده‌اند. شايد هم ما اشتباه مي‌کنيم؛ اينکه اگر فردي نظر کارشناسي‌اي نسبت به موضوعي دارد که با نظر ولي‌فقيه در آن موضوع متفاوت است، دليل نمي‌شود سريع بگوييم با ولي فقيه زاويه پيدا کرده است. يا اگر ولي فقيه نظري نسبت به موضوعي دارند ولي فردي تلقي متفاوتي از فرمايش ولي فقيه دارد که با نگاه ديگران متفاوت است، نمي‌شود گفت او التزام و اعتقاد خود را از دست داده است. به نظرم، آنچه که زمينه اين گونه اظهارنظرهاست، گاهي مواقع، منافات با تحقيقاتي که شوراي نگهبان کرده، ندارد. گاهي هم آن موقع اعتقاد و التزام بوده و بعد تغيير حاصل شده است. گاهي ممکن است خود اين افراد دچار اشتباه شده باشند و خيال کنند فلاني موضعش برخلاف نظر رهبري است و ملتزم به ولايت فقيه نيست. به نظرم بايد ظرفيت‌ها را بالا برد و نبايد با هر اختلاف نظري، آشفته شويم.

به نظر شما، وقتي يک چهره نظامي در اين مقطع، در رسانه ملي، چنين سخناني را درباره عملکرد گذشته و آينده شوراي نگهبان دارد، نمي‌تواند ذهنيت‌ اعمال فشار به شورا را ايجاد کند و لطمه به جايگاه شوراي نگهبان بزند؟

شورا کار خود را انجام مي‌دهد ولي کسي که مسئوليت دارد يا از نهادي اظهارنظر مي‌کند، بايد بداند به دنبال سخنانش، تحليل‌هاي زيادي مطرح مي‌شود و اينگونه اظهارات، آسيبي براي خود شوراي نگهبان است. ما مي‌خواهيم از مباني انقلاب دفاع کنيم، اما نتيجه عکس مي‌دهد. يعني راحت به بعضي آدرس مي‌دهد که بگويند معلوم شد که بعضي چگونه رد صلاحيت مي‌شوند. من اصولا اين اظهارنظرها را مفيد نمي‌دانم، چنين اظهاراتي را به خصوص از بعضي نهادها کمتر مي‌پسندم. به فرض هم اگر نکته‌اي در اين زمينه دارند، بايد در جلسات با خود اعضاي شوراي نگهبان با ارائه ادله، مطرح کنند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی