نتيجه ميانجيگري ژاپن ميان تهران و واشنگتن را نميشود پيشگويي کرد اما نگاهي به نتيجه سفر آقاي «شينزو آبه» به ايران که چند ماه قبل اتفاق افتاد، نشان ميدهد که اين سفر آثار مثبتي در پي نداشته و گشايشي حاصل نشد. شايد در مقطع کنوني و طي اين مدت وقايعي رخ داده و تجديد نظرهايي از سوي دو طرف صورت گرفته که در نهايت تصميم گرفته شده رئيسجمهور ايران به ژاپن سفر کند؛ چرا که معتقدم توکيو جز نقش ميانجيگري که اين روزها پيگير آن است، کار ديگري از دستش بر نميآيد. ژاپن از روز اول به تحريمهايي که ايالات متحده يکجانبه عليه ايران وضع کرده پايبند بوده، روابط اقتصادي خود را با ايران قطع کرده و تا زماني که تحريمهاي آمريکا رفع نشود نيز نميتواند کاري براي ايران انجام دهد. به همين دليل نيز معتقدم اهدافي که جز ميانجيگري براي اين سفر مطرح ميشود، چندان دقيق نيست و اصليترين موضوعي که در توکيو از سوي رئيسجمهور ايران پي گرفته خواهد شد، همين موضوع ميانجيگري است. ژاپن بسيار علاقهمند است که روابط اقتصادي سودمند خود را با ايران از سر بگيرد اما مشخص است که آنها در شرايط تحريمي چنين ريسکي را نميکنند. در نتيجه آنها از يک سو براي منافع خودشان و از سوي ديگر براي بازگشت آرامش به منطقه خاورميانه تلاش ميکنند اين ميانجيگري به سرانجام برسد. درخصوص ايران نيز شايد مسأله اين است که احساس پديد آمده مبني بر اينکه ادامه قهر به زيان کشور تمام ميشود و ادامه تحريمها ميتواند تبعات بدتري داشته باشد. در شرايطي که همسايگان ما با فروش نفت و جذب درآمدهاي سرشار ارزي به پيش ميتازند و ايران در حصر اقتصادي از پيشرفت باز مانده، شايد اين رويکرد بهوجود آمده که رئيسجمهور مأموريت پيدا کند راهي آبرومندانه براي حل و فصل مسأله بيابد و ايران از زير بار فشار تحريمها خارج شود. تحريم صرفا مانع فروش نفت ايران نيست، بلکه ساختارهاي بانکي و صنعتيايران را نيز تحت تأثير قرار داده است. تحريم ما را به انزوا کشانده، از ظرفيتهاي ايران براي حضور در بازار جهاني کاسته، درآمد ملي را کاهش داده و رشد اقتصادي ايران را منفي کرده؛ اين مشکلات عظيم که هر کدام به تنهايي ميتواند اقتصاد را زمينگير کند، بايد برطرف شود. بنابراين معتقدم ژاپن که خود نيز ذينفع است و ميخواهد نفت ايران را بخرد، کالاهاي خود را به ايران صادر کند و در توسعه صنعتي شريک باشد، تمام تلاش خود را براي موفقيت ميانجيگري به کار ميبندد.