امري طبيعي است که در هنگام وقوع اعتراضات اجتماعي و سياسي، عوامل بيگانگان تلاش ميکنند از شرايط غيرعقلاني، آشفته و اجتناب ناپذير که برآيند اعتراضات است به نفع منافع استعماري خود بهرهبرداري کنند، اما منطقي، کاربردي، واقعبينانه و آينده نگرانه نخواهد بود اگر اعتراضات فقرا و مستضعفان را تنها به بيگانگان و بدخواهان نظام و کشور نسبت دهيم. هر شهروند خردمند، اخلاق فهم، وطن پرست و قانون فهم، معتقد است که آشوب يک پديده اجتماعي بسيار مخرب، نامطلوب و پرهزينه است. پيرامون نامطلوببودن آشوبهاي اجتماعي هيچاختلاف نظري ميان وطن دوستان وجود ندارند، اما براي پيشگيري از اعتراضات و آشوبهاي مخرب، نامطلوب و اجتنابناپذير آتي، بسيار ضروري است تا اعتراضات اخير آسيبشناسي و ريشههاي پديد آمدن اعتراضات تبيين شود. مفاهيم مستضعف و فقير از بنياديترين مفاهيم و پر بيراه نيست اگر گفته شود يگانه دليل وقوع انقلاب 57 بود. از اين رو، بهبود زيست والاترين هدف انقلاب بود. حال آنکه در اين روزها، نياز به آمار و ارقام، تحقيقات حوزوي و دانشگاهي يا برنامههاي آنچناني تلويزيوني نيست تا ابعاد و عمق مشکلات را مشاهده يا درک کنيم. چهره و صداي مستضعفان را ميتوان در راهروهاي بيمارستانهايي که افراد براي فروش اعضاي بدن خود منتظر ورود به اطاق عمل هستند، زنان، دختران و بچههايي که سر چهاراهها بهدنبال سير کردن شکم خود هستند، ديد. خدمت به مردم کليد واژهاي است که بيشتر سياستورزان به منظور اعتبار بخشي و توجيه اظهارات، اهداف و عملکرد خود به وفور استفاده ميکنند. کاش ميشد برخي از اين بزرگواران را پاسخگو کرد و از آنها پرسيد مردمي که مخاطب انديشهها، اظهارات و عملکرد شما هستند، در کدام کشور يا حتي کدام سياره زيست ميکنند؟ بهعنوان يک مسلمان حق خود ميدانم که اين پرسش را مطرح کنم، چرا در کشوري که مردم آن زير چتر اسلام زيست ميکنند و داراي منابع و ذخاير خدادادي سرشار است، بايد اين همه مستضعف وجود داشته باشد؟ مردم رژيم پهلوي را نخواستند، چون در آن رژيم بيعدالتي، فقر و انبوه مستضعفان ناشي از شکاف طبقاتي و... در جامعه وجود داشت. مردم مجذوب اهداف، آرمانها و شعارهاي انقلاب مبني بر برچيدن بيعدالتي، تبعيض، فقر و تحقق خودکفايي، استقلال، کوتاه کردن دست بيگانگان و... بودند. وظيفه همه دلسوزان وطن دوست است که صادقانه شرايط عيني امروز کشور را با آرمانها، اهداف و شعارهاي اوليه انقلاب مقايسه کنند. نياز به تحصيلات عالي حوزوي يا دانشگاهي نيست تا متوجه شويم واقعيت عيني و ملموس حال حاضر شهروندان چقدر با آرمانها، اهداف و شعارهاي اول انقلاب فاصله گرفته است. گواه شرايط نامطلوب شهروندان گفته مقام معظم رهبري مبني بر عقب ماندن از عدالت، يا گفته رئيسجمهور مبني بر لزوم گوش کردن به شهروندان و مراجع به آراي مردم در برخي امور است. فقر و ارتش مستضعفان دريچه و پناهگاه نفوذ بدخواهان و دشمنان نظام و کشور به درون مديريت کلان است. اگر کارگزاران صادق ميخواهند کشور و نظام را در مقابل دشمنان مصون نگه دارند و از آشوبها و اعتراضات اجتماعي پرهيز کنند تنها و کم هزينه، کاربردي و منطقيترين راهکار کاهش و حل و فصل فقر و درد و رنج فقرا و مستضعفان است.