بستن

چرا احزاب فاقد شم و علم سیاست‌اند

چرا احزاب فاقد شم و علم سیاست‌اند
داود علی‌بابایی پژوهشگر تاریخ معاصر

مي‌گويند در کشور بيش از 250 حزب سياسي وجود دارد. اگر تمام اين احزاب را تجميع کنند، تعداد اعضاي آنها به ده‌هزار نفر نمي‌رسد و مردم کشور اصلا از وجود اين احزاب اطلاعي ندارند و فقط گروه اندکي که با مسائل سياسي سر و کار دارند؛ برخي از اين احزاب را مي‌شناسند. در مورد اين احزاب نکات زير قابل توجه مي‌باشد. 1- اولا اين احزاب قدمتشان به بيش از 30 سال نمي‌رسد، به همين دليل مي‌توان گفت آنها هيچ ‌اصالتي ندارند. ثانيا اين احزاب فقط کار سياسي در سطح پايين انجام مي‌دهند و هيچ کار اجتماعي، فرهنگي و اقتصادي براي رفع مشکلات مردم انجام نمي‌دهند، به همين دليل آنها هيچ‌رسالتي نيز ندارند تا براي خود پايگاه مردمي ايجاد کنند و در زمان انتخابات بتوانند براي جمع‌آوري آرا از اين پايگاه‌هاي مردمي استفاده کنند. 2- گرچه واژه سياسي با احزاب ايراني عجين شده است و تمام اين احزاب خود را سياسي مي‌نامند و شوراي مرکزي اين احزاب متاسفانه از سياست داخلي و خارجي کشور هيچ ‌اطلاعي ندارند چون در آن قد و قواره‌اي نيستند که از سياست کلان کشور سر دربياورند و خود را سياستمدار بپندارند. با خواندن چند جلد کتاب سياسي هيچ ‌انساني سياستمدار نمي‌شود و حتي نمي‌توان به او سياست‌دان اطلاق کرد بلکه او را مي‌توان سياست خوان ناميد. متاسفانه شايد تعداد احزابي که در کشور فعاليت مي‌کنند و رهبران يا شوراي مرکزي آنها از سياست خرد و کلان، سياست داخلي و خارجي، سياست روزمره و سياست رهايي‌بخش سر در مي‌آورند و با الف باي علم سياست آشنايي دارند و تجربيات سياسي کشور را پشت سر گذارده‌اند به تعداد انگشتان يک دست هم نمي‌رسد. 3- آنهايي که خود را رهبر حزب مي‌دانند و خود را سياستمدار جلوه مي‌دهند، در کشور خود را برتر از ديگران مي‌پندارند در حالي که در کشورهايي که دموکراسي بر آنها حاکم است، سياستمدار يعني مدير وليکن در کشور ما سياستمدار (البته سياست‌خوان و سياست‌باز) يعني برتر از ديگران و اين فخرفروشي از سياست به ابعاد ديگر جامعه يعني فرهنگ، اقتصاد، آموزش، بهداشت و غيره نيز سرايت کرده است و همه چيز را تحت‌الشعاع خود را قرار داده است. 4- آنچنان احزاب در کشور سياست‌زده شده‌اند که وقتي به قدرت مي‌رسند چون نمي‌توانند کشور را تکامل بخشند و در صحنه جهاني خود را هويدا کنند، دست به سياست‌زدگي مي‌زنند و خود را سياستمدار مي‌پندارند و با همين ترفند مردم را گمراه کرده و باعث فريب مردم مي‌گردند. سياستمدار آن است که براي اداره کشور برنامه درازمدت و سياست رهايي‌بخشي داشته باشد نه اينکه برنامه‌اي که ندارد هيچ، يک پروسه تحت عنوان برنامه کوتاه‌مدت يا کلنگي براي اداره کشور ارائه مي‌دهد و کار به جايي مي‌رسد که حداکثر براي يک سال مي‌تواند طرحي تحت عنوان برنامه در زمينه اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي، بهداشتي، آموزش و سياسي ارائه دهد و خودش هم نمي‌داند در سال آينده چه پيش خواهد آمد. جامعه‌اي که احزابش خالي از سياست درازمدت و رهايي‌بخش باشد، رو به پيشرفت نيست. به همين دليل کشور ما بعد از گذشت 40 سال از انقلاب به پيشرفت و توسعه دست نيافته و فقط سياست‌خوان‌هاي کشور سعي مي‌کنند نظام را حفظ نمايند و کاري به خواسته‌هاي مردم ندارند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی