ادامه از صفحه 2 / از اين فاصله سود ببرند. اگر کالاهاي اساسي باهمان قيمت نيمايي به دست مردم برسد يعني حداقل هر دلاري چهار، پنج هزار دلار اختلافش است که ضربدر در 14 ميليارد، 64 هزار ميليارد تومان ظرف اين دو سال است. نيت دولت و مجلسي که اين ميزان را تصويب کرده، خالص ولي اين مشروط به اين است که دست مردم برسد و اگر دست مردم نرسد، بدتر از بدتر است. يکي از مشکلات بودجه هم همين است که دولت دوباره ميخواهد ارز 4200 توماني را با حسن نيت تخصيص دهد ولي اگر عملا همين روالي که قبلا بوده، تکرار شود همين آش است و همين کاسه. در اينکه قيمت واقعي ارز حدود هفت، هشت هزار تومان است شکي نيست ولي به هر دليل تقاضاهاي کاذب، جنگ رواني، مسائل مربوط به سوداگري و توان بانک مرکزي، آنچه در واقعيت شاهديم اين است که کالاها واقعا با ارز نيمايي به دست مردم نميرسد. حتي مواد اوليه هم با ارز نيمايي به دست مردم نميرسد. يکي از نکاتي که رئيسجمهور در بودجه تاکيد داشتند که کالاهاي اساسي را با ارز 4200 توماني و ساير کالاها را 8500 توماني، اين هم خيلي خوشبينانه است. در مجموع به نظر ميرسد در يک فضاي خوشبينانهاي بودجه تدوين شده که خوب است ولي اجرايش مشکل است.