بستن

شیوه‌های اصلاح‌گرایانه کم‌هزینه‌تر است

شیوه‌های اصلاح‌گرایانه کم‌هزینه‌تر است
علی‌اکبر گرجی دانشیار دانشکده حقوق دانشگاه شهیدبهشتی

مي‌دانم که برخي سياستمداران ايراني واژه‌ها و مفاهيم را به گروگان گرفته‌اند و مفاهيمي مانند اصولگرايي، اصلاح‌طلبي، قانونمداري و آزادي را به گروه‌ها و احزاب خاصي ارجاع مي‌دهند که هيچ‌يک در برآوردن حاجات و مطالبات مردم کامياب نبوده‌اند. اما واقعيت آن است که هيچ‌راهي عاقلانه‌تر و کم‌هزينه‌تر از شيوه‌هاي اصلاح‌گرايانه وجود ندارد. مي‌دانم که از وضعيت اجتماعي، سياسي، اقتصادي و فرهنگي موجود به شدت نارضايتي وجود دارد. صادقانه بگويم، نارضايتي من از وضعيت موجود بيشتر است، اما ايمان دارم که توسل به سازوکارهاي خشن نه تنها وضعيت را بهبود نخواهد بخشيد، بلکه به مراتب اوضاع را وخيم‌تر خواهد کرد. بايد به کساني که در فکر روش‌هاي پرهزينه هستند، گفت که گوشه چشمي از حرکت‌هاي خشن را در اواخر آبان ملاحظه کرديد. به چشم خود ديديد که دولت منتخب ملت در بن‌بست ساختاري و تحريم‌زده کنوني مجبور شد دست به اصلاح قيمت بنزين بزند. به‌نظر مي‌رسد مسيرهاي نقش‌آفريني ملت سخت شده است. در حوزه اقتصاد نيز چنين است. برخي سختگيري‌ها در حوزه سياست عملا ناکارآمدي را افزون کرده، اما به‌رغم همه اينها، راهي درست‌تر، عاقلانه‌تر، کم‌هزينه‌تر، تجربي‌تر و اصولي‌تر از اصلاح و بهبودخواهي تدريجي وجود ندارد. جمهوري اسلامي برآمده از يک انقلاب مردمي است و قانون اساسي آن در زمانه خود، به تصويب ملت رسيده و مشروعيت دارد. نبايد اجازه داد که قانون اساسي به محاق برود و اعتبار خود را از دست بدهد. همه ما بايد بکوشيم، بدون کنار کشيدن و نااميدي نسيم عقلانيت را در ساختار فعلي بوزيم تا روزنه‌هاي انعکاس مطالبات ملت گشوده‌تر شود. آنچه بدان مي‌انديشم، اصلاح ساختاري است. جنبش اصلاحگري ايران به‌صورت جدي و صادقانه به‌دنبال اصلاحات نرفته است، غافل از آنکه وضعيت امروز ما ناشي از ناکارآمدي و فسادي است که از گذشته جريان يافته است. راه‌حل نيز اصلاح نهادي، هنجاري و رفتاري است. يکي از دلايل به نتيجه نرسيدن اصلاحات در ايران، مغفول ماندن اصلاحاتي از اين دست و تاکيد بيش از حد بر اصلاحات هنجاري (قوانين و مقررات) و رفتاري بوده است. به بيان ديگر، جنبش اصلاح‌طلبي ايران کارآمد و کم‌عيب‌بودن ساختار را مفروض گرفته و راه برون رفت از بن‌بست‌هاي پديد آمده را تغيير رفتارها و اصلاحاتي از اين دست مي‌داند. اين جنبش هيچ‌گاه بينش، دانش و شجاعت لازم را براي تبديل اصلاحات ساختاري مانند اصلاح ساختار و بافتار نهادهاي سياسي و اداري نداشته است. چگونه است که ليدرهاي اين جريان از تبديل بازنگري ساختارگرايانه قانون اساسي به يک مطالبه جدي پرهيز دارند؟ نکته آخر هم با عافيت‌طلباني است که از آن سوي مرزها براي دولت و ملت ايران خواب‌هاي آشفته ديده‌اند. هرگز کساني را که در ينگه دنيا نشسته و با وقاحت تمام جوانان مظلوم ايران را به برداشتن اسلحه يا ديگر اقدامات خشن دعوت مي‌کنند، دلسوز مردم نمي‌دانم. توفان که بيايد، آباداني براي ملت به ارمغان نمي‌آورد. سيل که بيايد، خوب و بد را با هم خواهد برد و همه را خانه‌خراب خواهد کرد.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی