رئيس مرکز تحقيقات آلودگي هوا در پژوهشکده محيطزيست دانشگاه علوم پزشکي تهران گفت: بر اساس آخرين گزارش در سال 1397 مرگ سه هزار و 447 نفر 30 سال و بالاتر از آن در تهران به علت مواجهه با ذرات معلق کمتر از 5/2 ميکرون ثبت شده که هزينه اقتصادي آن حدود 3/1 ميليارد دلار برآورد شده است. محمدصادق حسنوند روز پنجشنبه در نشست نقش آلودگي هوا بر افزايش بيماريهاي قلبي، تنفسي و سرطانها افزود: آلودگي هوا مشکلي است که حدود 92 درصد مردم دنيا با آن مواجهند. در واقع اين درصد مردم دنيا با غلظتي از آلايندهها در هوا روبهرو هستند که بيشتر از حد استاندارد است. به عنوان مثال در کشوري مانند آمريکا 137 ميليون نفر در مناطقي زندگي ميکنند که غلظت آلايندهها در هوا بالاتر از مقدار استاندارد است. وي اظهار داشت: سازمان بهداشت جهاني اعلام کرده که سالانه هفت ميليون مرگ منتسب به آلودگي هواست که 2/4 ميليون آن مربوط به آلودگي در هواي آزاد و بقيه مربوط به آلودگي در داخل منازل است. درواقع اين هفت ميليون مرگ حدود 10 درصد مرگومير دنيا را به خود اختصاص داده است. عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي دانشگاه تهران با بيان اينکه در ايران بين 30 تا 40 هزار مرگ در سال را منتسب به آلودگي هوا ميدانند، ادامه داد: سازمان بهداشت جهاني اعلام کرده است که آلودگي هوا بعد از سيگار بيشترين نقش را در بروز بيماريهاي غيرواگير دارد، در حالي که اگر کيفيت هوا مطلوب و غلظت آلايندههاي هوا استاندارد باشد ميتواند اميد به زندگي را 6/0سال افزايش دهد. به عنوان مثال اگر تمام سرطانهاي ريه و پستان را هم ريشهکن کنيم معادل اين 6/0 سال نميشود.وي اظهار داشت: مساله مهم اين است که ميدانيم آلودگي هوا را چگونه کاهش دهيم اما سرطان را هنوز نميدانيم. بنابراين اگر آلودگي را کنترل کنيم به ميزان زيادي اميد به زندگي افزايش مييابد.حسنوند با اشاره به اينکه آلودگي هوا در دنيا هشتمين عامل خطري است که بيشترين مرگ را به خود اختصاص داده است، در حالي که در کشور ما هفتمين عامل است، ادامه داد: در سال 1990 رتبه نهم را داشته است، اما در سال 2017 به هفتم رسيده که اين نشان ميدهد يکسري کارها در اين زمينه انجام شده است. وي ذرات معلق را مهمترين عامل خطر در ايران دانست و تصريح کرد: بر اساس مطالعات انجام شده 70 درصد بار عوامل خطر محيطي را به خود اختصاص داده است. در زمينه تاثير ذرات معلق کمتر از 5/2 ميکرون 152 کشور را مورد بررسي قرار داده و رتبهبندي کردهاند. غلظت آن در دنيا 51 ميکروگرم بر متر مکعب است که نشان ميدهد ايران در اين زمينه نسبت به متوسط دنيا در جايگاه وسط قرار دارد؛ يعني اين غلظت در ايران از حد استاندارد نيز کمتر است و داراي غلظت 49 ميکروگرم بر مترمکعب است. عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي دانشگاه تهران يادآورشد: بنابراين وضعيت ايران در اين زمينه نسبت به برخي کشورها خوب است. غلظت ذرات معلق کمتر از 5/2 ميکرون در سوئد، استراليا و کانادا کمتر از 10 ميکروگرم است و غلظت اين ذرات در عربستان، قطر، کويت، امارات و بحرين از ايران بيشتر است. رئيس مرکز تحقيقات آلودگي هوا در پژوهشکده محيطزيست دانشگاه علوم پزشکي تهران تصريح کرد: اما مساله مهم درباره ايران اين است که روند غلظت ذرات معلق کمتر از 5/2 ميکرون در کشور رو به افزايش است. بر اساس مطالعات انجام شده غلظت اين ذرات در ايران از سالهاي 2010 تا 2016 (1389 تا 1395) 8/7 درصد افزايش داشته است، البته متوسط دنيا نيز روند افزايشي داشته اما در کشورهايي مانند چين 2 درصد، مکزيک 12 درصد، فرانسه 3 درصد و سوئيس 6 درصد بوده است. وي با اشاره به اينکه تهران 13 ميليون جمعيت دارد، گفت: ايستگاههاي کنترل و پايش آلايندهها در سطح شهر تهران نشان داده که وضعيت غلظت آلاينده ذرات معلق کمتر از 5/2 ميکرون در جنوب غرب و مرکز تهران بيشترين غلظت را دارد و اين غلظت نسبت به مناطق يک و دو، 2 برابر است. درواقع تفاوت غلظت در داخل تهران بسيار بيشتر از تفاوت تهران با مثلا اصفهان است. گزارشها نشان ميدهد غلظت اين آلاينده در سال 1397 در شهرري و پيروزي 37 ميکروگرم در مترمکعب بوده و در مناطق يک و دو حدود 17 تا 19 ميکروگرم بوده است. حسنوند تاکيد کرد: در شهري مانند تهران با اين تعداد جمعيت 22 ايستگاه پايش وجود دارد که فقط 14 ايستگاه غلظت ذرات معلق کمتر از 5/2 ميکرون را اندازهگيري ميکنند؛ در حالي که به تعداد بيشتري ايستگاه نياز داريم. به عنوان مثال در مرکز شهر تهران چنين ايستگاهي وجود ندارد. وي با اشاره به اينکه سال گذشته هفت منطقه از 22 منطقه در کشور ايستگاه اندازهگيري داشته است، به برخي اقدامات انجام شده در راستاي کاهش آلودگي هوا در کشور اشاره کرد و گفت: بين سالهاي 1385 تا 1397 يکسري اقدامات صورت گرفته که منجر به کاهش غلظت دياکسيد گوگرد در هواي تهران شده است، يعني از غلظت 60 واحد به 5 واحد رسيده، اما غلظت ذرات معلق کمتر از 5/2 ميکرون افزايشي بوده است. در واقع غلظت آن در تمام اين سالها بالاتر از حد استاندارد و حدود 2 تا 4 برابر استاندارد بوده است. در سال 97 حدود 220 روز غلظت اين آلاينده در تهران بيشتر از استاندارد بوده است. تغيير غلظت دي اکسيد نيتروژن نيز در اين سالها بسيار معنادار نبوده، اما از سال 92 به اين طرف روند افزايشي داشته است. رئيس مرکز تحقيقات آلودگي هوا در پژوهشکده محيطزيست دانشگاه علوم پزشکي تهران به اثرات بهداشتي آلاينده هاي هوا در شهر تهران اشاره کرد و افزود: بر اساس آخرين گزارش در سال 1397 مرگ سه هزار و 447 نفر 30 سال و بالاتر از آن به علت مواجهه با ذرات معلق کمتر از 5/2 ميکرون بوده است. در واقع آلودگي هوا بيشتر افراد مسن و مستعد را تحتتاثير قرار ميدهد و بيش از 70 درصد از مرگ منتسب به آلودگي هوا در تهران در ميان افراد بالاي 65 سال بوده است. وي به سالهاي از دست رفته به علت مرگ ناشي از آلودگي هوا در تهران اشاره کرد و گفت: به اين نسبت به واسطه مواجهه با آلودگي ذرات معلق کمتر از 5/2 ميکرون در تهران 42 هزار سال عمر از دست رفته داشتهايم که در گروه سني 15 تا 65 سال حدود 27 هزار سال بوده است. همچنين هزينه اقتصادي آن براي شهر تهران حدود 3/1 ميليارد دلار بوده است. اينها آمارهاي تکاندهندهاي هستند و بايد بررسي کرد که کشورهاي موفق در خصوص کنترل آلودگي هوا چه کارهايي انجام دادهاند. عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشکي دانشگاه تهران افزود: يکي از کشورهاي موفق در اين زمينه چين است که موفقيت خوبي در شهر پکن به دست آورده است. در واقع رکورد کاهش آلودگي هوا در پنج سال را ثبت کرده و در سال 2013 تا 2017 توانسته غلظت ذارت معلق کمتر از 5/2 ميکرون را 35 درصد کاهش دهد. آنها در اين مسير سرمايهگذاري بزرگي کردهاند و برنامه منسجمي را دنبال و قوانين و جرائم زيستمحيطي سنگيني وضع کردهاند تا اينکه موفق شدهاند. وي تاکيد کرد: آلودگي هوا مشکل تمام دنياست. ابتدا بايد شفافيت اطلاعات را در اين زمينه داشته باشيم و گام بعدي برطرف کردن مشکل است. برنامههاي موفقي زيادي در دنيا وجود دارد که ميتوانيم از آنها کمک بگيريم. وي يادآور شد: مشکلي که در کشور ما وجود دارد اين است که برنامههاي ما در زمينه کاهش آلودگي هوا مبناي علمي ندارد. به عنوان مثال وقتي سهم خودروهاي شخصي در تهران در آلودگي هوا حدود 2 درصد است ديگر اجراي طرح زوج و فرد يا LEZ معنايي ندارد، کشوري مانند چين با توسعه حمل و نقل عمومي، ارتقاي کيفيت سوخت، ارتقاي استاندارد خودروها، تقويت زيرساختها براي استفاده از دوچرخه و استاندارد براي صنايع در اين زمينه موفق بوده است.