جنبش دانشجويي از ابتداي شکلگيري تا کنون فراز و فرودهاي بسياري داشته و شايد يکي از تاثيرگذارترين جنبشهاي پايدار تاريخ معاصر ايران است که از 1320 تاکنون توانسته با همه سختيها و مشکلات دوام بياورد. هر چند که اين جنبش طي اين مقاطع مختلف دچار فترت و آسيبهاي جدي شده، طبيعتا در اين 78 سال با تاريخ معاصر کشور پيوند خورده و بخش مهمي از تاريخ معاصر ما را در فراز و فرودهايي که از 1320 تا 98 داشتهايم، تشکيل داده است. البته به دلايل عديدهاي اين جنبش در شرايطکنوني به محاق رفته و به نوعي احساس ميکنيم که چراغهاي آن در حال خاموشي است که خود جاي نگراني دارد. از اين جهت جنبش تاثيرگذار پايداري که در تاريخ معاصر نقش بسيار مثبتي را ايفا کرده، در بزنگاهها به کمک کشور و مردم آمده و به اين معني بلندگوي دفاع از آزادي، عدالت، فرهنگ ملي و ديني جامعه بوده، به دلايل عديدهاي با نوعي کاهش جاذبههاي گذشته روبهرو شده است. البته بخشي از اين خمودگي شکل طبيعي دارد و تحولات عظيمي که در عرصه نظام ديجيتال و فضاي مجازي ايجاد گرديده باعث شده تا حتي سياستورزي احزاب نيز تحتالشعاع قرار گيرد. لذا اينها ديگر تنها کانونهاي انتقال اطلاعات سياسي يا دانش سياسي نيستند، بلکه رقيب بزرگي پيدا کردند که تا حد زيادي در نزديکترين زمان و مکان ميتواند نيازهاي جامعه هدف خود را پوشش دهد. از اين رو طبيعي است که همه جنبشهاي اجتماعي، سياسي، فرهنگي جهاني و ايران را تحت تاثير قرار دهد. از طرف ديگر به دليل ضعف کانونهاي مدني حرفهاي، طبيعتا در طي اين ساليان دراز جنبش دانشجويي بار سنگين وظايف اين کانونهاي مدني حرفهاي را به دوش کشيده است. در حالي که اين بار سنگين بر دوش يک جرياني قرار ميگيرد که دمبهدم در حال نوزايي و تغيير است، در حالي که در فعاليتهاي حرفهاي، فعاليت افراد در احزاب طي ساليان متمادي ادامه دارد. بار سنگيني که جنبش دانشجويي به دوش کشيده در عين حالي که تعهد اجتماعي خود را در طول تاريخ 70، 80 ساله نشان داد، اما اين جنبش را فرسوده کرده است. در عين حال چون جنبش دانشجويي هزينههاي سنگيني هم پرداخت کرده، با نوعي افول اين جنبش معطوف به سياست مواجهيم. البته مسئولان نيز در دورههاي مختلف در اين افول تاثيرگذار بودهاند. نکته ديگري که ميتوان جنبش دانشجويي را در شکل جديد آن جستوجو کرد، اين است که جنبش معطوف به سياست تا حدود زيادي به جنبش دانشجويي معطوف به فعاليتهاي اجتماعي تبديل شده و عرصههاي گستردهتري از فعاليتها مثل فعاليتهاي صنفي، انجمنهاي علمي، کانونهاي فرهنگي، انجمنهاي ورزشي و کانونهاي زيست محيطي را فراروي خود باز کرد. لذا ديگر در چهره گذشته خود بازتاب ندارد و چهره سياسي جنبش دانشجويي بخشي از بدنه را به خود اختصاص ميدهد. نهايتا عوامل گوناگوني دست به دست هم داده تا با کمفروغي فعاليتهاي جنبش دانشجويي با مفهوم گذشته آن روبهرو باشيم.