بستن

زیستن در خاطرات

زیستن در خاطرات
نیلوفر اجری منتقد و داستان‌نویس

«اگر باران دريا بود» نوشته شاهين شجري‌کهن را بيش از هر مولفه‌ ديگر، بايد يک اثر اقليمي دانست و از اين منظر بررسي کرد. آنهم در زمانه‌اي که داستان اکثر کتاب‌هاي تازه منتشرشده يا در پايتخت اتفاق مي‌افتند و يا اصلا به اقليم خاصي اشاره نمي‌کنند، اين ويژگي مي‌تواند يک امتياز مثبت، تلقي شود. نويسنده در اين کتاب، خواننده را با جغرافياي طبيعي شهر زادگاه خود، آشنا مي‌کند. با دريا و مردابش، پل‌ها و خيابان‌هايش، پرندگان مهاجر و ميوه‌هاي مخصوص خودش. ولي مهم‌تر از اين جغرافياي طبيعي، جغرافياي فرهنگي است که در خلال ماجراهاي داستان، با آن آشنا مي‌شويم. درواقع، همراه با نويسنده و اتفاق‌هايي که از سر مي‌گذراند، سنت‌هاي اجتماعي و باورهاي اقليمي مردم بندر انزلي را درک مي‌کنيم و اين درک و شناخت مفهومي به‌مراتب بالاتر از آشنايي صرف براي خواننده به‌همراه دارد. بااين‌حال نويسنده از اصل ساخت «شبه‌زبان» دور مانده؛ بنابراين ديالوگ‌ها يا کاملا به زبان معمول هستند يا عينا زبان گيلکي به‌همراه ترجمه‌ اجباري همان ديالوگ درکنارش! حال آنکه در داستان اقليمي يکي از وظايف مهم نويسنده، ساخت يک شبه‌زبان به‌وسيله‌ جا‌به‌جايي ارکان جمله و آوردن يکي‌دو کلمه از گويش يا زبان موردنظر، در کنار کلمات زبان معيار است. گرچه جدا از بحث ديالوگ‌ها، زبان روايت داستان به‌خودي خود، کاملا ساده و روان است که اين يک مزيت محسوب مي‌‌شود.

«اگر باران دريا بود» داستان سرراستي دارد که خواننده بدون مقدمه‌چيني با آن روبه‌رو مي‌شود. سرگذشت مردي که زندگي عاطفي‌اش در شرايط بغرنجي قرار گرفته. بااين‌حال مرد داستان، دقيقا برخلاف کليشه‌هاي سنتي و کلاسيک، دست به کارهاي قهرمانانه نمي‌زند تا ديگران و حتي خودش را نجات بدهد. او کاملا منفعل است و گاهي حتي به‌جاي رويارويي با مشکلات، ترجيح مي‌دهد فرار کند و در اين گريز، خودش را به‌دست خاطرات گذشته مي‌سپارد. با اين تمهيد محتوايي، نويسنده فرم داستان خود را نيز پيدا مي‌کند. به‌اين‌ترتيب که بخش‌هاي کتاب، به‌صورت موازي بين حال و گذشته‌ شخصيت اصلي در نوسان است. هرچند حتي در بخش‌هاي مربوط به زمان حال، باز هم شاهد خاطره‌هايي از گذشته هستيم که در بعضي بخش‌ها کارآمد است، ولي در بخش‌هايي داستان را از ريتم مي‌اندازد. به‌عنوان مثال تعليقي که در وعده‌ ملاقات شخصيت اصلي با همسر سابقش وجود دارد اينقدر زياد هست که نبايد از مخاطب انتظار داشت آن را با اشتياق بخواند! گرچه در بسياري مواقع، خاطرات گذشته، به چيزي فراتر از خاطره‌ صرف اشاره دارد و آن «تاريخ» است؛ تاريخي که مردم انزلي از سر گذرانده‌اند و شايد تاکنون ناگفته باقي مانده باشد. اثرات جنگ جهاني اول و همچنين همسايگي با کشور روسيه به‌روي اين اقليم، که با زبان قصه‌گوي نويسنده، روايت مي‌شوند بسيار حائز اهميت است.

در خلال اين خاطرات تاريخي و به صورت گسسته، شاهد زندگي سه نسل هستيم. گرچه نويسنده، بيش از مرد‌ها از زندگي زن‌ها روايت مي‌کند و اين توجه عمدي نشان از جايگاه زن در اقليم نويسنده دارد. جايي‌که زن‌ها پا‌به‌پاي مرد‌ها يا گاهي بيش از يک مرد کار مي‌‌کنند و در همين کارکردن که در بسياري اوقات مالايي (ماهيگيري)، زنبورداري، شاليکاري و ساخت صنايع‌دستي است نيز مي‌توان ردپاي ويژگي‌هاي اقليمي را ديد. در بخش‌هاي مربوط به گذشته، شخصيت‌هاي متعددي را شاهد هستيم و متعاقب آن خرده‌داستان‌هاي زيادي پيرامون زندگي اين شخصيت‌ها روايت مي‌شود. از تاثيرگذارترين اين شخصيت‌ها مي‌توان «پاپا» را نام برد که با قصه‌گويي‌هايش نه‌تنها پيوندي مي‌شود بين نسل حاضر و نسل پيشين بلکه بسياري از جهان‌بيني‌هاي نويسنده را نيز در قالب قصه‌ها و ديالوگ‌هايش به‌طور غيرمستقيم بيان مي‌کند. همچنين شخصيت «ننه» که جد مادري شخصيت اصلي است نقش مهمي در پس‌زمينه‌ تاريخي داستان به عهده دارد. هم‌چنان که راوي، به طور ناپيوسته از اين زن به ما اطلاعات مي‌دهد متوجه يک راز نگفتني در زندگي او مي‌شويم. زني که با وجود نداشتن سواد، لنين و استالين را مي‌شناسد و سقوط تزار‌هاي روسيه را مثل يک خاطره بازگو مي‌کند. از طرفي قاب عکس قيمتي نقره که روي آن به زبان روسي چيزهايي نوشته شده و در صندوقي است که تنها در آخرين لحظات زندگي اين زن باز مي‌شود. همچنين اطلاع دقيق «ننه» از محل وجود يک هواپيماي قديمي روسي که در گودالي پرت ‌افتاده است. همه‌ اين نشانه‌ها حکايت از عشقي نافرجام بين اين زن و يک خلبان روسي دارد که نويسنده به‌طور مسکوت آن را بيان مي‌کند.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی