سال گذشته او را خيرالموجودين يافته و بر کرسي نخستوزيري عراق نشاندند؛ اما دو ماه است آتش زير خاکستري که مشارکت بسيار پايين در انتخابات مي2018 لهيب آن را محسوستر از هر زماني کرد، سر برآورده و دامان قدرت او را گرفته است. اکنون عادل عبدالمهدي در مقابل اين موج اعتراضي تصميم به کنارهگيري گرفته است. در واقع، همچنان که با آمدنش اتفاق خاصي نيفتاد و مشکلي حل نشد با رفتن او نيز چيزي تغيير نخواهد کرد. کنارهگيري عبدالمهدي هرچند يک پيروزي نمادين براي معترضان خواهد بود، اما بيمحتواست. وي برآيند يک نظام سياسي ابتر و اوليگارشيک است که ارکان ضد و نقيض آن هر کدام دل در گرو يک ليلي خارجي دارند؛ تا زماني که چنين نظامي تغيير محتوايي پيدا نکند، چرخش چهرهها دردي را دوا نميکند و صرفا دور باطل دولتهاي فشل تکرار ميشود. سلامت يک نظام نوپا در آن است که نهادسازي کند؛ چيزي که عراق بعد از جنگ 2003 در مسير آن حرکت نکرد. البته ناگفته نماند که عبدالمهدي وارث تمامي ناکارآمديهاي پس از صدام شد و همه کاسه کوزهها سر او شکسته شد. وي در مواجهه با معضلات داخلي خواست با ايجاد توازن در روابط خارجي از شدت و حدت آنها بکاهد؛ تا جايي که به صرافت ميانجيگري ميان عربستان و ايران افتاد و به اين منظور به رياض هم سفرکرد، اما به تهران نيامده، آتش زير خاکستر چنان زبانه کشيد که فکر ميانجيگري را از سر او پراند. مخلص کلام اينکه مشکلات عراق چنان پيچيده و تو در تو است که بعيد است کنارهگيري نخستوزير کنوني بند اين مشکلات را بگشايد و به قول نظامي گشودن بند اين مشکل محالست و يا به گفته ملاي رومي مشکل صعب مخوف فيه اهراق الدما؛ مگر اينکه چارهاي ريشهاي انديشيده شود، درغير اين صورت، اين اوضاع يا به سمت بازتوليد يک صدام ديگر خواهد رفت يا همان دور باطل حکومتهاي مشکلساز نه مشکلبردار.