معاون رئيس سازمان آموزش و پرورش کودکان استثنايي گفت: به سنجش در مقطع پيشدبستاني نيز ورود کردهايم و امسال 380 هزار نفر را پوشش دادهايم. اين سنجش زودتر کمک ميکند مداخلات موثرتر باشد.محمد عظيمعراقي، معاون تشخيص، پيشگيري، پرورشي و تربيتبدني سازمان آموزش و پرورش کودکان استثنايي در گفتوگو با مهر در خصوص اينکه آيا همچنان بودجه اين سازمان اعتبار براي کاشت حلزون و خريد وليچر و تجهيزات براي کودکان معلول را دارد يا از اين اعتبار کاسته شده است، گفت: ما با افزايش قيمت در بسياري از پروژههاي خريد تجهيزات براي کودکان معلول روبهرو بودهايم اما خوشبختانه اعتبارات ما پرداخت شده و کاهش پيدا نکرده است. ما پيش از اين براي تهيه ويلچر 800 هزار تومان پرداخت ميکرديم و امسال يک ميليون تومان. همچنين براي خدمات دندانپزشکي که پيش از اين يک ميليون تومان بوده است، امسال يک ميليون و 500 هزار تومان پرداخت ميکنيم. وي افزود: خوشبختانه در بخش کاشت حلزون، اعتبارات خود را داريم و امسال نيز همان حمايتها را انجام ميدهيم و ترميم قطعات کاشت حلزون را هم انجام ميدهيم؛ چرا که معتقديم بچههايي که کاشت حلزون را انجام ميدهند و با گفتاردرماني و ساير حمايتها شنواييشان بهبود پيدا ميکند اگر به هر دليلي آسيبي در مرکز آن ايجاد شود و آن را درست نکنيم، آن بچه بسيار آسيب ميبيند و از عرصه تعليم و تربيت جدا ميشود. عظيمعراقي در پاسخ به اين پرسش که گفته ميشود تعداد بچههاي اوتيسم در جامعه زياد شده است آن را تاييد ميکنيد يا خير؟ گفت: اين بحث زياد مطرح ميشود اما به گمان ما واقعيت اين است که امروزه تشخيصها بهتر و بيشتر شده است. اين لزوما به معناي آن نيست که اوتيسم در جامعه زياد شده باشد. از طرف ديگر پذيرش خانوادهها نيز بالا رفته است و فرزندان داراي اوتيسم خود را به سيستم آموزشي وارد ميکنند. معاون تشخيص، پيشگيري، پرورشي و تربيتبدني سازمان آموزش و پرورش کودکان استثنايي همچنين درباره بحث تلفيق و آموزش فراگير براي کودکان استثنايي که از رويکردهاي سازمان است نيز اظهار داشت: عموما وقتي بچههاي طيف استثنايي به مدارس عادي ارجاع داده ميشوند که هوش آنها در طيف عادي باشد. ضمن اينکه در بحث فراگيرسازي بايد شرايط مدرسه را نيز در نظر بگيريم. ممکن است ما يک دانشآموزي را که از ويلچر استفاده ميکند به مدرسه عادي بفرستيم که در آنجا والدين بچههاي عادي اين مساله را نپذيرند. اين موضوع کمکي به ما نخواهد کرد. پس بايد بيش از گذشته روي فرهنگسازي خانوادههاي بچههاي فاقد مشکلات کار کنيم.وي بيان کرد: در بحث فراگيرسازي اين موضوع مدنظر است که چرا ما بايد مدرسهاي براي نابينايان بسازيم در حالي که شهري براي نابينايان نداريم و حتي دانشگاهي براي تحصيل دانشگاهي آنها نداريم پس بهتر است آنان در مدارس عادي درس بخوانند تا به راحتي از همان ابتدا وارد روابط اجتماعي شوند و بعد بتوانند کار پيدا کنند. قطعا براي اينکه جامعه پذيراي چنين فرهنگي باشد کار بسيار سختي در پيش داريم. ما چند کتاب تهيه کردهايم که والدين عادي را با کودکان استثنايي آشنا ميکند.
طرح سنجش پيش از دبستان
عظيمعراقي درباره طرح سنجش پيش از دبستان نيز که به عهده اين سازمان است و اينکه از يک طرف هرچه سن سنجش پايينتر بيايد، مداخلات و درمان بهتر جواب ميدهد اما درعين حال ممکن است به خاطر شرايط کودکان در سنين پايين تشخيصگذاريها اشتباه شود، بيان کرد: ما براي طرح سنجش کودکان پيش از ورود به مدرسه استانداردهايي داريم که مدام آنها را به روز ميکنيم. به طور مثال چهار سال است که ديگر در سامانه طرح سنجش والدين نوبت ميگيرند و اين امر باعث ميشود بچه پيش از آغاز سنجش، زماني را به انتظار نگذارند. اگر شما پنج سال پيش به يکي از اين مراکز مراجعه ميکرديد آنجا را بسيار شلوغ ميديديد اما در حال حاضر در پايگاههاي سنجش ما اين اتفاق نميافتد.معاون تشخيص، پيشگيري، پرورشي و تربيتبدني سازمان آموزش و پرورش کودکان استثنايي خاطرنشان کرد: يکي از دغدغههاي ما که با سامانه سنجش پيش رفتيم همين بود که بچهاي که ساعت8 صبح وقت دارد ولي ساعت 11 از او سنجش ميگيرند نتيجه آن قابل قبول نيست. وي ادامه داد: براي سنجش در سن کمتر نيز فعاليتهايي انجام دادهايم. به سنجش در مقطع پيشدبستاني نيز ورود کردهايم. امسال در اين گروه روي 380 هزار نفر طرح سنجش را انجام دادهايم. اين سنجش زودتر کمک ميکند مداخلات بهتر و اثربخشتر باشد و در شرايط آموزشي بچهها اثرگذار است اما در سنين پايينتر متاسفانه ما نميتوانيم سنجشي سراسري داشته باشيم چرا که قبل از رفتن بچهها به پيشدبستاني، ما گلوگاهي براي شناسايي نداريم. وي در ادامه درباره برخي اشتباهاتي که در سنجش اتفاق ميافتد و والدين را دچار نارضايتي ميکند نيز بيان کرد: ببينيد ممکن است وقتي سنجش صورت بگيرد که بچه در شرايط آموزشي قرار نگرفته که اين سنجش صحيح نيست. مثلا براي بيشفعالي والدين ميگويند بچه ما دچار اين مشکل نيست و راست هم ميگويند چون تا پيش از آن قرار نبوده بچه در شرايط آموزشي قرار بگيرد که مشکلاتي برايش ايجاد شده و اين موضوع عيان شود. يا حتي ما بچههايي داريم که تشخيص کمشنوايي ميگيرند و مادر ميگويد فرزند من مشکلي نداشته است. علتش اين است که بچهها با محيط خود را تطابق ميدهند و ممکن است بقيه بلندتر حرف بزنند يا بچه لبخواني ياد بگيرد ولي به مهد که ميرود مربي ميگويد بچه خوب نميشوند.