با توجه به اتفاقات اخير در حوزه افزايش نرخ بنزين، ناآراميهاي پس از آن در هفته آخر آبانماه و از دست رفتن اميد و اعتماد عمومي، شرايط جامعه را چگونه ارزيابي ميکنيد؟
مهمترين مساله هر جامعه همين سرمايه اجتماعي است که اگر آن را از دست بدهيم ميتوان گفت همه چيز از دست رفته است. اعتماد، اطمينان و شفافيت از مهمترين مسائل در جذب سرمايه اجتماعي است. تکريم و توجه به جايگاه شهروندان نيز مود ديگري است که بايد به آنها توجه شود. وقتي در قانون اساسي گفته شده مردم بايد در تعيين سرنوشت خود نقش داشته باشند و در هر جامعهاي مردم جامعه را شکل ميدهند بايد اين انگيزه و علاقهمندي در مردم بيشتر شود تا جامعه را نيز مثل خانواده خود بدانند و براي حفاظت از آن بکوشند که اين زمينه بايد از سوي مسئولان هر جامعه براي مردم فراهم شود. اگر اين امر رخ دهد گفته خواهد شد که اين جامعه مسئوليتپذير، با انگيزه و توسعه يافتهاي است. در اينجا نقش دولتها بسيار مهم است تا اصطلاحا از طريق حکمراني خوب اين احساس را در مردم ايجاد کنند که دولت از آن خود آنهاست، هر تصميمي که دولت بگيرد حرف و تصميم آنهاست و در يک کلام دولت به معناي واقعي نماينده مردم است. با اين حال بعضا شاهد اتفاقاتي در جامعه هستيم که در تعارض و مغاير است با آنچه که سرمايه اجتماعي ميخواهد. اينکه بايد چگونه از انرژي استفاده کنيم، قاچاق سوخت و مصرف بالايي داريم همه به جاي خود، اما بايد قبل از هرگونه اقدامي در هر زمينهاي اول اطلاعرساني شود. اقدام اخير در افزايش قيمت بنزين و متعاقب آن اعتراضات مردم اقدام پسنديده و درستي نبود. بايد اين زمينه با نگاهي ملي اقدام شود و بررسي شده و گروهي حقيقتياب تعيين شوند تا مشخص شود جزئيات اين اتفاقات افتاده از چه قرار است و همه را با يک ديد نگاه نکنيم، چراکه در اعتراضات اخير هم مردم بودند، هم اشرار و فرصتطلبان. تصميم اتخاذ شده در حوزه بنزين در موقع مناسبي اتخاذ نشد. در اين مورد از گذشته نيز تجربه داشتهايم، اما به آن تجربيات وقعي ننهاديم و دولت همان چرخه معيوب بنزين دو نرخي را پيش گرفت. اينها به سرمايههاي اجتماعي آسيب ميرساند و تا دير نشده بايد اين ارتباط دوسويه از سوي مسئولان با همه قشرهاي مردمي و اجتماعي برقرار گردد تا اشتباهات به مردم گفته شده، عذرخواهي شود و آسيب ديدگان نيز مورد دلجويي قرار گيرند. البته اين مساله تنها بر عهده يک نهاد يا دستگاه نيست و بايد همه در خصوص آن به مردم پاسخگو باشند.
مسئولان همواره بر به رسميت شناختن اعتراضات مردمي تايد کردند؛ اما هنوز عزمي براي ايجاد مکانهايي براي اعتراض مردم در نظر گرفته نشده؛ چرا اين مساله حل نشده است؟
بهنظر من اين حق طبيعي مردم است که اعتراض کنند و تاکنون اين همه صحبت شده و بايد مسئولان امر براساس اصل 27 قانون اساسي محلي را مشخص کنند که مردم و آنهايي که نسبت به روندهاي موجود اعتراض دارند با رعايت همه مسائل قانوني به اعتراض بپردازند. هرچند مشخص نيست که چرا روزي دولت مصوبهاي براي تجمعات اعتراضي مردم صادر ميکند و روز ديگر نهاد ديگري آن را باطل ميکند. اينها مسائلي است که بايد در سطح مسئولان حل و فصل شده و به مردم پاسخ داده شود.
تاثير اتفاقات اخير بر انتخابات پيش رو را چه ميزان ارزيابي ميکنيد و اساسا مشارکت يا عدم مشارکت گسترده مردم در انتخابات تحت تاثير اين اتفاقات قرار خواهد گرفت؟
اتفاق رخ داده قطعا تاثير منفي در جامعه گذاشته و ميگذارد. چه در درازمدت براي اينکه همبستگي بهوجود بيايد و چه در کوتاهمدت که انتخابات مجلس يازدهم را در پيش رو داريم. از اين رو بايد به حدي به اين مساله توجه شود که بهنحوي از انحا مردم اين مساله را بپذيرند تا مسئولان امر بتوانند با ميزگردها و نشستهايي با حضور همه صاحب نظران به اقناع افکار عمومي بپردازند که چگونه ميتوان اين امر را مناسبتر انجام داد و اگر قرار به تصميمگيري است اين چنين به جامعه شوک وارد نکنيم. اين اشتباه بايد براي اين دولت و دولتهاي آينده درسي باشد که بدانند براي کشور و جامعه چگونه تصميم بگيرند. از طرف ديگر در ارتباط با مردم ضعف داريم و نتوانستيم با مردم، احزاب، نهادهاي مدني، اصناف و دانشجويان به خوبي ارتباط بر قرار کنيم. اگر اين مسائل بهصورت برنامهاي دنبال شود آثار زيادي که اين اتفاقات بر انتخابات خواهد داشت را ميتوان با راهکارهاي مختلف و عدم سختگيري در انتخابات کاهش داد.
شرايط جامعه سرمايه اجتماعي اصلاحطلبان را نيز به شدت کاهش داده است. از ديدگاه شما اصلاحطلبان با چه راهکارهايي ميتوانند مردم را به آينده اميدوار کنند و آنها را براي حمايت به پاي صندوقهاي راي بکشند؟
بهنظر من اصلاحطلبان بايد از يکسو با تمام نهادهاي تصميمگير مثل دولت و ساير قوا وارد مذاکره و گفتوگو شوند و همزمان نقد کنند و پيشنهاد دهند و از سوي ديگر همين رويکرد گفتوگوي شفاف و با صداقت را با مردم داشته باشند و بهعنوان صداي مردم و نماينده آنها دنبال تامين حقوق حقه مردم باشند. اين نباشد که از طرفي براي مردم مکان اعتراض فراهم شود و از طرف ديگر معترضين بخواهند براي اين حضور و اعتراض در آينده هزينه بدهند. بايد زمينهاي فراهم شود که رشد، همبستگي و همدلي روزبهروز در جامعه بيشتر شود. اصلاحطلبان نيز بايد ارتباط مردمي را بهوجود آورند تا هم دائما خواستههاي مردم را پيگيري کنند و هم به مردم نشان دهند که واقعا درصدد رفع مطالبات آنها هستند. اگر فعاليتهاي مردم محورانه اصلاحطلبان بيشتر شود طبيعتا مردم نيز با صداقت همراهي خواهند کرد. اينگونه اعتماد عمومي نسبت به اصلاحطلبان بيشتر ميشود و سرمايه اجتماعي از دست رفته نيز باز خواهد گشت و ميتوان اميدوار بود که اصلاحطلبان در انتخابات نيز با مشارکت و حمايت مردم پيروز شوند.