بر اساس اطلاعات شرکت کنترل کيفيت هواي تهران آلودگي صوتي در برخي مناطق پايتخت از حد اضطرار عبور کرده است
جاي گفتن سلام بوق ميزنم
بهرعرض احترام بوق ميزنم
صبح در جواب لوطيان شهرمان
جاي چاكر و غلام بوق ميزنم
هم براي عرض خير مقدم و درود
در جلوي هر مقام بوق ميزنم
هم زمان دلخوشي -كمي بلندتر-
هم زمان غصههام بوق ميزنم
در قبول و رد گفتهي مقابلم
در تبادل پيام بوق ميزنم
در وداع ميزبان خويش نيمه شب
توي كوچه ناتمام بوق ميزنم
هم براي عرض تسليت به دوستان
دل شكسته، تلخكام بوق ميزنم
در مراسم عروسي و نشاط نيز
در ميان ازدحام بوق ميزنم
گاه ميروم مسافرت به روستا
پس براي مرغ و دام بوق ميزنم
كلّهي سحر شروع ميكنم به بوق
تا زمان صرف شام بوق ميزنم
با فراز و با نشيب قيمت دلار
با سقوط هر سهام بوق ميزنم
دكتر و مهندس و وزير ميزنند
من كه هستم از عوام، بوق ميزنم
سرنشين تك كه دور دور ميكند
اين منم كه مستدام بوق ميزنم
با پرايد يا سمند، صفر يا لگن
هر چه بود و هر كدام، بوق ميزنم
بوق زد اگر كسي براي من، يقين
تا بگيرم انتقام، بوق ميزنم
در جواب اعتراض ديگران به خود
جاي فحش زشت، بوق ميزنم
من براي جذب عضو و كسب لايك نيز
توي اينستاگرام بوق ميزنم
با دهان خود براي خنده هم شده
گاه روي پشت بام بوق ميزنم
البته براي کار توي فيلمها
جاي برخي از كلام بوق ميزنم
توي شعر من چقدر بوق بوق بود
جاي حُسن اختتام، بوق ميزنم