تصميمگيريهاي مقطعي و کوتاهمدت به نفع تيمملي ايران نيست. متاسفانه فوتبال ايران تا حدود زيادي تابع کشورهاي منطقه شده است و شاهد هستيم که در بخش باشگاهي و ملي، همانند کشورهاي عربي نتيجهگرا هستيم. مسلما هر مربي که هدايت تيمي را بر عهده ميگيرد، نياز به زمان دارد تا بتواند خود را با شرايط وفق دهد و تيمش را به انسجام و هارموني برساند. تغييرات کوتاهمدت هيچگاه به سود فوتبال ملي ايران نبوده است و ما با تغيير ويلموتس ممکن است با مشکل مواجه شويم. طبيعتا در شرايط معمولي تاج بهعنوان کارفرما نبايد براي ادامه همکاري با ويلموتس که کارمند فدراسيون محسوب ميشود به بلژيک برود، ولي کشور ما در شرايط تحريمهاي ناجوانمردانه قرار دارد و با توجه به مشکلات ارزي و مهر ويزا، شرايط اقتضا ميکند تاج به بلژيک برود، چرا که افرادي که وارد ايران ميشوند و پس از مدتي خارج ميشوند، در کشورهاي خودشان مورد استنطاق قرار ميگيرند. تحريمهاي بيرحمانهاي که عليه ايران وجود دارد در بخشهايي چون تامين دارو، فروش نفت و بنزين نيز حاکم شده است و ما بهصورت عادي عمل نميکنيم. تاج رئيس فدراسيون فوتبال ايران است و نماينده اول فوتبال کشورمان بهشمار ميرود و ويلموتس به استخدام فدراسيون فوتبال در آمده است. قطعا کارفرما در هيچ کجا به سراغ کارمند نميرود ولي شرايط غيرعادي ما باعث شده تا تاج به بلژيک سفر کند. ما زماني که داشتيم ويلموتس را به استخدام خود درميآورديم بايد تمامي شرايط را مدنظر قرار ميداديم. کارلوس کيروش هشت سال سرمربي تيمملي فوتبال ايران بود و با دو صعود به جامجهاني بيشتر از پولي که خرج او شد را به ايران بازگرداند. آنهايي که فدراسيون فوتبال را تشويق کردند تا مربي بزرگي به ايران بياورد، بايد الان جوابگو باشند چون ما هيچوقت زيرساختهاي خودمان را با دقت مورد بررسي قرار نداديم و دليل آن نبود کميته فني جامعنگر در فدراسيون فوتبال است. در فوتبال دنيا روساي فدراسيونها در تصميمات کميتههاي فني ورود نميکنند، ولي در ايران رئيس فدراسيون ناچار به ورود به تصميمات کميته فني ميشود چون اعضاي چنين کميتههايي بهدنبال تثبيت جايگاه خود هستند و در نتيجه انتخاب سرمربي تيمملي بر عهده نيروهاي ستادي ميافتد. چنين نيروهايي ارزيابي فني ندارند و فقط بهدنبال پيداکردن راههاي توافق با مربيان هستند. در صورتيکه سبک و سياق فوتبال ايران قابل همکاري با هر مربي نيست. در فوتبال ايران که ساختار آن دولتي و سياسي است، ورزش، اقتصاد و فرهنگ ما گروگان سياست هستند. تفکر سياسيون بر تمامي اين موارد غالب ميشود و متاسفانه بايد بپذيريم در دنياي ورزش، سياست جوابگو نيست. گرفتاري اساسي فوتبال ملي ما اين است که گروگان سياسيون است و افرادي هم که در اين زمينه تصميم ميگيرند، کوتاهنظر هستند. نمايندگان مجلس ما که وظيفه تدوين قوانين بلندمدت را دارند، نتايج کوتاهمدت و مسائل داوري برايشان اهميت بيشتري دارد و تلاش ميکنند تا از موارد داوري استان خود دفاع کنند. در نتيجه استراتژي درستي براي فوتبال ايران ترسيم نميشود. اگر ويلموتس حفظ نشود، مربي داخلي بهترين گزينه است. چهار بازي که تيمملي ايران در دور برگشت انتخابي جامجهاني دارد، نياز آنچناني به مسائل فني ندارد و بحث رواني و اجتماعي مقابل تيمهاي بحرين و عراق مهمتر است.حضور مربياي چون برانکو ايوانکوويچ به سود فوتبال ما نخواهد بود. استفاده از مربياني چون علي دايي، امير قلعهنويي، حسين فرکي، يحيي گلمحمدي و ... توصيه بنده است. البته وحيد هاشميان که در حال حاضر دستيار ويلموتس در تيمملي فوتبال است، ميتواند يکي از گزينهها باشد چون دورههاي خوبي را در آلمان گذرانده است و دانشآموخته و شاگرداول اين کلاسها بوده است.