بستن

مزرعه حیوانات

مزرعه حیوانات
مونا رستا منتقد ادبی

«تله موش» داستاني کوتاه از محمد کشاورز است که با عَلَم‌کردن کشوري به نام «ماريانا» در دل اقيانوس آرام، به نقش و عملکرد رسانه در دنياي پسامدرن مي‌پردازد. ماريانا جزيره‌اي کوچک است و دورافتاده ولي رسانه‌ها اعم از شبکه‌هاي تلويزيوني، سايت‌هاي خبري يا کانال‌هاي ماهواره‌اي با چنان سرعت و دقتي اخبار مربوط به آن را پوشش مي‌دهند که به قول نويسنده، انگار «خانه‌اي يا خياباني است همسايه با تمام مردم دنيا». اين جزيره از يک‌سو در آتش جنگ‌هاي داخلي مي‌سوزد و از سوي ديگر، درگير حاکميت رئيس خودکامه‌اي به نام احمد سورانو سُسکه است که داستان از انتشار برق‌آساي خبر مرگ او در چهارگوشه جهان آغاز مي‌شود. راوي ولي با قيد «گويا» درباره موقعيت سياسي او در کشور ماريانا صحبت مي‌کند تا از همان ابتدا تخم شک را در ذهن خواننده بکارد. راويِ بي‌نام اين داستان، ممکن است همان مردي باشد که در همسايگي شما زندگي مي‌کند يا مردي باشد از خياباني ديگر يا حتي مليتي ديگر، اما از هر کشور و با هر زباني، مانند شما و مانند ميلياردها انسان ديگر در معرض رسانه‌ها قرار دارد. رسانه‌هايي که نمي‌توان با اطمينان گفت در حال بازتاب اخبار يک کشور آشوب‌زده هستند يا همانطور که برخي کاربران شبکه‌هاي اجتماعي مي‌نويسند، ماريانا را به‌مثابه يک تصوير براي توليد اخبار برساخته‌‌اند.

نويسنده در ادامه داستان، دال‌هايي مرتبط با هردوي اين احتمالات مطرح مي‌کند، ولي همانند نشانه‌شناسي پسامدرن، اين دال‌ها نيز به مدلولي ثابت ارجاع نمي‌يابند، بلکه خود به دالي ديگر اشاره دارند. از همين روست که وضعيت حاکم بر اين داستان بيش از هرچيز، نظريات بودريار در باب رسانه و مقالات جنجالي او درباره جنگ خليج فارس را تداعي مي‌کند.

ژان بودريار از مهم‌ترين نظريه‌پردازان مطالعات فرهنگي و فلسفه پسامدرن است که بيش از هر موضوعي، به واقعيت و چيستي آن پرداخته و يکي از مناقشه‌برانگيزترين نظريه‌پردازي‌هايش، مفهومي به نام «فوقِ واقعيت» (Hyper Reality) است که بودريار در تشريح وضعيت پسامدرن از آن بهره مي‌برد. در تعريف او پسامدرنيسم وضعيتي است که در آن مرجعي براي نشانه‌ها وجود ندارد و اين منجر شده به برهم‌خوردن مناسبات و مرز ميان امر واقعي و تصوير بازنمايي‌شده از آن. به اين معنا که وفور وانموده‌ها سبب سيطره آنها بر جامعه پسامدرن شده‌ و به‌اين‌ترتيب، ديگر تفاوت ميان واقعيت و وانموده چندان آشکار نيست، به شکلي که نه‌تنها نمي‌توان آنها را از يکديگر تشخيص داد، بلکه حتي رابطه اين دو به سمت معکوس‌شدن حرکت مي‌کند، تاجايي‌که واقعيت به تقليدي از وانموده بدل مي‌شود. به همين اعتبار، يعني تاثيرگذاشتن و متاثرکردنِ واقعيت است که فوق واقعيت براي خود اهميتي بيشتر و جايگاهي بالاتر از واقعيت، متصور است. در جامعه پسامدرن و در شرايطي که به سبب فقدان ارتباط ميان نشانه و واقعيت، انسان‌ها امکان برقراري ارتباط بي‌واسطه با واقعيت را از دست داده‌اند رسانه‌ها در نقش حلقهِ واسط، عمل مي‌کنند و همين‌جا است که مي‌توانند تصوير واقعيت را با دخل و تصرف و نه لزوما آنچنان که هست به مخاطب ارائه کنند.

«تله موش» از نگاه مخاطب چنين وضعيتي است که روايت مي‌شود. او نه مانند همسرش کل جريانات مربوط به جزيره را يک تله‌تئاتر با ميليون‌ها بيننده در سراسر جهان مي‌داند و نه مانند برخي ديگر که نويسنده با لفظ «مردم معمولي» به آنها اشاره مي‌کند، چنان به جزيره و ماجراهايش ايمان آورده‌ که بتواند تمام آلودگي‌هاي زيست‌محيطي را از چشم جنگ جزيره ببيند. او مانند بسياري ديگر به اين وضعيت مشکوک است و در برزخِ واقعي يا مجازي‌بودن جزيره گرفتار. به همين اعتبار است که مي‌توان عنوان داستان را تمثيلي از وضعيت مخاطبان رسانه در جامعه پسامدرن دانست. به‌خصوص که نويسنده يک‌بار در داستان، مصاحبه‌گر، يعني دست‌اندرکار امر رسانه را به گربه‌اي گرسنه تشبيه مي‌کند و در انتها، داستان با بر جاي‌ماندن يک موش گرفتار ولي عاصي که کثيف و آغشته به خون است به پايان مي‌رسد، البته به سبب سبک و مولفه‌هاي اين داستان، جاي برداشت‌هاي ديگر و نسبت‌دادن دلالت‌هاي ديگر به «موش» نيز باز است.

باز به همين علت، يعني سبک داستان است که شخصيت‌پردازي به شکل مرسومِ آن در اين داستان به چشم نمي‌خورد. به اين معنا که آدم‌هاي اين داستان يا مانند مصاحبه‌گر و رئيس کشور ماريانا، يعني سورانو سسکه، با وجهه‌اي تيپيکال از قشري که نماينده آن هستند ظاهر مي‌شوند يا مانند راوي و همسرش، تنها از بابت جنبه ادراکي و بدون خصوصيات ظاهري يا اخلاقي در داستان حضور دارند و درواقع، نماينده نوع انسان در اين داستان هستند. البته همسر راوي مانند بيشتر زنان در داستان‌هاي نويسنده، نگاه دقيق‌تري به امور دارد و در برزخ راوي و ديگران گرفتار نيست.

«تله موش» داستاني است که اگرچه در بافتار، يکي از مناقشه‌برانگيزترين مسائل مربوط به انسان امروز را دستمايه قرار مي‌دهد، در فرم، تکنيک و به‌خصوص زبان، عملکرد شاخصي را به نمايش نمي‌گذارد و اين انتخابي است که کم‌وبيش در ساير داستان‌هاي نويسنده نيز به چشم مي‌خورد.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی