آرمان ملي - مطهره شفيعي: 26 درصد کانديداهاي انتخابات مجلس يازدهم اصلاحطلب هستند. اين موضوع را روز گذشته رئيس ستاد انتخابات کشور اعلام کرد. شايد اين سوال مطرح شود که اين عدد چگونه در حالي که هنوز ثبت نام انتخابات مجلس آغاز نشده، اعلام ميشود؟ اين آمار قطعي نيست و جمال عرف چنين گفته است: «تا پايان آبان ماه، براساس برآوردها حدود 7هزار نفر در سراسر کشور براي حضور در انتخابات شناسايي شدهاند. 26درصد آن افراد اصلاحطلب، 33درصد اصولگرا و 40درصد هم مستقل هستند.» بر اساس آنچه از سوي رئيس ستاد انتخابات کشور اعلام شده درصد کانديداهاي اصولگرا بيش از اصلاحطلبان است اما مشخص نيست آمار اعلام شده با لحاظ شرايط احراز صلاحيت کانديداها بوده يا بهصورت کلي بيان شده است؟
جريان مستقل سرآمد شد
نکته قابل تامل در آمار اعلامي از سوي رئيس ستاد انتخابات کشور به کانديداهاي جريان مستقل ارتباط دارد. جرياني که درانتخاباتهاي گذشته چندان محل توجه نبود. نمايندگاني مانند علي مطهري که از طيف مستقلين است توانست عملکرد خوبي در مجلس ارائه دهد و در خستگي و نااميدي جامعه از دو جريان اصلاحطلب و اصولگرا طبيعي است که مردم به علي مطهريهاي ديگر راي دهند. نخستين موضوعي که پس از اعلام اين آمار از سوي جمال عرف در ذهن تداعي ميشود برخي شعارها مبني بر پايان مقبوليت دو جريان سياسي اصلاحطلب و اصولگراست. نکته قابل توجه آنکه اعضاي اين دو جريان هم نافي کاهش توجه جامعه به دو جريان سياسي نميشوند چنانکه چندي پيش مصطفي معين فعال سياسي اصلاحطلب درباره شعار «اصلاحطلب، اصولگرا ديگه تمومه ماجرا» در ناآراميهاي ديماه 96 ميگويد، اين شعار «ميتواند موجب نقد دروني شود. اساسا اصلاحات از خود شروع ميشود نه از ديگران. در واقع اين شعار هشداري بود که با انتقاد از خود به ضعفها پي برده شود. دوم اينکه بايد حق را به جامعه بدهيم. به هر حال مشکلات زياد است و اطلاعرساني دولتي که مورد حمايت اصلاحطلبان بوده کم. دولت با مردم گفتوگو نميکند، عملکرد شفافي ندارد و توضيح نميدهد. طبيعي است که وقتي مردم نسبت به دولت بدبين بشوند نسبت به حاميان آن هم بدبين ميشوند.»
ناموفق در اصلاح اصلاحات
برخي اصلاحطلبان اما تا پيش از اين قائل به کاهش توجه مردم به شعارها و وعدههاي اين جريان نبودند مانند عباس عبدي که گفته بود: «اصلاحطلبان نبايد خيلي نگران شعار «اصلاحطلب، اصولگرا ديگه تمومه ماجرا» باشند، اگر خود را بازسازي کنند و از تناقضها بيرون بيايند. اصلاحطلبان بايد ضمن حفظ مواضع انتقادي خود و حتي جديتر کردن آنها، قدري روابط خود را با ساخت قدرت بازسازي کرده و اعتمادسازي کنند. آن طرف مجبور هستند که به اصلاحات روي خوش نشان دهند و مردم نيز حمايت خواهند کرد چون اين را کمهزينه و بيدردسر ميبينند. بنابراين خيلي نگران اين کد نيستم مگر اينکه اصلاحطلبان نتوانند اقدامات لازم را انجام دهند.» اما اکنون آمار ارائه شده از سوي رئيس ستاد انتخابات کشور مويد اين نکته است که اصلاحطلبان نتوانستند اصلاحات مد نظر عبدي را صورت دهند، پس کاهش توجه به اين جريان دور از ذهن نيست.
تاثير عملکرد دولت و مجلس
در بياعتمادي جامعه
بدون شک کاهش توجه جامعه به اصلاحطلبان دلايل مختلفي دارد که واضحترين آنها اشکالاتي است که منتخبان اين جريان را در پديد آوردن آنها بيتقصير نميدانند بهويژه عملکرد دولت. اصلاحطلبان در سالهاي 92 و 96 به دليل آنکه کانديداهاي آنها تاييد صلاحيت نميشدند از حسن روحاني حمايت کردند که سابقه اصلاحطلبي نداشت اما به هر حال براي آنها بهتر از پيروزي کانديداي جريان اصولگرا بود. دولت روحاني در برخي موضوعات نتوانست مطابق آنچه درسالهاي 92 و 96 از سوي اصلاحطلبان براي رايآوري او وعده داده ميشد عمل کند و بهطور طبيعي جامعه اين سوال را از اصلاحطلبان داشت و دارد که چرا بدون دانستن برنامههاي حسن روحاني و دولت او اقدام به ترغيب جامعه به نوشتن نام روحاني روي برگههاي راي کردند؟ همين سوالات و گلايهها بهطور طبيعي از ميزان اعتماد جامعه به جريان اصلاحات کم کرده است و ظاهرا هيچ تلاشي جز دور شدن آهسته از روحاني براي بازگرداندن اين اعتماد انجام نشد که آن هم بيفايده بود. ليست اميد مجلس هم مخلوطي از اصلاحطلب و اصولگرا بود که همين سبب شد که نتواند انتظارات را برآورده کند. اصلاحطلبان براي ترميم اين بياعتمادي بارها تاکيد کردند که ليست انتخاباتي مجلس يازدهم متفاوت از مجلس دهم است و قائل به گنجاندن نام اصولگرايان در ليست نيستند اما ظاهرا اين تلاش هم با توجه به مشکلات اقتصادي جامعه و عدم بهبود وضعيت معيشتي آنها پاسخگو نخواهد بود.
چرا اصولگرايان نگران نيستند؟
نکته قابل توجه آنکه اصولگرايان اعتقادي به رويگرداني جامعه از دو جريان سياسي اصلاحطلب و اصولگرا ندارند که دليلش شايد اميد آنها به راي ثابتي باشد که در هر دوره انتخابات از آن خود ميدانند. صادق زيباکلام دراين باره ميگويد: «اصولگرايان يک جمعيت ثابت وفادار دارند. قريب به 17 ميليوني که در آخرين انتخابات به آقاي رئيسي رأي دادند و ميشود گفت پاي ثابت اصولگرايان هستند. از مجموع 46 ميليون رأي دهندهاي که در 29 ارديبهشت 96 وجود داشت قريب به 20 ميليون پاي ثابت يا نيروهاي وفادار اجتماعي اصولگرايان هستند که به هر حال خيلي کاري ندارند عملکرد اصولگرايان چطور است و از روي اعتقاد و مجموعهاي از باورهاي مذهبي و سنتي، به اصولگرايان رأي ميدهند و يقينا در اسفندماه نيز به نامزدهاي اصولگرا در اقصي نقاط کشور از جمله تهران رأي ميدهند.» از سوي ديگر بخشي از راي به کانديداهاي اصولگرا از محل تخريب عملکرد دولت و مجلس و نسبت دادن ناکارآمديها به جريان اصلاحات تامين ميشود. البته برخي اصولگرايان قائل به کسب راي لازم براي ورود به مجلس نيستند و راهکار آن را بازسازي اعتماد عمومي ميدانند چنانکه عماد افروغ ميگويد: «ما بايد به قدرت اجتماعي برگرديم. قدرت اجتماعي ما به قدرت سياسي خط ميدهد. اگر تقابلي ميان قدرت اجتماعي و قدرت سياسي ايجاد شود، اين خود زمينهاي براي انقلاب است. قدرت اجتماعي بايد خط دهد و اين قدرت از آن مردم بوده و نمودي سياسي پيدا کرده است؛ يعني قدرت اجتماعي مخدوم و قدرت سياسي خادم است. وقتي در کشورهايي اين جهت عوض ميشود و قدرت سياسي به ارباب و مردم به رعيت تبديل ميشوند، يعني کمکم بايد منتظر حوادثي باشيم».