اتفاقات روزهاي اخير در کشور همسايه و حملاتي که عليه کنسولگري ايران در نجف انجام گرفت، از جنبههاي گوناگون قابل بررسي است. مردم عراق خيلي مسائل ديگري دارند که بخواهند نسبت به آن خشمگين باشند. يکي از اظهارنظرهاي نسنجيده اين است که عراق را طوري ترسيمکنند که گويي دستنشانده ايران است. ترويج اين نگاههاي بيمعني سبب خشم برخي جريانات در عراق شده است. مسأله دوم سوءاستفاده برخي کشورهاي منطقه و دستهاي پشت پرده است که معتقدم در حال پاسخ دادن به اتفاقات پيرامون سفارت عربستان هستند. متأسفانه آن عمل ناپسند، مفاسد زيادي آفريد واکنون شاهديم که تلاشهايي جدي از سوي سعوديها در جريان است تا لابهلاي اعتراضهاي مردم عراق، احساسات ضدايراني را تحريک کرده و شرايط را براي ما بيش از پيش سخت کنند. اين نوعي انتقامگيري است که آن را ناشي از تهديد بنسلمان ميدانم. برخي بيتدبيريها در حکومت عراق از جمله اعمال خشونت عليه معترضان نيز باعث تشديد اين وضعيت شده است. جالب توجه است که بهرغم وجود ساختار قانوني دموکراتيک در عراق معترضان عراقي اين روزها از «اسقاط نظام» سخن ميگويند؛ چرايي آن را بايد در «فرقهاي شدن» نظام سياسي در عراق دانست. به آن معنا که شيعيان، اهل تسنن و کردها پايگاه رأي قوياي دارند و اين موضوع را براي آينده عراق خطرناک ميپندارند. اين بيم وجود دارد که يکي از اين تفکرات در عراق، اعتقادات خود را با توجه به پايگاه رأي بر ديگران تحميل کنند و اين موضوع نقض آشکار دموکراسي خواهد بود. عراقيها خواستار آن هستند که هر شهروند عراق، يک «عراقي» باشد. مطالبات اقتصادي مردم عراق نيز به همين نگرشهاي فرقهاي بازميگردد. عراق يکي از ثروتمندترين کشورهاي دنيا از منظر ذخاير طبيعي است اما سطح زندگي مردم تناسبي با اين موضوع ندارد. مردم عراق شاهدند که مردم امارات، باوجود کمتر بودن ذخاير انرژي وضعيت بهتري دارند و با مديريت صحيح منابع مالي توانستهاند در راستاي توسعه پايدار گام بردارند. مردم عراق انتظار دارند دولت به جاي وعده پرداخت يارانه، اين درآمدها را در راستاي توسعه پايدار هزينه کند و در اين مسير گام بردارد، اما دولت عراق طي سالهاي گذشته از اين مطالبات غافل بوده و صرفا به ادامه بقاي خود در بازيهاي سياسي داخل کشور انديشيده است. همين است که اکنون شاهديم مطالبات انباشته شده مردم، اين گونه ظهور و بروز پيدا ميکند.