ادامه از صفحه اول/ اين نوع رويکرد اقتصادي که بنابر دلايل تاريخي در ساختار اجتماعي ايران نهادينه شده است و وابستگي شديد ايدئولوژيک دارد، امکان توزيع عادلانه ثروت و در نهايت رفاه اجتماعي پايدار را دچار مشکل ميکند. قابليتهاي کسب ثروت در جامعه از بسترهاي خود که بر تلاش، برنامهريزي و استعداد استوار است خارج شده و گاهي وابستگيهاي سياسي به خود ميگيرد که به صورت فساد و نابرابري جلوه ميکند. آنچه که امروزه فساد بيش از هر چيز در جامعه ايجاد کرده است اخلال در سطح توسعه و آزاديهاي فردي و اجتماعي ميباشد. اين در حالي است که نتايج فرعي و مهم آن مورد چشمپوشي بوده و صرفا به صورت يک اخلال در نظم سياسي به آن نگريسته شده است. بدون ترديد اخلال در نظم اقتصادي، سطح آزاديهاي اساسي، توسعه فردي و اميد به زندگي را در ايران هدف قرار داده است. بر اين اساس، رفاه اقتصادي عاملي است که به مانند دو روي يک سکه به صورت ايجاد زير ساخت لازم براي شکل دادن به اصلاحات واقعي در ايران يا دستاويزي براي ايجاد نظم خاص سياسي عمل ميکند. در نهايت اينکه، رفاه اقتصادي در جامعه ايران نيازي اصلي در پويش اصلاحات است. بدون توسعه اقتصادي و توزيع عادلانه امکان طرح خواستهاي جديد در سطح جامعه ايران با مشکلات عديدهاي مواجه ميشود. رفاه اجتماعي سرآغاز پويش و خواست جامعه ايران براي تغيير و اعمال حاکميت مردم در قالب دموکراسي حداکثري براي کسب آزادي فردي، عدالت اجتماعي، نيازهاي فرعي و سعادت خواهد بود.