بستن

پارادوکس روابط خارجه

پارادوکس روابط خارجه
کوروش الماسی روزنامه‌نگار

 

 

 

رانندگان عادي تخصص يا اطلاعاتي در مورد ساخت يا تعمير ماشين ندارند، اما براساس تجربه عيني از کارکرد ماشين مي‌توانند درک کنند که ماشين خراب يا سالم است. ماشيني که حرکت نکند، مصرف سوخت بالايي داشته باشد يا به‌دليل روغن سوزي بي‌اندازه دود کند، معمولا همه هم عقيده خواهند بود که ماشين خراب است و نياز به تعمير دارد. شهروندان عادي به دلايل طبيعي از اهداف، برنامه‌ها و راهکارهاي واقعي راهبرد روابط خارجه هيچ‌ نمي‌دانند، اما بنابر شواهد عيني از دستاوردهاي راهبرد روابط خارجه مي‌توانيم درک کنيم که راهبرد روابط خارجه مصرف سوخت بسيار بالا و شديدا روغن‌سوزي دارد. نه تنها بديهي بلکه بسيار ضروري است، (به عبارتي بحث‌بودن يا نبودن است) اينکه ايران بايد آنقدر توان دفاعي بالايي داشته باشد که نه تنها هيچ ‌نيروي بيگانه‌اي بلکه هيچ‌ جنبنده‌اي نتواند ايران را تهديد کند. اينکه در راستاي تقويت توان دفاعي هيچ ‌محدوديتي نبايد وجود داشته باشد. اينکه نيروهاي نظامي نبايد هيچ‌محدوديتي براي توليد پيشرفته‌ترين تسليحات داشته باشد. شهرونداني که با اين بديهات دفاعي مخالفت مي‌کنند، درک کاربردي و عيني از چيستي و چگونگي روابط بين‌الملل ندارند، رويا پردازان رمانتيک و يا عومل نفوذي بيگانگان در مديريت کلان هستند، اما به گواه شواهد فراوان، برخي انديشه‌ها و اهداف مبهم در راهبرد روابط خارجه موانعي براي افزايش توان دفاعي و تسليحاتي ايجاد مي‌کنند. اينکه در کشور‌هاي ديگر نفوذ داشته باشيم يک امر بسيار طبيعي است. پديده نفوذ و کنترل امور سياسي، اقتصادي، امنيتي، دفاعي و... در ديگر کشورها، مولفه‌هاي اجتناب ناپذير راهبرد روابط خارجه همه کشورها در طول تاريخ بوده است. اما نکته حايز اهميت اينکه نفوذ، کنترل و دخالت در امور سياسي، اقتصادي، امنيتي و... در برخي کشورهاي ديگر، بايد با هدف تحقق منافع و امنيت ملي باشد. بنابراين وجود دشمن يا دشمنان در روابط خارجه به هيچ‌وجه امري مختص به ايران، منطقه خاورميانه و عصر حاضر نيست، بلکه پديده دشمن يا دشمنان جزء جدايي ناپذير تاريخ روابط بين‌الملل است. نکته حايز اهميت اين است که چه تاکتيک و راهبردي براي روابط خارجه تدوين و اجرايي کنيم که منافع و امنيت ملي محقق شود. تنها و تنها معيار سنجش درستي و کاربردي‌بودن راهبرد روابط خارجه دستاوردهاي حاصله در راستاي تحقق منافع و امنيت ملي است. از اين رو، توجيه پذير است تا پرسش شود، آيا راهبرد روابط خارجه در چند دهه گذشته موجب سهولت تحقق منافع و امنيت ملي شده است؟ کاربردي و عيني‌ترين پاسخ به اين پرسش با نگاهي گذرا به شرايط معيشت شهروندان، آموزش و پرورش، سطح سودمند‌بودن روابط با همسايگان و کشورهاي توسعه يافته، وضعيت اشتغال، صنعت و... به‌دست مي‌آيد. بنابر اين به گواه شرايط عيني در عرصه‌هاي گوناگون مي‌توان ادعا کرد راهبرد روابط خارجه‌اي که در چند دهه گذشته پيگيري شده نه تنها ناکارآمد بلکه هزينه‌هاي گزافي به منافع و امنيت ملي تحميل کرده است. پرسش بعد مي‌تواند اين باشد، چرا يا دليل ناکامي مديريت کلان سياسي از تدوين و اجراي يک راهبرد واقع‌بينانه و کم هزينه در راستاي منافع ملي چيست؟ ساده و شفاف‌ترين پاسخ اينگونه خواهد بود، راهبرد روابط خارجه حاوي تناقضي ذاتي است، چرا که، از يک سو، ما مي‌خواهيم در همه زمينه‌ها از جمله دفاعي و نظامي توسعه پيدا کنيم. اما از سوي ديگر، بنابر عملکرد ناموفق و پرهزينه، ظاهرا دست‌اندرکاران مديريت روابط خارجه توجهي به اين امر بسيار بديهي و آشکار ندارند که بستر توسعه و اقتدار ملي؛ صلح، فقدات تنش و مبادلات با ديگر کشورها در عرصه‌هاي اقتصادي، علمي، صنعتي، تجاري و... مي باشد.

انتشار :
پربازدیدترین اخبار
تبلیغات متنی