اگر تا چندي پيش فقط مراکز مطالعاتي روي موضوعات مورد اختلاف اروپا و آمريکا و چگونگي حل و فصل آن کار ميکردند، اما الان بحث برسر اين اختلافات، نه تنها از آن مراکز به سازمانهاي اجرائي دو طرف رسيده بلکه مانند مشکلات اقتصادي بين اروپا و آمريکا بلکه به رودررويي مسئولان و رهبران و روساي جمهور و مشاجره رسانهاي و دهن به دهن شدن آنها هم کشيده شده است. در اين ميان امانوئل مکرون بهدليل ويژگيهاي شخصيتي و سياسي و در کنار آن اوضاع داخلي فرانسه تا به حال بارها از خروج از ناتو و ايجاد ارتش اروپايي سخن گفته است. اين گفتههاي اخير رئيسجمهور فرانسه در مورد ناتو که محل فروش تسليحات آمريکائي شده است جداي از چالشهاي ساختاري ناتو و پاسخگوئي آن به نيازهاي کنوني که بعد از جنگ سرد، تغيير شکل ماهيت داده، به اهداف، انگيزهها و رويکردهاي ترامپ به مسائل داخلي و خارجي آمريکا و مخصوصا شعار محوري و استراتژيکي، يعني اول آمريکا باز ميگردد. ما نميتوانيم انتظار داشته باشيم که رويکرد او با گفتن شعار «اول آمريکا» با نقش معمول اين کشور در تاثير گذاري بر روند تحولات بينالمللي و مديريت آن براي کسب حداکثري منافع آمريکا، يک جا جمع شود. اينکه رئيسجمهور اين کشور قصد دارد اهداف و فعاليتها و منابع خود را متوجه داخل کشور کند کار عاقلانهاي است، اما با هدف آمريکا که داراي اهداف هژمونيک است همخواني ندارد. ايالات متحده نميتواند همزمان هم يک قدرت هژمون باشد و هم مسائل بينالمللي را فراموش کرده و خودش را از آن کنار بکشد. خواستههاي ترامپ در تناقض با روندي است که آمريکاييها معمولا بهدليل اهداف حاکميت آمريکا در آن سرمايهگذاري کردهاند و در آن نقش دارند. قدرت برتري که ايالات متحده سالها براي آن نقشه کشيده، با شعار اولبودن آمريکا همخواني ندارد. ايالات متحده براي اينکه بخواهد به وضعيت خود در عرصه بينالملل ادامه دهد نياز دارد تا به ايفاي نقش بينالمللي که برعهده گرفته، مسئولانه و نه استعمارگرانه ادامه دهد. علاوه بر تناقض مذکور که باعث چالشهايي در سطح جهاني ميشود، ترامپ يک رويکرد يکجانبهگرايي را نيز در پرتو شعار اول آمريکا مدنظر قرار داده که همه نقشههاي چندجانبهگرايان محافل مطالعاتي و مسئولان و سياستگذاران بينالمللي را زير سوال برده است. او بر اثر همين رويکرد است که از پيمانهاي گوناگوني که آمريکا در آنها عضو بوده، خارج شده يا در حال خارج شدن است. شکافي که امروز بين اروپا و آمريکا ميبينيم، واقعيت دارد. اختلاف بين آمريکا و اروپا بر سر کارکرد، اهداف و شکل و محتواي ناتو هم اتفاق کمسابقهاي نيست. با اين حال تنيدگي اقتصادي ميان اين دو بهنحوي است که جدايي آنها ساده نيست. اگرچه يک ديد بدبينانه در ميان تحليلگران وجود دارد که ممکن است در شرايط فعلي رئيسجمهور فرانسه بخواهد با راه انداختن اندکي سروصدا و اظهارات جنجالي نظرها را به خود جلب کند و اتفاقات داخلي کشورش را پوشش دهد اما اين بدبيني هم خيلي واقعي نيست و هم اين امر باعث چشم پوشي از اختلافات عميق بين اروپا و آمريکا که در صحبتهاي مکرون تبلور پيدا کرده است نخواهد شد.
دولت هيچگاه مخالف
جريان آزاد اطلاعات نبود
معصومه ابتکار با تاکيد بر اين که قانون اساسي حق اعتراض را مغتنم ميشمارد و در قوانين هم براي حق انتقاد و اعتراض جايگاه پيش بيني شده است، گفت: يکي از الزامات آزادي بيان و حقوق شهروندي همين حق اعتراض است و دولت يازدهم و دوازدهم برخلاف تبليغات سوء و فضاسازيهايي که عليه دولت ميشود، تلاش کرده است تا فضاي نقد در جامعه فراهم شود. وي افزود: در تحقق اين امر، ابزار مختلفي براي حمايت از رسانهها و جريان آزاد اطلاعات فراهم شده است. اگر چند روز هم اينترنت مشکل پيدا کرد براساس شرايط خاص کشور بود و دولت در اين شرايط خاص، تنها تصميم گير نيست. ابتکار تاکيد کرد: واقعيت اين است که دولت هيچگاه مخالف جريان آزاد اطلاعات نبوده و همواره براي هموار شدن مسير شفافيت و بيان مطالبات مردمي عزمي راسخ داشته است.