عضو انجمن علمي روانپزشکان ايران، پرخاشگري و خشونتطلبي در جامعه را يک اختلال رفتاري بدونپايدار و محصول اضطراب و استرس دانست.فربد فدايي افزود: پرخاشگري و خشونتطلبي را نميتوان به عنوان يک اختلال خاص تلقي کرد؛ بلکه وقتي فرد در شرايط استرس و اضطراب قرار گيرد، رفتارهاي غيرمتعارف و نابهنجاري بروز ميدهد که اين نوع الگوي رفتاري، پايدار نيست.وي در گفتوگو با ايرنا ادامه داد: در برخي مواقع پرخاشگري و حتي اغتشاش ممکن است به عنوان الگوي رفتاري پايدار بهويژه در بين قشر جوان و فعال جامعه خود را نشان دهد که در اين صورت بايد بررسي بيشتري در حالات رفتاري، رواني و هيجاني اين افراد صورت گيرد.اين روانپزشک گفت: برخي مشکلات رفتاري و هيجاني در سطح جامعه و حتي بين خانوادهها وجود دارد که ميتواند پرخاشگري را تشديد کند. در اين راستا نوجوانان و جوانان و حتي کودکاني که داراي بيماريهاي بيشفعالي و رفتارهاي هيجاني هستند آمادگي بيشتري براي اعمال پرخاشگري و برهم زدن نظم و انضباط دارند.
بروز رفتارهاي غيرمتعارف
فدايي ادامه داد: اين دسته افراد نسبت به محرکهاي که در اطرافشان وجود دارد خيلي زود تحريک ميشوند و از خود رفتارهاي غيرمتعارف و در برخي مواقع نابهنجاري بروز ميدهند.اين استاد دانشگاه گفت: رفتارهايي مانند مخالفتجويي و لجبازي نيز در کنار اين الگوهاي رفتاري وجود دارد که سبب ميشود پرخاشگري و حتي اغتشاش در بين آنان شديدتر باشد. اين نوع رفتارهاي تهاجمي را ميتوان در حوزههاي مختلف اعم از محيط خانواده، مدرسه و بيرون و کف خيابان، مشاهده کرد که نهتنها براي فرد يا افراد پرخاشگر؛ بلکه براي ديگران نيز آسيبزا و دردسرآفرين است.فدايي افزود: در سنين نوجواني و جواني چنانچه آموزشهاي تربيتي و مهارتهاي اجتماعي به درستي انجام نشود احتمال دارد رفتارهاي پرخاشگرانه به طروق مختلف بروز يابد. در اين سنين اگر رفتارهاي پرخاشگرانه شدت يابد بايد منتظر تغييرات هيجاني در محيط و محل زندگي بود.اين متخصص روانشناسي تصريح کرد: در مواردي جوانان و نوجوانان دچار تغييرات هيجاني و خلقي ميشوند. تغييرات هيجاني نوساناتي هستند که با حالات و اشکال مختلف ظهور ميکنند. براي نمونه در فوتبال يا ورزشهاي ديگر بهخصوص در ميان قشر دختر و پسر طي چند سال اخير شاهد رفتارهاي هيجاني بودهايم که تاکنون هم هزينههاي قابلتوجهي براي جلوگيري از تکرار آن پرداخت شده است.به گفته فدايي، همين نوسانها باعث ميشود فرد يا افراد هيجانهاي نهفته خود را با شدت بيشتر بروز دهند. حتي در مواجهه با کوچکترين موانع که بر سر راه آنان بهوجود آيد در مواردي که اين پرخاشگري به صورت الگو درآيد بايد هرچه زودتر اين دسته افراد مورد ارزيابي قرار گيرند و مداخلاتي که لازم است اعم از دارويي و غيردارويي براي درمانشان بهکار رود.وي افزود: زماني که فرد ببيند افراد بدون طي مراحل و بدون شايستگي به امکانات و ثروت و قدرت دست مييابند او نيز به فکر ميافتد از راههاي ميانبر به خواستههاي مادي خود برسد که به اين ترتيب جرائم پرخاشگرايانه افزايش مييابد. به هرحال ميزان پرخاشگري در جامعه ايران گرچه در حد ممالک بالاي جدول پرخاشگري نيست؛ اما به حد نگرانکنندهاي رسيده است تا جايي که عدمپاسخ مناسب به افراد پرخاشگر و قانونشکن در هر سطح موجب ميشود ديگران نيز خود را براي رفتارهاي پرخاشگرايانه آزاد احساس کنند.اين رواندرمانگر اظهار داشت: با اينکه کارگاههاي کنترل خشم و پرخاشگري از سوي انجمنهاي روانشناسي فعاليتهاي خود را آغاز کردهاند ولي اين اعمال جنبه کاربردي ندارد، بنابراين بايد عوامل تحريککننده کلان پرخاشگري را مورد توجه قرار داد.فدايي گفت: عدمبرخورد يا پاسخ مناسب به افراد پرخاشگر و قانونشکن در سطح جامعه ضمن گسترش اينگونه ناهنجاري موجب ميشود که ديگران نيز خود را براي رفتارهاي پرخاشگرانه آزاد احساس کنند.عضو انجمن علمي روانپزشکان ايران افزود: برخي افراد پرخاشگر که اعمال شديدتري از آنان شاهديم به احتمال زياد از دوران کودکي رفتارهاي غيرمتعارف داشتهاند. در اين شرايط نياز است که رفتارهاي اين عده از لحاظ رواني بيشتر مورد بررسي قرار گيرد. اختلالات اضطرابي و استرس، افسردگي، رفتارهاي وسواسي، نگراني و نااميدي از جمله حالات رواني به شمار ميرود که ميتواند در اين عده به انحاي مختلف موجب تحريکپذيري و بروز رفتارهاي پرخاشگرانه و در نهايت اغتشاش شود.
افراد پرخاشگر بر رفتارخود کنترل ندارند
فدايي گفت: يکي از شاخصههاي افراد پرخاشگر اين است که بر رفتار خود کنترل ندارند و نياز به مداخله درماني دارند. اين مداخله به غير از درمان دارويي به درمانهاي غيردارويي مانند رواندرماني هم احتياج دارد و از اين طريق قابل پيگيري است. ممکن است اين اعمال ريشه عميقي داشته باشد که نياز به درمان دارويي دارد. تمام اين نوع رفتارها نياز به بررسي کامل روانپزشکي و روانشناسي دارد.اين متخصص روانشناس با بيان اينکه هرگونه شکست، اعم از شکست در امتحانات يا نرسيدن بهخواستههاي مادي در خانه، مدرسه يا محل کار و سطح جامعه محرک محيطي براي برآشفته شدن فرد يا افراد است، افزود: براي نمونه وقتي فردي بسيار گرسنه باشد خود به خود عصبي ميشود و از اين رو حتي بدخوابي و خستگي زياد نيز ميتواند عاملي براي برانگيخته شدن و پرخاشگري به شمار رود. وي گفت: چنانچه خانوادهها و دستاندرکاران امور تربيتي در سطح جامعه نتوانند از بروز رفتارهاي خشونتآميز اطرافيان بهويژه قشر جوان و نوجوان جلوگيري کنند، احتمال تغيير در الگوهاي رفتاري و در پي آن خدشهدار شدن ماهيت افراد جامعه بسيار وجود دارد. از اين رو نياز است که با تاکيد بر ارائه آموزش و مهارتهاي لازم در داخل خانوادهها، براي کنترل بيشتر اين دسته افراد اقدامات عملي و ارجاع به روانپزشک براي درمان اين اختلالات در نظر گرفته شود.