زماني که با برخي دوستان شاخ فضاي مجازي چت ميکني ميفهمي که چقدر از زمانه عقبتري چقدر پير شدي. آنقدر پير که ديگر زبان کشورت هم عوض شده. قبلترها که تلهگرام و اينيستاگرام نبود و ملت هميشه اساماس بازي ميکردند، اپراتورهاي عزيز ميگفتند اگر فارسي بفرستي ارزونتره، اما از آنجايي که هر ارزانياي بيحکمت نيست مردم ما انگليسي پيام ميدادند تا گرانتر بيفتد اما چون کسي زبان بلد نبود و همه در همين حد ميدانستند که hello يعني سلام، زباني اختراع شد به نام فينگيليش. سرعت خواندن زبان فينگيليش، تقريبا يک دهم زبان فارسي است يعني براي خواندن يک سلام و احوالپرسي ساده نيم ساعت طول ميکشد تا فينگليش را بخوانيم اما مجبوريم، ميفهمي؟ مجبور!
چون اگر فينگيليش تايپ نکني نميگن اعظمشون شوهرش مُرده، ليلاشون خودش شوهر نميکنه! ميگن مشکل از ماست. يه کاري نکنين حرف دهن اين لاتو لوتا شيم، نرو سميه، نرو! (يه لحظه قاطي شد. ببخشيد صد دفعه گفتن موقع فيلم ديدن چيزي ننويسين) اما از اينها گذشته تا حدودي با فينگيليش دوران اساماس ميشد کنار آمد، اما در حال حاضر با پديدهاي مواجه هستيم که فينگيليش آنقدر خلاصه نوشته ميشود که شما بايد بين گزينههاي موجود يکي را حدس بزني و با فشار دادن دکمه به يکي از گزينهها جواب بدي.
بهطور مثال چند وقت پيش از يکي از دوستانم پرسيدم: جزوهات رو ميدي بنويسم؟ و او گفت: nmd. و من از پاسخ ماندم. منظورش را نفهميدم، شايد گفت «نميدم»، شايد گفت «نميدانم»، شايد گفت «نه مثل درس هفته پيش بود»، و يا «نه مثل اينکه دوباره درس ميده» و کلي شايد ديگر که ذهن انسان را درگير ميکند. بالاخره مساله چيست؟ جزوه دادن يا ندادن؟ الان که فکر ميکنم خارجيها خيلي زودتر از ما اين زبان شيرين فينگيليش خلاصه را اختراع کردند. کلماتي مانند gps gprs sms msi و... توسط اجنبيها ساخته شده.
احتمالا آنها هم يک روز در دفتر کارشان بودند و با دوستان در حال چت کردن. از دوست خود پرسيدند «خوبي عجيجم» و در پاسخ دريافت کردند gps، يعني دنبالم نيا اسير ميشي، اسيرم بشي درگيرم ميشي، به ارواح جدم نيستي در حدم. و آن جوان پرکار فعال براي اينکه از دل دوستش دربياورد نام سيستمش را به ياد آن چت لعنتي gps گذاشت و روي تک تک ديوارهاي شهر به چندين زبان زنده دنيا نوشت «ديوونه برگرد» البته از حق نگذريم شاخان، معمولا بيو و کپشن اينستاگرام رو به زبان شيرين فارسي مينويسند اما طوري که فهم آن متن کوتاه پارسي سختتر و جانکاهتر از خواندن آن سه حرف انگليسي است!
مثلا مينويسند «دوستاي قديمي کاراي صميمي» که انسان از حيرت و تعجب ميماند چه دوستي قديمياي؟ شما که يکسال بيشتر نيست همديگر را ميشناسيد و چه کارهاي صميمياي؟
گاهي اوقات اين عزيزان اشتباهات فاحش علمي را در بيوي خود مينويسند که سالها پيش ثابت شده غلط است مثلا مينويسند pv=block درحاليکه قرنها پيش کشف شد که pv=nRT است و انسان از اين بيسوادي تاسف ميخورد و سري ميرسليموار تکان ميدهد. و يا زير عکسهاشان مينويسند old but gold خب که چه؟ يعني مثلا من امروز يه عکس بگيرم بايد بنويسم new but silver ؟ و يا در پيج نونهالان 13 ساله ميروي و ميبيني زير عکسش نوشته «هيچ وقت فکر نميکردم رفيقم از پشت خنجر بزنه، هه!»، در حاليکه اگر پيگير شويد ميفهميد اين عزيز نونهال يه بسته چيپس خريد و تعارف کرد به دوستش و دوستش تا آرنج دستش را داخل بسته چيپس برد و از لايه ازن و اکسيژن و هيدروژن موجود در چيپس گذشت و هر چه چيپس بود را کشيد بيرون و ميل کرد و آن نونهال مذکور گشنه ماند و تنها.
باري، به شما قول ميدهم اگر فارسي بنويسيد هم ارزانتر است هم حجم اينترنت کمتري مصرف ميکند هم کلاستان پايين نميآيد؛ بلکه داريد يک کار عادي انجام ميدهيد و با همزبانانتان به زبان مادري خودتان چت ميکنيد!