آرمان ملي- منيره چگيني: در يک دهه گذشته پديده تجرد قطعي در ميان دختران و مردان يکي از موضوعاتي است که ميتواند آينده کشور را با چالش روبهرو کند. بر اساس مطالعات انجام شده معمولا رنج سني 45 سالگي براي زنان و 50 سالگي براي مردان در بررسي ميزان تجرد قطعي در نظر گرفته ميشود؛ اگر تا اين سن افراد مجرد باشند از اين سن به بعد ديگر شانس ازدواج آنها به حداقل ميرسد. اين در حالي است كه در سنوات گذشته اين ميزان در كشور دودرصد براي زنان و سهدرصد براي مردان بوده است. در گذشته سهدرصد از افراد جامعه هرگز ازدواج نميكردند. هرچند بعد از انقلاب در كشور و وقتي متولدين دهه 60 به سن ازدواج رسيدند، پديدهاي تحت عنوان مضيقه ازدواج بهوجود آمد، به اين معنا كه دختران متولد در دهه 60 با پسران متولد دهه 50 بايد ازدواج ميكردند. در نتيجه بهدليل باروريهاي كنترل شده در آن دوران تعداد پسران در برابر دختران اندك بود. در نتيجه برخي از اين دختران نيز مجرد ماندند. بايد دانست براي دختران تمايل به مجرد ماندن به دلايل ادامه تحصيل، يافتن شغل مناسب و ... است.
افزايش مجردي در قشر جوان کشور
در اين رابطه شهلا کاظميپور، جمعيتشناس با استناد به آمارهاي سال 95 مرکز آمار ايران به ايسنا گفته است: حدود 40ميليون نفر از جمعيت 80ميليون نفري ايران را جمعيت مردان تشکيل ميدهند که از اين ميان 33ميليون نفر از آنها 10 سال به بالا و هفتميليون نفر از آنها کمتر از 10 سال سن دارند. وي با تاکيد بر اينکه بالاترين ضريب جمعيتي چه در مردان و چه در زنان را رنج سني 29 تا 25 سال شامل ميشود، اظهار کرد: جمعيت جوانان به سه گروه سني 15-19، 20-24 و 25-29ساله تقسيم ميشود. اين جامعهشناس با بيان اينکه حدود 10ميليون نفر از مردان، جوان هستند، يادآور شد: تعداد مردان 15- 19ساله دوميليون و 780هزار نفر، تعداد مردان 20-24ساله سهميليون و 240هزار نفر و تعداد مردان 25-29ساله چهارميليون و 140هزار نفر است. وي در ادامه با اشاره به وضعيت تاهل جامعه مردان (10ساله به بالا) بيان کرد: 63درصد از مردان (10ساله به بالا) داراي همسر، 35درصد مجرد يا هرگز ازدواج نکردهاند و 1.2درصد بدون همسر در اثر طلاق و يکدرصد بدون همسر در اثر فوت هستند. همچنين ميانگين سني ازدواج مردان حدود 27.4 سال است. کاظميپور در ادامه درباره وضعيت اشتغال مردان نيز گفت: از جمعيت 10 سال به بالاي مردان، 21ميليون نفر فعال اقتصادي (شاغل و بيکار در جستجوي کار) هستند که از اين مقدار حدود 18ميليون و 800هزار نفر شاغل (19درصد محصل، 9درصد داراي درآمد بدون کار، 7درصد جزو ساير) و دوميليون و 200هزار نفر بيکار در جستوجوي کار هستند.
طرفداري جوانان از زندگي مجردي
دکتر سيدحسن حسيني، جامعه شناس و استاد دانشگاه معتقد است: تجردگرايي در ايران بهدليل تکرر روابط است؛ اگر ازدواج را فقط به خاطر رفع نياز جنسي بخواهيم چون راه هاي رفع اين نياز روز به روز بيشتر مي شود پس ازدواج از معنا مي افتد و تشکيل خانواده بياهميت مي شود؛ بايد براي خانواده معنا بخشي و منزلت بخشي بيشتري داشته باشيم. اگر زندگي مجردانه رفته رفته به ارزش تبديل شود و افراد ارتقاي اجتماعي خود را در اين جهت ببينند و نمونه هاي اجتماعي مجرد موفق تري را شاهد باشند، همين مساله موجب تشويق مجردها در تجرد دائمي خواهد بود.وي در ادامه خاطرنشان ميکند: زندگي مجردانه مختص زمان ما نيست و در طول تاريخ براي زنان و مردان وجود داشته است؛ اما آنچه آمار و ارقام نشان ميدهد اين است که زندگي مجردانه در دوران صنعتي و دوران مدرن افزايش بيشتري پيدا کرده که بخشي از اين افزايش به ساختارهاي کل جامعه باز ميگردد. به اين مفهوم که در ساختار قديمي و حاکميت ساختار کشاورزي و دامداري، فرد از طرف گروه اجتماعي در فشار است تا هر چه سريعتر ازدواج کند و تشکيل خانواده بدهد و اين مرحله خود يک منزلت است، اما در دوران صنعتي بهدنبال دور شدن از اين ساختهاي اجتماعي، در موقعيتهايي قرار گرفتهايم که منزلتها متفاوت شده است. يکي از منزلتهاي مهم در دوران صنعتي و پساصنعتي منزلت شغلي و درآمدي است که از اين شغل ايجاد ميشود تا زندگي سليقه اي فرد بر اساس اين درآمدها بچرخد. لذا در انتخاب همسر چه براي زنان و چه براي مردان اين وضعيت کمي ابهام ايجاد ميکند. يعني زن در زمان ازدواج بايد شرايط بارداري و فرزندپروري را بپذيرد و بپذيرد که بيشتر در خانه خواهد ماند. به همين دليل در ميان زنان بعضا گفته مي شود از زماني که طلاق گرفته ام يا چون ازدواج نکرده ام به موفقيتهايي رسيدهام.