برد، باخت و مساوي در فوتبال طبيعي است. بزرگترين تيمهاي جهان گاهي مقابل تيمهاي کوچک نتيجه نميگيرند، اما اينکه تيم ما 2 بازي متوالي را به تيمهاي غير همسطح ميبازد، نشان ميدهد ايرادهاي بزرگي در کار تيم ملي وجود دارد. فوتبال بحرين مبتني بر قدرت بدني و پاسهاي بلند است، اما عراقيها سرعتي هستند و بازيکنان تکنيکي خوبي دارند، اما در هر 2 ديدار هيچ برنامهاي مقابل حريف نداشتيم. مشخص نيست ويلموتس چرا بايد در تمام بازيها از 2 مدافع با خصوصيات مشابه که پس از حدود يک سال کنار هم بازي کردن نتوانسته اند به شناخت مناسبي از هم برسند، استفاده ميکند. پورعلي گنجي و کنعاني زادگان از يکديگر درک متقابل ندارند و در ساير خطوط هم ناهماهنگي زيادي ميبينيم. تيم ما اکنون ضعفهاي زيادي دارد که ويلموتس موظف است هرچه سريعتر آنها را برطرف کند. کارلوس کي روش هم از لبنان شکست خورد و به تيمهاي ديگر هم باخت، اما به هر حال 2 بار تيم ملي ايران را به جام جهاني برد که البته نتوانست با اين تيم از مرحله گروهي صعود کند. چگونگي رفتار و نوع تنظيم قرارداد با مربيان خارجي بايد به شکلي باشد که آنها در اختيارمان باشند. من نحوه قرارداد بستن با مربيان خارجي را خوب بلد هستم. براي اين کار بايد زبان انگليسي و تعامل متقابل را خوب بلد باشيم. تاج به هيچ وجه در اين زمينه مقصر نيست چرا که بذر بد قرارداد بستن با مربي خارجي در زمان علي کفاشيان کاشته شد و در دوران رئيس فعلي هم ادامه يافت. کفاشيان به شکلي با کي روش با قرارداد امضاء کرد که او هشت سال انواع و اقسام بي احتراميها را انجام داد و در پايان با آبروريزي از ايران رفت. يادتان ميآيد کيروش دبيرکل فدراسيون فوتبال را قبول نداشت و عليرضا اسدي را حساب نميکرد؟ او حتي اين اواخر با ابراهيم شکوري هم به مشکل خورد. اينجا همان ضرب المثل معروف از ماست که برماست را تکرار ميکنم. در زمان عقد قرارداد با مربي خارجي بايد حق مملکت مان از هر نظر لحاظ شود. قرارداد کي روش بندهايي داشت که يک طرفه و به سود او بود. در حقيقت آن قرارداد ترکمنچاي بود. همان قرارداد معروفي که دولت قاجار بخش عظيمي از خاک مملکت را 2 دستي تقديم روسها کرد. بايد به شکلي با مربي مذاکره کنيم که او مطيع و در اختيار باشد نه اينکه ما اسير مربي خارجي شويم. اکنون قرارداد ويلموتس به اين شکل است. از همان ابتداي مذاکرات با ويلموتس بايد اهداف خود را مشخص کرده و از طرفي به شکلي رفتار ميکرديم که با پرداخت به موقع حقوق ويلموتس، او مطيع ما باشد. از زماني که اين مربي به ايران آمد تا همين يک هفته قبل هيچ پولي نگرفته بود و در اين وضعيت به عنوان يک مربي حرفهاي با خودش ميگويد هر جوري دلم ميخواهد کار ميکنم چرا که ايرانيها مديريت بلد نيستند. مشکل پرداختي به مربي هم با توجه به شرايط کشور تنها به فدراسيون مربوط نميشود. ويلموتس بيشک به اين نتيجه رسيده که نميتواند کار خاصي با تيم ملي ايران انجام بدهد و نميتواند از تيمي که هشت سال با کي روش به فوتبال دفاعي عادت کرده است، فوتبال هجومي بخواهد. فوتبال ايران همچنان تحت تاثير کارلوس کي روش است و ويلموتس هم مربياي نيست که بتواند وضعيت را تغيير بدهد.