از قديم گفتهاند «جهان چون چشم و خط و خال و ابروست، که هر چيزي به جاي خويش نيکوست». به نظر ميرسد بخشي از پيام اين بيت اين است که هرکسي در حوزه تخصص خودش بايد حرف بزند و فعاليت کند. اگر مثلا مهندس معماري است، اظهارنظر پزشکي نکند و اگر تاجر فرش است سعي نکند در امور حقوقي دخالت بکند. اين قاعده اخلاقي و عرفي در خيلي از کشورهاي دنيا رعايت ميشود. اما به نظر ميرسد هنوز در کشور ما تعدادي از افراد اين قاعده را نميخواهند رعايت نمايند. ما هر روز شاهد اظهارنظرات غيرفني و تخصصي اشخاصي در اموري هستيم که مثلا در امري که نظر ميدهند، هيچگونه صلاحيت، تخصص و مطالعه ندارند. بهعنوان مثال کافي است که شما در جايي و در ميان جمعي از بيماري يا ناراحتي جسماني خودتان گله کنيد، بلافاصله انواع و اقسام داروها را براي شما تجويز ميکنند. يا در همين موضوع راهنمايي و رانندگي روزانه شاهد هستيم بلافاصله بعد از تصادف ميان دو ماشين افراد کنجکاو و معمولا بيکار جمع ميشوند و درخصوص اينکه مقصر چه کسي است، اظهارنظر ميکنند. اخيرا يکي از اصولگرايان مخالف برجام اعلام نظر کرده است که برجاميان بايد محاکمه شوند! و تصريح نکرده است که به چه دليل و به چه اتهامي بايد محکم شوند و اساسا جرمشان چيست و مرجع صالح رسيدگي کننده به اتهام ادعايي ايشان کدام محکمه قضائي مملکت است؟ يا اينکه اخيرا کارگردان شناخته شدهاي در سريالي که تهيه کرده است بدون اجازه و بدون رعايت حقوق معنوي مولف و مصنف از ترانه «مرد تنهاي» زنده ياد فرهاد استفاده کرده و در مقابل اعتراض همسر ايشان که گفته است شما بايد رعايت حقوق معنوي و مادي صاحب اثر را ميکرديد، ايشان را به قانون مربوطه ارجاع داده و گفته است اگراين خانم قانون مولف و مصنف را يکبار بخواند، ميفهمد حقوق معنوي قابل انتقال نيست! و جالب اينجاست که نامبرده طوري با اعتماد به نفس و قاطعيت صحبت کردهاند و مواد مرتبط در قانون يادشده را به نفع خود تفسير کردهاند که انگار سالهاست در کسوت وکالت يا قضاوت و يا استادي يکي از دانشکدههاي مهم حقوق هستند. همه ميدانيم که امروزه مسائل آنقدر تخصصي و پيچيده شدهاند که نه تنها در علوم نظري و در امور واحد اظهارنظرات گوناگوني ارائه ميشود بلکه در پارهاي از امور از جمله مسائل پزشکي نقطه نظرات متخصصين مربوطه با يکديگر تفاوتهاي بنيادين دارد. ماحصل کلام اينکه چقدر خوب است که افراد بهخصوص کساني که داراي چهرههاي آشنايي در جامعه هستند صرفا در حوزه کاري و تحصيلي و تجربه خويش اظهارنظر کنند و اين امر را يعني اظهارنظر در مسائلي را که خارج از چارچوب تحصيلات و صلاحيتشان است، به اهل فن واگذار نمايند. چه بسا اظهارنظر غيرتخصصي در خصوص مسائل حقوقي و يا سياسي به مشکلاتي منجر بشود که تبعات منفي هم براي خود آنان و هم براي افراد جامعه داشته باشد.