ماجراي افزايش قيمت بنزين و حواشي پيرامون آن به نحوي است که واکنشهاي متفاوتي را از اين موضوع با خود همراه کرده است. متاسفانه در عرصه داخلي و بينالمللي شاهد اين مطلب هستيم که هر کسي از ظن خود يار اين ماجرا شده و از ديدگاه خود به ماجرا نگاه ميکند. آنهايي که با دولت مشکل دارند ميخواهند بدين وسيله با دولت تسويه حساب کنند و آنهايي که با نظام مشکل دارند ميخواهند با نظام تسويه حساب کنند، اما واقعيت اين است که اين مساله بايد به صورت کارشناسي مورد بررسي قرار ميگرفت و با حوصله بيشتري بدان پرداخته ميشد. حتي اگر شوراي عالي هماهنگي اقتصادي به اين نتيجه رسيده بود که به صورت ناگهاني و بدون اطلاعات قبلي اين طرح را اجرايي کند، اکنون بايد دلايلش را به مردم توضيح دهد که اگر از چند مدت قبل اين طرح را با مردم در ميان ميگذاشتيم و فرصتي براي توجيه مردم و اجراي اين طرح ميگذاشتيم چه مضراتي در برداشت. مثلا بگويند اگر چنين ميکرديم ممکن بود پيشاپيش جامعه ملتهب شود، تورم افزايش پيدا کند و... اما بهنظر ميرسد با گذشت چند روز از تصويب و اعلام اين طرح همچنان به اين طرح با ديد سياسي نگاه ميشود نه ديد اقتصادي و کارشناسي. فرمايش مقام معظم رهبري در اين مورد نيز از موضع رهبري نظام بود. اينکه فرمودند: «من صاحب نظر نيستم لکن اگر سران سه قوه تصميم بگيرند من حمايت ميکنم»، مناسبترين موضعي بود که ايشان گرفتند. ضمن اينکه هيچ راهي را نيز براي نقد اين مساله نبستند که اگر کسي هم نقد کارشناسي به اين مساله دارد نتواند نقد کند، اما با رفتارهاي خلاف قاعده، خلاف قانون، تخريبگرايانه و آشوبطلبانه مخالفت کردند. خيلي از کارشناسان نيز معتقدند که نظر کارشناسي را بايد به صورت مدني اعلام کرد نه بهصورت هيجان، التهاب و آشوب خياباني. خيلي از کساني هم که اعتراض دارند ممکن است با اتفاقاتي از اين دست موافق نباشند، اما وقتي سيلابي راه ميافتد به فرمان ما حرکت نميکند و زماني را افتاد جايي رو خراب ميکند که به نظر بايد هر چه سريعتر مديريت شود و هنوز هم براي مديريت کردن اين مساله دير نيست. احتمالا ظرف 5 تا 10 روز آينده که دولت اعلام کرده درآمدهاي ناشي از افزايش قيمت بنزين را به حساب 60 ميليون خانوار واريز خواهيم کرد اگر اين مساله بتواند باور و اعتماد مردم را جلب کند التهابات کاهش خواهد يافت. از طرف ديگر اينکه برخي از اين اتفاق بهرهبرداري تبليغاتي و جرياني کنند و بخواهند رئيسجمهور يا رئيس مجلس را براي اين موضوع تحت فشار قرار دهند نيز چندان پسنديده و موجه به نظر نميرسد. هر چند عمل نمايندگاني که از آقاي لاريجاني جهت تصويب اين طرح در شوراي عالي هماهنگي اقتصادي توضيح خواستند عمل مذمومي نيست. چرا که آنها اين اختيار را دارند که از رئيسجمهور، رئيس مجلس و... سؤال کنند، اما مردم برخورد جناحي را ميفهمند. آقاي مجتبي ذوالنوري نيز که بهواسطه اين مساله درصدد کليد زدن طرح استيضاح رئيس مجلس است، اگر به سمت برخورد جناحي برود و از قِبل اتفاق افتاده بخواهد براي جريان پايداري ماهي بگيرد، همه ميفهمند و تيرشان به سنگ خواهد خورد. کما اينکه پايداريها قبلا هم در مجلس بودند و اين اتفاقات در دوره آقاي احمدينژاد نيز افتاده و افزايش قيمت در دوره آن دوره وضعيت حادي ايجاد کرد، اما دوستان نماينده با گرايش پايداري هيچ واکنشي نشان ندادند، بلکه حمايت نيز کردند. لذا اينگونه نمايندگان بايد به اين مساله واقف باشند که درست است حافظه تاريخي مردم مقداري ضعيف شده، اما به اين معني نيست که همه چيز را فراموش کرده باشند و برخوردهاي جناحي و بهرهبرداريهاي تبليغاتي از مسائل را تشخيص ميدهند.