بهار سال 1380 بود و دو ماهي از سرنگوني صدام حسين در عراق ميگذشت. براي تهيه گزارشي از وضعيت عراق بعد از صدام، در بغداد بودم. مردم عراق سالهاي سختي را پشت سر گذاشته بودند و سالهاي سختي هم در پيش بود؛ اما چه کسي ميدانست؟ عراق چند سال در تحريم کامل قرار داشت و فروش نفت تنها به ازاي غذا امکانپذير بود. يکي از نخستين آثار اين تحريمهاي شديد و گسترده افزايش فساد و گسترش راديکاليسم در جامعه بود. طبقه متوسط نخستين قشر اجتماعي بود که تحت تاثير تحريمها هرروز ضعيفتر شد و رو به نابودي نهاد. رشد بيکاري موجب شد که زنان خانهنشين شوند و همان شغلهاي محدود به مردان برسد. مهاجرت معکوس از شهرها به روستاها شروع شد و سبک زندگي طبقه متوسط بهکلي دگرگون شد. کميته تحريم سازمان ملل که از نيويورک تمامي واردات و صادرات عراق را زير نظر داشت، سياستي را براي اعمال فشارهاي گسترده ناشي از تحريم اعمال کرد که هانس ون پونيک رئيس منطقهاي کمکهاي سازمان ملل در بغداد آن را قتلعام روشنفکران ناميد. بعدها دروغبودن تهديد اتمي عراق آشکار شد. اين همه در حالي بود که عراق در آن زمان بالاترين گروه باسواد را در ميان کشورهاي عربي داشت و با اين روش بهشدت طبقه متوسط را تحت فشار قرار دادند. براثر تحريمها و کمبود مواد غذايي بيش از يکچهارم کودکان زير 5 سال عراقي دچار سوءتغذيه حاد شدند. رقمي که حتي از بيشتر کشورهاي آفريقايي بالاتر بود. ماهانه 7هزار کودک بهدليل گرسنگي و بيماري جان خود را از دست ميدادند. بر اساس برآورد سازمان ملل، تحريم درمجموع جان نزديک به يکميليون عراقي را گرفت. هنوز بعد از 18 سال اين تصاوير در ذهنم است. سبک زندگي همه مردم در دوران تحريم دگرگون ميشود و همه درگير فساد ميشوند. هر کس بهاندازهاي؛ اما درگيري همه در اين فساد گسترده حتمي است. بعد از اشغال سفارت آمريکا در تهران در 13 آبان 58 آمريکا تحريم اقتصادي ايران را در دستور کار قرارداد؛ اما تنبيه کردن شرکتها و کشورهاي ثالث و اعمال محدوديتهايي بر آنها را تنها از سال 89 در پيش گرفت. يکي از مواردي که تحريم زمينه گسترش و رونق آن را فراهم کرده، فساد است. در گزارشهاي جامعه جهاني به اين موضوع در تجربه عراق پرداخته نشده و بسيار گذرا از آن عبور کردهاند؛ اما ميتوان آثار آن را در ايران مشاهده کرد. دور زدن قوانين هم در عرصه بينالمللي و هم در داخل کشور، اداره کردن کشور بر اساس قوانين و رفتارهاي دوران جنگ و بحران، زمينه شکلگيري فساد و رشد افرادي چون بابک زنجاني را فراهم کرد. بهنظر ميرسيد که با امضاي برجام تا حدودي بتوان آبرفته را به جوي بازگرداند؛ اما تلاشي عبث و بيهوده بود. موج جديدي از تحريمها شروع شد و جامعه با توجه به تجربه نهچندان دور تحريمهاي اوليه واکنش رواني حادي از خود بروز داد و تقريباً همه عرصههاي اقتصادي، سياسي و اجتماعي را دستخوش تغيير و بيثباتي کرد. جابهجايي و برکناري وزراي اقتصادي دولت تاثير رواني خاصي بر مردم نگذاشته و مشکلات همچنان موجود است. تيم اقتصادي دولت بهشدت زير فشار انتقاد قرار دارد و بهنظر ميرسد دولت و شخص رئيسجمهور برنامه خاصي براي مواجهه با موج تازه تحريمها ندارد. دخالت بيشازپيش دولت در عملکرد بازارهاي اقتصادي و درعينحال امنيتيتر شدن فضاي اجتماعي و سياسي و افزايش سطوح دخالت دولت و حاکميت در ابعاد زندگي مردم مواردي هستند که در ادامه موج جديد برخاسته از نگرانيهاي مربوط به تحريم و ناکارآمدي دولت از ابتداي سال 97 روي داد. تصميمگيريهاي غيرکارشناسي ناشي از ترس تحريمها موضوعي است که تنها در سايه اين تصميمهاي نادرست، سرمايههاي زيادي را وارد جيب گروههاي ذينفع و صاحب نفوذ ميکند. تصميمهايي که عموما در مواقع فشار اقتصادي و سوءمديريت گرفته ميشوند و تجربه اجراي آنها را بارها و بارها شاهد بودهايم. استفاده ازعنوان قرار داشتن در فضاي جنگي بهوسيله برخي از وزرا و مسئولان بهخوديخود اين را تداعي ميکند که کشور در حالت عادي قرار ندارد و شما نميتوانيد از يک موقعيت غيرطبيعي کارکرد سالم، شفاف و پاسخگويي مناسب را انتظار داشته باشيد. اگرچه شفافيت و پاسخگويي نهچندان قابل قبولي در ميان دستاندرکاران و صاحبان قدرت وجود داشت، اما همان نيز به بهانه جنگ فراگير اقتصادي کنار گذاشته شد.