سخنان رئيسجمهور همان بحث اصلي شفافيت است که چگونه با شفافيت ميتوان جلوي مفاسد را گرفت. سخنان دکتر روحاني را به صورت اساسي يک تجربه جهاني ميدانم و اين تجربه جهاني در همه جا ثابت کرده که هرچه به سمت شفافيت برويم، ميتوانيم وقوع فساد را کم کنيم. اصولا ببينيم فساد کجا اتفاق ميافتد؟ فساد در دستگاههاي مختلف ناشي از اين است که يا خريدي اتفاق ميافتد يا فروشي اتفاق ميافتد و يا قراردادي دارد بسته ميشود. مثلا ميخواهيم براي يک دستگاهي يک خريد مهم انجام دهيم. براي اين خريد مناقصه ميگذاريم. اگر همه نتايج مناقصه را در سايت منتشر کنيم آيا ميشود نفر اول که بهترين قيمت را داده برنده نشود و نفر دوم را برنده اعلام کنيم؟ پاسخ منفي است چون رقبا دارند تماشا ميکنند و رقباي ديگر هم ذينفع هستند. بنابراين بايد به سلامت احتمال بيشتري دهيم. البته نه اينکه نميشود کلک زد ولي بالاخره سلامت بالا ميرود وقتي که شفافيت باشد. مثلا فکر کنيم ميخواهيم خريد کنيم يا فروش انجام دهيم، آيا ميتوانيم يکي از شرکتهايي که ميخواهد کالايي بفروشد به يک نفر يک تخفيف فوقالعاده دهد درحالي که در صورت انتشار نتايج در سايت، همه تماشا ميکنند. بنابراين نميشود به يکي تخفيف داد چون همگان ميفهمند و مطالبهگري ميکنند. رقبا همديگر را افشا ميکنند و موجب سلامت بيشتر ميشوند. اگر بخواهيم در شرکتي يکصد نفر را استخدام کنيم اگر نتايج آزمون و مصاحبه را با نمراتشان در سايت درج کنيم، آيا امکان اينکه يک عده را با پارتي بازي استخدام کرد، وجود دارد؟ نميشود، چون همه ديگراني که در انتظار استخدام هستند دارند تماشا ميکنند. پس شفافيت راهي است که به کم شدن مفاسد اقتصادي کمک ميکند. سخن ديروز رئيسجمهور در مورد معاملات، فروشها، مناقصهها و استخدامها ميتواند مفاسد را کم کند و ميتواند جلوي وقايع ناهنجار را بگيرد. الان وقتي مطلع ميشويد که يک مفسده اقتصادي اتفاق افتاده، به خاطر کار يواشکي است. در کار يواشکي و محرمانه احتمال تباني هست ولي اگر شفافيت باشد، احتمال تباني را به حداقل ميرساند و آن وقت ميتوان ميزان اعتماد را بالا برد. مردم هم اين انتظار را دارند. مردم انتظار دارند که ببينند آنچه دارد اتفاق ميافتد از درجه سلامت بالايي برخوردار است. و اين مهمترين عاملي است که ميتواند به مبارزه با فساد کمک کند. اين وظيفه همه دستگاههاي اجرايي است که بايد در خريدها در فروشها و در رفتارهايشان شفافيت داشته باشند. معتقدم بايد به آقاي رئيسي اعتماد بالايي بکنيم چون از درشتترين آدم قوه قضائيه شروع کرد. از آدمهايي شروع کرد که سايه مخوفي از خود درست کرده بودند و تخلفات بزرگ انجام ميدادند. آقاي رئيسي از برخورد با قضات فاسد شروع کرد و به درجه بالايي بايد به اين اقدامات اعتماد کنيم چون از درون قوه قضائيه و از بيخ گوش خودش شروع کرد. افرادي که تحت پيگرد قرار داد و مفاسدشان را به دادگاه ارجاع کرد و الان دارند پيگيري ميکنند، آدمهاي گردن کلفتي بودند که کسي جرات نداشت، حرفشان را بزند اما رئيسي اين کار را شروع کرد. يک موقعي دوستي ميگفت که رفته بودم وکيل بگيرم و از من ميپرسيدند که وکيل با قاضي ميخواهي يا بيقاضي؟ يعني وکيل خودش قاضي را ميبيند و نرخش فرق ميکند. قاضي فاسد خيلي خطرناک است. آقاي رئيسي در برخورد با مفاسد از دستگاه خودش و از گندهترين آدم قوه قضائيه و برخورد با قضات فاسد شروع کرد. بايد فرصت دهيم. البته انتظار دکتر روحاني هم سر جاي خودش هست و به آنها هم ميرسيم. بايد از کارهايي که رئيس قوه قضائيه تاکنون کرده حمايت کنيم و اجازه دهيم اين روند جلو برود. بين رئيسي و رئيس قوه قضائيه قبلي تفاوت بسياري است.