سال 1387 بود که کتابي در پيشخوان کتابفروشيها چشم هر ببينده علاقهمند به ادبيات فارسي را به خود خيره کرد. «فرهنگ ادبيات فارسي» از همان سال تا به امروز يکي از مهمترين منابع ادبيات فارسي است که آنطور که هر کتابخانهاي ناگزير از داشتن آن است، هر کتابخوان حرفهاي هم. آنطور که مهران دوستي در برنامه نشاني راديو جوان درباره آن گفته است: «اين کتاب بايد در تيراژ هفتادميليون نسخه منتشر شود تا هر ايراني نسخهاي از آن را داشته باشد.»
شايد اين نکته پيش بيايد که در عصر اينترنت، کتابهاي مرجع ديگر آن جايگاه سابق خود را از دست دادهاند. اين تا حدودي درست است. اما حتي در عصر اينترنت و ويکيپديا، لزوم داشتن چنين فرهنگي ضروري است؛ چراکه جامعيتي که اين فرهنگ دارد، ويکيپديا ندارد.
فرهنگ ادبيات فارسي با داشتن مدخلهاي مهم که هر کدام لازمه نوشتن (چه داستان، چه مقاله، چه ترجمه) است، جايگاهي فراتر از ويکيپديا يا اينترنت را به خود اختصاص داده است. اين فرهنگ، با دارابودن مدخلهاي ادبيات کلاسيک و معاصر، جامعيت خود را به رخ ميکشد، هرچند ميتوان گفت که نمونهاي اينچنيني در فرهنگنامههاي ايراني نيست يا اگر هم هست به اين وسعت و گستردگي نيست.
شايد بد نباشد نقطهنظر بسياري از اهل ادب در ستايش اين کتاب را مرور کنيم تا به برجستهبودن و اهميت اين فرهنگ پي ببريم.
محمدعلي سپانلو، «فرهنگ ادبيات فارسي» را مرجعي شايسته براي نويسندگان تاريخ ادبيات معاصر معرفي ميکند و مينويسد: «[اين کتاب] سرشار است از دانشي که در معرض فراموشي قومي قرار داشت... محمد شريفي و محمدرضا جعفري يک جاي خالي را در حافظه فرهنگي ما پر کردهاند.» کامران فاني نيز آن را اثري شايسته تقدير توصيف ميکند و مينويسد: «نخستينبار است که فرهنگي با اين جامعيت و گستردگي درباره ادبيات فارسي منتشر ميشود.» بهاالدين خرمشاني هم فرهنگ ادبيات فارسي را يکي از مهمترين مرجعهاي ادبي برميشمرد و مينويسد: «استفاده از اين فرهنگ را به تمامي کساني که اهل مطالعهاند و خصوصا در زمينه ادبيات تحقيق و تحليل ميکنند پيشنهاد ميکنم.»
محمد محمدعلي داستاننويس نيز در ستايش نويسنده «فرهنگ ادبيات فارسي» مينويسد: «تنهايي محمد شريفي در تهيه و تنظيم و فرهنگ ادبيات فارسي مرا ياد پايمرديهاي علياکبر دهخدا، محمد معين، احمد شاملو، ابوالحسن نجفي و... مياندازد. بايد قدر اين فرهنگ را بدانيم.» و درنهايت فرخ اميرفريار مينويسد: «عرصه وسيع اين کتاب خواننده را به تحسين و شگفتي واميدارد. ارائه خلاصه داستانها و رمانها و نمايشنامههاي فارسي کاري است که در اين ميزان سابقهاي نداشته و زحمت حوصلهسوزي براي مولف داشته است.»
آنچه گفته شد نشان از اهميت «فرهنگ ادبيات فارسي» است که از 1387 تا به امروز بارها از سوي نشر نو بازنشر شده است. محمد شريفي حالا با کتاب ديگري که کم از «فرهنگ ادبيات فارسي» نيست و به نوعي ميتوان گفت اين دو کتاب پابهپاي هم و به موازات هم پيش ميروند بازگشته است؛ بازگشتي شکوهمندانه که بار ديگر قلب همه کتابخانهها را فتح ميکند.
«نردبان آسمان» گزارش کامل مثنوي به نثر است که ما را بار ديگر به ساحت مولانا نزديک ميکند. جايگاه مولانا طي اين سالها روز به روز در سرتاسر جهان والاتر رفته و به شکلي عجيب مخاطبان و مشتاقان بسياري يافته است؛ بهطوري که ميتوان مولانا را بزرگترين شاعر جهان ناميد. همين خود گواهي است که بگوييم «نردبان آسمان» اين نزديکي را بيشتر خواهد کرد و ما را به شکلي جنونآميز به «معنويت» و «عشق» که دو عنصر اصلي آثار مولانا است در پيوندي عميق قرار خواهد داد.
اهميت اين کتاب نيز از چشم بسياري از پژوهندگان ادبيات فارسي غافل نمانده است. بهاالدين خرمشاهي و توفيق سبحاني و محمد سرورمولايي هر يک به فراخور در ستايش کتاب حرف زدهاند. بهاالدين خرمشاهي «نردبان آسمان» را در رديف اول شرحهاي موجز مثنوي قرار داده و مينويسد: «هيچ دوستدار مولوي و پژوهنده مثنوي از آن بينياز نيست.» دکتر توفيق سبحاني هم مينويسد: «با نردبان آسمان پلههايي را پيمودم و ميان راه در اتراقها با مناظر زيبا و نکتههاي باريک روبهرو شدم.» دکتر محمد سرورمولايي نيز مينويسد: «طرح اين کار و چگونگي گزارش مثنوي را با نثر، سخته و پخته يافتم. نشانه سختگي طرح همين بس که هيچدقيقه و نکتهاي از تعليم مثنوي ساختار عظيم آن کتاب ناديده نمانده است. پيدا است که انجام اين کار جز با اشراف بر مثنوي و بهرهگيري از شرحها و پژوهشهاي مرتبط با آن و برخورداري از ذوق و دقت و صرف وقت و تحمل و تأمل بسيار بارها خواندن و حک و اصلاح ميسر نميشود... بدون هيچ مبالغهاي من کتاب را با لذت تمام خواندم-لذتي که از يک اثر چندوجهي و درهمتنيده و پرکشش ميتوان برد.»