اکبر ترکان:
رقابت در ايران در نفي رقيب است ؛ نه اثبات خود
مخالفت با FATF انتخاباتي است
اکبر ترکان، عضو شوراي مرکزي حزب اعتدال و توسعه، به نکاتي پيرامون FATF، تندرويهاي عليه رئيسجمهور، ارزيابي دولت دوازدهم اشاره کرده است. بخشي از گفتوگوي تفصيلي وي را با «جماران» ميخوانيد.
آقاي مهندس! در روزهاي اخير شاهد برخي موضع گيريها عليه پيوستن ايران به لوايح FATF درکشور هستيم. اين درحالي است که گروهي از تحليلگران بر اين باورند که در صورت عدم پيوستن ايران به اين لوايح، مشکلات زيادي در مبادلات مالي با کشورهاي دنيا به وجود ميآيد. بهنظر شما علت اين مخالفتها چه ميتواند باشد؟
بخشي از اين مخالفتها به ويژگيهاي نظام سياسي و انتخاباتي ما بازمي گردد. از آنجا که به انتخابات مجلس شوراي اسلامي نزديک ميشويم، جناحهاي مختلف سياسي تلاش ميکنند تا با جلب توجه کردن، فعاليتهاي خود را بيشتر کنند. مخالفت با پيوستن به لوايح FATF نيز ممکن است از جنس انتخاباتي باشد. متاسفانه رقابت سياسي در ايران نه با اثبات خود که با نفي رقيب همراه است. يعني وقتي دو گروه سياسي قصد رقابت دارند، بهتر است که به اثبات تواناييهاي خود بپردازند و بگويند که راهحلها و انديشههايشان براي اداره کشور چيست؟ بازگو کنند که براي صورت مسالههاي مختلفي که در کشور وجود دارد، چه پاسخهايي دارند. اما به جاي اين کار، رقباي سياسي در ايران سعي ميکنند رقيب را نفي کرده و با اين کار در صدر توجه قرار گيرند. اين نوع رفتار هميشه در فصول انتخابات رخ ميدهد و فکر ميکنم کساني که در ادوار گذشته بهطور ذاتي رقيب آقاي روحاني بودند، حالا نيز تلاش ميکنند نفي رقيب کنند.
اگر ايران به هر دليلي به لوايح FATF نپيوندد چه اتفاقي ميافتد. اينکه برخي منکر اين قضيه هستند که شرايط بدتر ميشود را چگونه ارزيابي ميکنيد؟
بهتر است به اين مساله از زاويه ديگري نگاه کنيم. من مدعي نيستم که اگر ما FATF را به تصويب برسانيم روابط بانکيمان با دنيا عادي ميشود. چون امروز محدوديتهاي بانکي ما به اين دليل نيست که به FATF نپيوستهايم. بلکه بهدليل اعمال نفوذ ظالمانه و يکجانبه ايالات متحده آمريکاست. بنابراين، کماکان دشمني ايالات متحده نميگذارد که ما روابط عادي با بازار جهاني داشته باشيم. اما اگر به اين لوايح نپيونديم، بهانه جديدي خواهد شد براي اينکه يک تحريم تشديد شده عليه کشور ايجاد شود. يعني غيراز تحريمهاي آمريکا و بجز محدوديتهايي که دولت آن کشور براي ما در بازار جهاني ايجاد کرده، بهانه ديگري هم پيدا ميشود و بهدليل نپيوستن به FATF ميتوانند درهاي بانکها و بازارهاي دنيا را به روي ما ببندند. بنابراين اگرچه در وضعيت فعلي پيوستن به FATF مسائل مربوط به تحريمهاي يکجانبه ايالات متحده عليه کشور را حل نميکند، ولي بيترديد نپيوستن به آن تحريمها را تشديد خواهد کرد.
از آنجا که خود شما در دورهاي وزير دفاع بوديد، چقدر حرف برخي مخالفين FATF درست است که ميگويند اگر ايران اين لوايح را بپذيرد، ديگر نميتواند به گروههاي مقاومت در منطقه کمک مالي کند؟ وموارد ديگر که شما نيز در جريان هستيد.
جنس اين حرفها آمريکايي است. آمريکا ميخواهد چنين القاء کند که اگر در کشورهاي منطقه، حرکتها و نهضتهاي مردمي بهدليل استقلالطلبي و آزادي خواهي به وجود آمده، به خاطر پول ايران است. در حالي که اين حرفها دروغ است. اگر يمنيها در حال مبارزه هستند و متجاوزين را پس ميزنند، آيا از ايران پول گرفتهاند؟ حمايت ما از گروههاي مقاومت و نهضتهاي منطقه بيشتر از آنکه مالي باشد، سياسي است. بهنحوي که ممکن است از برخي گروههاي مقاومت در منطقه حمايت مالي هم کرده باشيم، ولي اين حرفها که مقاومت فلسطين، حزبا...، يمن و... بهدليل حمايت مالي ايران بوده درست نيست. بلکه اينها حرکتهاي مردمي برپايه انديشههاي مردم هر منطقه هستند. پس مردمي که در سوريه، در عراق يا لبنان و... در حال مبارزه هستند، جان خود را به خطر انداخته و به پاي اعتقاداتي که دارند، مبارزه ميکنند. ايالات متحده ميخواهد اينگونه به دنيا القاء کند که اين حرکتها پشتوانه اعتقادي ندارد و متکي به پول جمهوري اسلامي است. در حالي که ما پولي به اين مناطق نميدهيم. ما حمايتهاي لازم را به روش خودمان انجام ميدهيم ولي اين حمايتها بهگونهاي نيستند که عدهاي فکر کنند؛ اگر حمايتي از گروههاي مقاومتي منطقه وجود دارد يا اينکه اگر فلسطينيها در برابر اسرائيل تسليم پذير نيستند صرفا به خاطر پول ايران است. زدن اين حرفها تهمتي به آن همه رشادت و مقاومت و آزادگي نهضتهاي منطقه است.
بعضا ديده ميشود که مخالفين دولت براي بيان نظرات خود به رهبر انقلاب اشاره ميکنند و مدعي ميشوند که رهبري بهدليل برخي معذورات نميتواند مخالفت خود را بهطور صريح اعلام کند، تحليل شما از اين نوع رفتار چيست؟
اين کار استفاده کردن ابزاري از فرمايشات رهبري است. مگر در حال حاضر آقاي روحاني تابع نظرات رهبري حرکت نميکند؟ مگر رئيسجمهور و دولت متعهدانه و مسئولانه به فرمايشات رهبري عمل نميکنند؟ اين چه حرفي است که يک عده ميزنند و ميخواهند ثابت کنند که بخشي از دولت يا همه آن در مسير رهبري نيست؟ آيا اين حرفها خدمت به انقلاب اسلامي است که رهبري را تضعيف کنند؟ ايشان در جايگاه خودشان تشريف دارند و دولت و وزرا خودشان را متعهد ميدانند که از فرمايشات و نقطه نظرات رهبري تبعيت کنند. کساني که سعي ميکنند براي وجاهت بخشيدن به خودشان به ديگران تهمت خروج از مسير رهبري را بزنند، متوجه نيستند که با اين کار به رهبر انقلاب ضربه ميزنند.