طيبه ماهروزاده همسر حداد عادل در برنامه زاويه گفت: «بنده با تاسيس مدارس غيردولتي مخالف بودم اما خودم بهعنوان موسس، مدرسهاي را راهاندازي کردم، چراکه پسرم ميخواست به رشته انساني برود و بهدنبال مدرسهاي بوديم که محيط آن سالم باشد، اما پيدا نشد چرا که مدارس براي رشته علوم انساني، دانشآموزان ضعيف را جذب ميکردند و اين در حالي بود که اساس کشور بر عرصه علوم انساني است». اين سخنان همسر حداد عادل پيرامون تاسيس مدرسه غيرانتفاعي در تهران بود که حتي واکنش پسر فتاح رئيس بنياد مستضعفان را در پي داشت و ساعاتي بعد با انتشار توئيتي که بعدا آن را حذف کرد از اجارهايبودن اين مدارس که مالکيت آن براي بنياد است و هيچکرايهاي براي آن پرداخت نميشود، خبر داد. از فحواي کلام خانم ماهروزاده چنين استنباط ميشود که چون پسرم ميخواست به رشته مورد علاقهاش برود مدرسه تاسيس کرديم و اين حرف کمي عدالت در توسعه آموزشي را به چالش ميکشد. بهگونهاي که شايد به مخاطب اين گونه القا شود آنهايي که نقششان در قدرت پررنگ است ميتوانند براي رفاه آقازادههايشان حتي مدرسه خصوصي هم داير کنند و اينجاست که خبر دردآور و بمب ساعتي مدارس کپري، کانکسي و آتش سوزي در مدارس غيراستاندارد که تن نحيف دانش آموزان مناطق محروم را به مسلخ نابودي ميبرد روح هر انسان آزادهاي را ميآزارد. کجاي اين عدالت است که نور چشميهاي آقايان حتي مدارسشان هم از ديگران جدا باشد در حالي که به گفته رخشانيمهر رئيس سازمان نوسازي؛ حدود 27درصد مدارس كشور به لحاظ ساختماني، تخريبي محسوب ميشوند، نزديك به 34درصد به بازسازي نياز دارند و فقط 39درصد مدارس مستحكم هستند، حدود يكهزار و 700 كلاس درس در كانكس برگزار ميشود و جمع كل كلاسهاي خشت و گلي نيز به 987 عدد ميرسد (9 خرداد 97 ايرنا)؟ و اين تبعيض آشکار فاصله عجيب مردم و مسئولان را تشديد ميکند. هنوز خبر سوختگي آذرماه 91 دانشآموزان شينآبادي، سوختگي و فوت دانشآموزان زاهداني فراموش نشده است. موضوعي که حتي وزير وقت آموزش و پرورش در واکنش به آن و گزارش نهايي علت سوختگي دانشآموزان زاهداني گفت: روند تخصيص اعتبار به آموزشوپرورش خوب نيست و بايد ما همواره بلرزيم که نکند در 107هزار مدارس ديگر اين اتفاق رخ دهد (28 آذرماه 97 آنا). بودجه ميتواند بهجاي درمان دانشآموزان براي نوسازي مدارس هزينه شود. موضوعي که دکتر فاطمي بهخوبي به آن اشاره دارد و ميگويد: 35000 شينآباد و درودزن بالقوه در کشور داريم». اين هشدار دکتر محمدجواد فاطمي رئيس جمعيت حمايت از بيماران سوخته است که مسئوليت درمان کودکان شينآباد را نيز بر عهده دارد. او درباره هزينه درمان سوختگي کودکان نيز توضيح ميدهد و ميگويد: حدس ميزنيم هر بيمار سوختگي بهطور متوسط 20ميليون تومان در مرحله حاد هزينه ميکند. با توجه به اينکه ساليانه 30هزار بيمار سوخته در کشور داريم، تخمين زده ميشود حدود 600ميليارد تومان براي درمان سوختگي در مرحله حاد هزينه ميشود. علاوه بر آن بهدليل اينکه سوختگي مزمن پنج برابر مرحله حاد هزينه دارد، ساليانه 3هزارميليارد تومان نيز براي درمان بيماران در اين مراحل بايد هزينه شود (3 دي 96 ايسنا). حال صرف نظر از اين آمار مقايسهاي و وجود مدارس کانکسي و کپري که حتي بعضا در بازي با کلمات مسئولان هم خيلي به چشم نميآيد بهگونهاي که برخي مسئولان ميگويند مدارس کپري نداريم اما شايد کلاس کپري وجود داشته باشد آنهايي که چنين مدارسي را براي دارودستههايشان درست ميکنند سهمشان از کيفيت آموزشي بدون رانت در کشور چقدر است؟
مدارس کپري؛ مدارس آقازادهها
همينها آمار بدهند که چنددرصد دانشآموزان اين مدارس مخترع شدهاند و رتبههاي برتر کنکور را به خود اختصاص دادهاند در حالي که دانش آموزاني در برخي مدارس در شهرهاي غربي کشور که کيفيت مدارسشان به مراتب پايينتر از مدارس آقازادههاست وجود دارند که امروز در دنيا حرفي براي گفتن دارند؟ اگر اين تفکيکها و فراهم نمودن تمامي زيرساختهاي آموزشي و... ميتواند به رتبه بندي ايران در مقايسه با ساير کشورهاي دنيا کمک کند تا ما هم درخواست کنيم که مسئولان براي آقازاده هايشان هر کدام يک مدرسه لاکچري و اختصاصي تاسيس کنند اما آمارهاي منتشره چيز ديگري را نشان ميدهد. اتاق فکر اقتصادي OECD دراين باره نوشته است: مقايسه نمره آزمون 76 کشور نشان ميدهد که رابطه مستقيمي بين رشد اقتصادي و وضعيت آموزش و پرورش وجود دارد. در اين ميان ايران در پايين جدول رتبهبندي مدارس جهان قرار گرفته است و رتبه 51 را از ميان 76 کشور از آن خود کرده است. همچنين در ميان کشورهاي همسايه ايران، ترکيه با کسب رتبه 41 عملکرد بهتري را داشته است. ارمنستان نيز با رتبه 50 يک پله از ايران بالاتر است. اين آمار اولين رتبهبندي از مدارس جهان است که کيفيت آموزش و پرورش را در جهان به نمايش گذاشته است (22تير 94 خبرآنلاين).
ژاپن سمبل عدالت آموزشي در جهان
ژاپن در بين 35 کشور ثروتمند جهان در مقام نخست برقراري عدالت آموزشي قرار دارد. بهطوري که تنها حدود 9درصد از عملکرد دانشآموزان ژاپني تابعي از وضعيت معيشتي و اقتصادي خانواده آنها است اين در حالي است که اين ميانگين در کشورهاي مورد مقايسه، 14درصد و در آمريکا 17درصد است. به عبارت ديگر ميتوان گفت که ژاپن گرچه مناطق فقيرنشين دارد، اما مدارس فقير ندارد! نکته جالب توجه ديگر که برخلاف تاسيس مدارس براي آقازادهها در ايران وجود دارد در مورد نظام آموزشي ژاپن اين است که تلاش اين کشور براي کاهش شکاف بين دانشآموزان نخبه و عادي است بهطوري که در اين کشور عملا چيزي به نام مدارس تيزهوشان يا نخبگان وجود ندارد و تمام کودکان و نوجوانان ژآپني در مدارس عادي و يکساني تحصيل ميکنند. چه تراژدي غم انگيزي است وقتي دانش آموزي بهخاطر شغل پدر يا توسعه نامتوازن آموزشي در مدرسه کپري درس بخواند و شعلههاي آتش بخاريهاي غيراستاندارد، تن نحيفش را بسوازند.