آمريکاييها از سال 2016 تاکنون اعلام کردهاند که ما تحريمهايي را بر عليه ايران اعمال کردهايم که با مشکلات جدي مواجه خواهد شد. آنها به گونهاي مدام مدعي ميشوند که فشار حداکثري ما سبب شده تا رفتار ايران تغيير يابد. حال سوال اينجاست اگر بنا به ادعاي آنها ايران تغيير رفتار داده است پس چرا مجددا آنها تحريمهاي ديگري را وضع ميکنند. اين مسائل به خوبي نشان ميدهد که سياستمداران آمريکايي در ابراز مواضع راست نميگويند. همچنين با صراحت ميتوان گفت که تحليلهاي مقامات آمريکايي مبتني بر واقعيات علمي نيست. آنچه که روشن است تحريم و فشار آمريکاييها از آغاز انقلاب مردم ايران وجود داشته است. اما پس از برجام آمريکاييها سعي داشتهاند تا اين فشارها را گسترش داده و کشورهاي ديگري را که حتي با ايالات متحده مبادلاتي ندارند از طرق ديگر تحت فشار قرار دهند. نتيجهاي را که آمريکاييها از اعمال تحريمها پيشبيني ميکردند نه تنها به آن اهداف نرسيدند بلکه با اعمال تحريمهاي جديد نشان ميدهد که شکست خورده اند. همچنين هر تحريم تازهاي بيانگر شکست تحريمهاي پيشين است. بنابراين اين روند رفتاري واشنگتن نشان ميدهد که ايران در مسير درست يعني اقتصاد مقاومتي گام بر ميدارد. تمام اين مقاومتها بايد منجر به يک پيروزي بزرگ براي مردم ايران شود. آمريکاييها بر اين تصورند که در دنيا در همه چيز مستثنا و برتر هستند. اين نوع نگاه غلط ناشي از نگاه استثنايي است که در تمام گروههاي سياسي ايالات متحده چه دموکراتها و يا جمهوري خواهان وجود دارد. اين نگاه استثناگرايانه يک خود برتر بيني بهوجود ميآورد که به اتخاذ تصميمات نادرست منجر ميشود که در بسياري از مواقع ناامني و بيثباتي را در نظام بينالملل بهوجود ميآورد. زماني که تصميمسازان در آمريکا اسير توهمات و بافتههاي ذهني خودشان باشند واقعيات کنوني نظام بينالملل را نميتوانند درک کنند. زماني که اين مقامات از پوسته ذهني خودشان خارج نميشوند و واقعيات جامعه بينالملل را درک نميکنند بنابراين همچنان بر تصميات غلط گذشته خودشان اصرار ميورزند. با صراحت ميتوان گفت که حمله به عراق و افغانستان هيچ سودي جز گسترش تروريسم، نابودي ملتهاي اين دو کشور، ضربه زدن به زيربناي اقتصادي عراق و افغانستان، گسترش فرقهگرايي، آسيب زدن به انسانهاي بيگناه نداشت. اما متاسفانه همچنان ميبينيم که چنين نگرشهايي پرطرفدار و مسلط محسوب ميگردد. اکنون استيضاح ترامپ در کنگره ايالات متحده آمريکا کليد خورده اما اينکه در مجلس سنا به نتيجه برسد، بعيد به نظر ميرسد. اينکه طرح مساله استيضاح ترامپ بتواند حداقل در ميان جمهوريخواهان شکاف ايجاد کند تاکنون شکافي بهوجود نيامده است. گروههايي که به دموکراتها راي ميدادند نميخواستند که به ترامپ راي دهند. بنابراين مساله استيضاح، جا به جايي آرا بهوجود نياورده است. مگر آنکه مساله استيضاح موجب شکاف ميان جمهوري خواهان شود که در آن صورت آراي تازهاي را براي دموکراتها به ارمغان آورد. ترامپ سعي ميکند تا منافع شخصياش را به گونهاي تنظيم نمايد که منافع مردم آمريکا نيز به گونهاي لحاظ گردد. اين مساله واقعيتي است که وجود دارد. در موضوع «اوکراين گيت» عملي را که ترامپ انجام داد نه تنها در راستاي منافع مردم آمريکا نبود بلکه در راستاي منافع فردي خود بود. ترامپ در موضوع رقابت انتخاباتي از يک کشور بيگانه درخواست کمک کرد. اين مساله مغاير با قانون اساسي آمريکا است. اما اينکه براي چنين معضلي ترامپ بتواند راه فرار و يا ادلهاي مطرح دارد بايد کمي صبر کرد تا بتوان به گونه دقيقتري اظهار نظر کرد.