از طرف مدرسه برا تئاتر انتخاب شديم.باباي يکي از بچه ها اومد گفت بچه ام گريه ميکنه،يه نقش به اين بدين.
معلممونم بعد کلي فکر نقش
درخت بهش داد.حالا بماند آخه
درخت!بعد تئاتر معلم گفت
چرا انقد تکون ميخوردي.
گفت اجازه در سالن باز بود
باد ميزد به برگام. الپاچينو هم
اينجور تو نقش فرو نميرفت