سخنان اخير رجب طيب اردوغان، رئيسجمهور ترکيه درباره ايران، با اشارههاي درستي به شبهاي کودتاي ترکيه روبهرو شد. براي بسياري تغيير رفتار آقاي رجب طيب اردوغان به نسبت سالهاي قبل مايه تعجب شده است. اين عده ميگويند چه بر سر اين نخست وزير شيک پوش ترکيه آمده که اصرار دارد خود را جنگطلب نشان دهد؟ ميگويم هيچ! اتفاقي نيافتاده؛ او هماني هست که بود. شما برويد معيارهاي ارزيابيتان از يک سياستمدار را عوض کنيد. همين! همواره در نوشتههاي گذشتهام تاکيد کردهام که بايد به سياستهاي رجب طيب اردوغان شک کرد. او يک مغرور است ميان زمين و آسمان! اردوغان به عنوان رئيسجمهور ترکيه توانايي حيرتآوري در فرار رو به جلو دارد. اردوغان تا کنون نشان داده سياستمداري غير قابل پيشبيني ست. اما آنچه موجب نگراني شده، نه اين خصلت، که جاه طلبي بر گرفته از سنتهاي عثماني اوست که بسياري را به فکر فرو برده است. در برابر اين جاه طلبي چه ميتوان کرد؟ اردوغان زماني نه چندان دور با برگرفتي از همين ديدگاه سياسي و راهبردي مترصد در دست گرفتن پرچم دمکراسي خواهي شرقي و برگزاري انتخابات مردمي شد وتوانست مدلي جديد از رسم هندسي حکومت را ارائه دهد. اين رهبر اسلام گرا که با چهرهاي کاملا نو و شيک ومتفاوت از ساير اسلام خواهان نوين روزي سوار بر موج احساسات مردمي و با پشتوانهاي قوي که از جنبشهاي اسلامي قبل از خود به عاريت گرفته بود به قدرت، آنهم از نوع بلامنازعش دست يافت، چرا اينک خود را در معرض آماج انتقاداتي تند قرار داده است؟ نميدانم پاسخ شما به سوال بالا چيست، اما اگر جزو گروه منتقدان آقاي نخست وزير هستيد بايد بگويم سخت در اشتباه بوده ايد. اردوغان امروزي بيکم وکاست همان سياستمدار ديروزي است؛ نه کم نه زياد. بر سر او چيزي نيامده، آن که آمده بر سر تعجب کنندگان است که دنياي سياست را مدينه فاضله و معبد تحقق آرزوها تصور کرده اند. در شهر روياها و معبد آرمانهاي اين عده، سياستمداران همان معلمان اخلاق عصر خود هستند!