با طرح انتقال آب خزر به سمنان مخالفم و در اين باره بيشتر روشنگري خواهم کرد. يک رشته توئيت توسط درگاه رسمي سازمان حفاظت محيطزيست منتشر شده با اين مضمون که اگر وزارت نيرو دلش براي بومسازگانِ خزر يا تابآوري هيرکاني ميسوزد، چرا پيشنهادش را پس نميگيرد؟ تاملبرانگيزتر آنکه سازمان حفاظت محيطزيست در توئيتِ آخرش، تلاش براي روشنشدنِ ابعاد خسارتهاي محيطزيستي ناشي از اجراي طرح انتقال آب از خزر به کوير مرکزي توسط محمد فاضلي را عوامگرايي و ژستي روشنفکرانه تصوير کرده و پيشنهاد داده به جاي انتقاد از آنها، اردکانيان را مجاب کند تا درخواست وزارت متبوعش را پس گيرد! اينکه مديران ارشد سازمان حفاظت محيطزيست پيوسته در رسانههاي گوناگون اعلام کنند که مسئوليتشان فقط کاهش خسارتهاي محيطزيستي اجراي طرح انتقال آب، بدون توجه به ابعاد اقتصادي، اجتماعي و تبعات فرهنگي آن است؛ آشکارا نشان ميدهد که حتي معاون انساني سازمان هم تعريف درست دانش ارزيابي را نميداند و حتي تاکنون يک ماتريس ارزيابي را که در آن بايد به همه ابعاد اجراي پروژه در حوزههاي محيطزيستي، فيزيکي و اقتصادي- اجتماعي قبل و بعد از اجرا رسيدگي شود، انجام نداده است. واي بر ما اگر متوليان محيطزيست و آب کشور، اينگونه به جاي نگراني از آسيب به تابآوري وطن، نگران خشم رئيسشان و آسيب به پايداري ميزهاي قدرتشان باشند. چرا با طرح انتقال آب خزر به سمنان مخالفم؟ دليلش اين است که اکوسيستم درياي خزر همين الان هم ظرفيت بسيار ناگواري دارد. ميزان آلايندگيهاي اين آب، چندين برابر حد مجاز است. بسياري از گونههاي آبزي، منقرض شده يا در آستانه انقراض هستند. ماهي کيلکا را تقريباً از دست دادهايم، ماهي خاوياري دارد از بين ميرود؛ فک خزري در آستانه انقراض است. در چنين شرايطي که توصيه ميکنند به دليل آلودگي آب، مردم وارد درياي خزر نشوند، قرار است دوباره تلخابهاي را وارد آب کنيم تا کيفيت کمتر شود! در واقع محل شيرين کردن آب در حال حاضر، تالاب ميانکاله در جنب نکا است که زيستگاه ماهي خاوياري است و اين منطقه با اين اتفاق به شدت آسيبپذير خواهد شد و درآمد صياديمان کاهش خواهد يافت و بيکاري افزايش خواهد يافت. از سوي ديگر کيفيت آبزياني که مردم استفاده ميکنند، کاهش مييابد و هزينه سلامت افراد از نوع درماني افزايش مييابد. همه اينها خسارت به اين کشور است. علاوه بر اين مسيري که اين لوله عبور خواهد کرد منجر به تخريب هزاران درخت ارزشمند ميشود و نرخ فرسايش را افزايش ميدهد و منجر به گسست اکولوژيک در جنگلهاي ارزشمند شمال خواهد شد. غير از اين ماجراها نکته بسيار مهم اين است که قيمت تمام شده اين پروژه بسيار گران است. چيزي حدود هر متر مکعب 60 هزار تومان برآورد شده است. چه محصولي قرار است توليد بشود که 60 هزار تومان ارزش داشته باشد و اين چه اقتصادي است که ميتواند با آب 60هزار توماني براي متر مکعب به حيات خودش ادامه بدهد؟ اصلاً منطقي نيست ما 18 الي 19هزار ميليارد تومن هزينه کنيم، براي اينکه 200 ميليون متر مکعب آب منتقل کنيم. آن 18هزار ميليارد تومان ميتواند به دردهاي اين ملت اختصاص پيدا کند. کيفيت آموزش و پرورش در اين کشور درست بشود و واقعاً لازم نيست ما چنين پولي را هدر بدهيم که همين هدر دادن موجب تخريب طبيعت ايران ميشود. استان سمنان همين الان ميانگين سرانه آبي که دارد بيشتر از متوسط کشوري است و اگر يک پنجم و يا يک ششم اين را هزينه کنند ميتوانند 500 ميليون متر مکعب آب را از محل بازچرخاني، تصفيه و براي بخشهاي کشاورزي، صنعت و شرب ذخيره کنند. چرا ما کار آسانتر را نکنيم که هزينههايش کمتر است و خسارت محيطزيستي هم ندارد؟