انتخابات در ايران همواره محل رقابت گرم و تنگاتنگ ميان جريانات سياسي بوده است. مخصوصا از زماني که دو جريان اصلاحطلب و اصولگرا به شکل امروزي پديد آمدند هميشه اين رقابت وجود داشته، اما نکتهاي که اين رقابت را چندان متوازن و عادلانه نميساخته بحث بررسي صلاحيتهايي بوده که در قريب به اتفاق موارد، گريبان اصلاحطلبان را ميگرفت و آنها را از انتخاباتي رقابتي و حضور حداکثري باز ميداشته است. انتخابات مجلس يازدهم نيز از همين قاعده پيروي ميکند و به احتمال فراوان شاهد چنين رفتاري از سوي دستگاههاي مسئول باشيم، اما به هر حال عالم سياست عالم ممکنات است و احتمال رخ دادن هر اتفاقي وجود دارد. هرچند تجربههاي گذشته حکايت از اين دارد که با توجه به اينکه اصلاحطلبان در بستر سياستورزي خود به شعارهاي مردم متکي بر آزادي و عدالت نزديکتر بودند و توجه ويژهاي به منافع ملي کشور و قواعد کلان عزت جامعه داشتند اما شاهد بوديم که نامهربانيهاي بسياري نسبت به اصلاحطلبان در دورههاي مختلف صورت گرفته است. با اين حال اصلاحطلبان که جوهر وجوديشان مبتني بر مردمسالاري است حضور در صحنه انتخابات را عرصهاي اساسي براي مباني جوهري خود و به صلاح کشور ميدانند. هر چند اين احتمال و امکان نيز همچنان وجود دارد که آن وجه نامهربان نسبت به اصلاحطلبان بروز يابد. از طرف ديگر با توجه به تجربهاي که اصلاحطلبان در چند دوره گذشته دارند و هزينههاي زيادي را در عرصه ائتلاف پرداختند بهنظر ميرسد که تلاش جريان اصلاحات اين بار بر اين امر استوار است که با هويت روشنتر خود وارد عرصه انتخابات شوند. البته نبايد از ياد برد که اصلاحطلبان بايد شرايط را رصد کنند و متناسب با شرايط تصميمگيري کنند. اين احتمال نيز وجود دارد که اصلاحطلبان در بخشي از مناطق به دليل اينکه ممکن است نيروهاي اصليشان تاييد صلاحيت نشوند، کانديدا نداشته باشند و در جاهايي با حداکثر کانديدا وارد شوند ولي بهنظر ميرسد که چهل سال سياستورزي در کشور جريانهاي سياسي را به حدي هوشمند کرده که متناسب با شرايط و مصالح کشور، نيازها، شرايط جهاني و اقبال و عدم اقبال عمومي تصميم بگيرند. از اين رو اصلاحطلبان در ماههاي آينده با توجه به تجارب گرانقدري که دارند، وضعيتي که پيدا خواهند کرد و شرايطي که خواهند داشت به صحنه خواهند آمد. لذا طبيعي است که در جاهايي نقشي فعالتر و در جاهايي نقش کمتري داشته باشند. از اين رو بهنظر ميرسد که اصلاحطلبان با هويت مستقل خود وارد عرصه انتخابات شوند. از سوي ديگر موفقيت اصلاحطلبان در انتخابات پيش رو بستگي به ميزان توانايي آنها در اتخاذ بهترين تصميم، فضاي انبساطي و انقباضي جامعه، تصميمگيران عرصه انتخابات و اقبال مردم دارد که همه اينها مجموعه پيچيدهاي را ايجاد ميکند. براي حضور در عرصه سياست هيچکس چک سفيد نداده و شرايط چند مجهولي است که هر کدام روشنتر شود اطمينان براي حضور و موفقيت بيشتر خواهد شد. ولي در مجموع بهنظر ميرسد که با توجه به تجاربي که از گذشته داريم بايد در اين زمينهها مقداري با احتياط گفتوگو کنيم.