پسر 19 سالهاي که براي نجات زندگي دخترعمهاش اقدام به قتل شوهرش کرده بود، دستگير شد.در تاريخ هجدهم مهر ماه امسال زني با مرکز فوريتهاي پزشکي 115 تماس گرفته و از عوامل اورژانس خواست که براي نجات جان همسرش اقدام کنند که بلافاصله تکنسينهاي اورژانس در محل حاضر شده، اما با جسد بيجان مردي 42 ساله به هويت «جمال» که از اتباع کشور افغانستان بود روبهرو شدند.در ادامه موضوع به عوامل کلانتري 103 گاندي اعلام شد و ماموران کلانتري و بازپرس ويژه قتل در محل حاضر شدند و پس از تشکيل پرونده و انجام تحقيقات اوليه، رسيدگي به موضوع به ماموران پليس آگاهي واگذار شد. در همين راستا نيز تيم بررسي صحنه جرم مرکز تشخيص هويت در محل حاضر شدند.کارشناسان تشخيص هويت با مشاهده وضعيت جسد و وجود آثار جراحت شامل کبودي در صورت و گردن علت اوليه فوت را خفگي تشخيص دادند و با اين وجود جسد براي تعيين علت دقيق فوت به دستور بازپرس ويژه قتل به پزشکي قانوني منتقل شد.همزمان کارآگاهان با آغاز تحقيقات اوليه از همسر متوفي بهنام «فريبا» که با اورژانس تماس گرفته بود، با اظهارات ضد و نقيض همسر مقتول روبهرو شدند و او را بهعنوان اولين مظنون پرونده بازداشت کرده و به اداره دهم پليس آگاهي منتقل کرده و تحت بازجويي قرار دادند؛ اما «فريبا» هرگونه ارتباط با اين پرونده را تکذيب ميکرد تا اينکه پس از دو روز سکوت و مقاومت، لب به اعتراف بازکرد و گفت: سال گذشته با فوت دختر داييام براي دلداري به او و خانوادهاش ارتباطمان با آنها بيشتر شد و کمکم ارتباطمان با پسردايي 19 سالهام بهنام «رحيم» بيشتر شد. در جريان همين تماسها نيز «رحيم» در جريان مشکلات خانوادگي من و شوهرم قرار گرفت و قرار شد تا براي حل مشکلاتم راهحلي پيدا کند.«رحيم» در اوايل اصرار داشت تا من از «جمال» جدا شوم، اما وقتي متوجه شد همسرم حاضر به جدايي نيست يک روز که طبق معمول در حال شکايت از زندگي مشترکم بودم، ناگهان(رحيم) گفت که قصد کشتن «جمال» را دارد که من از او خواستم از اين کار صرفنظر کند، اما «رحيم» گفت که نميتواند شاهد زندگي مشترک همراه با رنج و سختي من و فرزندانم باشد. در شب حادثه نيز من با توجه به اينکه همسرم سرايدار بود و نميتوانست منزل را ترک کند به تنهايي و بيخبر از اينکه «رحيم» قصد عملي کردن نقشهاش را دارد به منزل مادرم در محدوده جنوب تهران رفتم و وقتي فردا صبح به خانه بازگشتم با جسد بيجان همسرم روبهرو شدم.با اعتراف «فريبا»، «رحيم» نيز دستگير و به اداره دهم پليس آگاهي تهران بزرگ منتقل شد.او در ابتدا منکر قتل «جمال» شد اما در ادامه بازجوييها و با توجه به اظهارات «فريبا» و مستندات موجود به ناچار لب به اعتراف گشود و گفت: با توجه به احساس مسئوليت و دلسوزي زيادي که نسبت به زندگي «فريبا» پيدا کرده بودم تصميم به قتل همسرش گرفتم و در شب هفدهم مهرماه با اطلاع از مراجعه «فريبا» به منزل مادرش، با يک جعبه شيريني به ديدن «جمال» رفتم .از بدو ورود به منزل بدون مقدمه با «جمال» درگير شدم و در حالي که او اصلا علت اين رفتار خصمانه مرا نميدانست با روسرياي که کنار مبل افتاده بود او را خفه کردم.مرکز اطلاعرساني پليس آگاهي تهران بزرگ با تاييد اين خبر اعلام کرد که با اعتراف صريح «رحيم» به ارتکاب قتل با دستور مقام قضائي هر دو متهم براي کشف زواياي پنهان پرونده در اختيار اداره دهم پليس آگاهي قرار گرفتند.