نوبليستها
پس از جنجال بر سر انتخاب باب ديلن به عنوان برنده نوبل 2016 و جنجال سواستفاده جنسي يکي از اعضاي آکادمي نوبل، سرانجام پس از يک سال وقفه، آکادمي نوبل در اتفاقي نادر، امسال دو برنده داشت: اُلگا توکارچوک برنده نوبل 2018 و پتر هاندکه برنده نوبل 2019. آکادمي سوئد درباره اولگا توکارچوک، نويسنده لهستاني گفته است که علت گزينش خانم توکارچوک، گذشتن او از مرزهاي رايج به کمک قدرت خيالپردازي و اشتياق پايانناپذير نويسنده بوده است. داوران جايزه نوبل ادبيات درباره پتر هاندکه، نويسنده اتريشي گفتهاند که او با وسعت قلمرو زباني و جوشش ايدههاي خود ويژگيهاي تجربههاي انساني را پژوهيده است.
اما با همه آنچه طي يکي دو سال اخير جايزه نوبل را تحت شعاع قرار داده بود، انتخاب اين دو نيز مجدد به اين بحثها دامن زد. پتر هاندکه در دهه 1990 ميلادي طرف مليگرايان صرب را در جنگ بوسني گرفت و جنايتهاي جنگي آنان را بسيار کمتر از آنچه بود ارزيابي کرد. اعلام نام اين نويسنده به عنوان برنده جايزه نوبل ادبيات خاطره آن دوره را در ذهن بسياري زنده کرد.
جنيفر ايگان نويسنده برنده پوليتزر براي رمان «ملاقات با جوخه آدمکُش» و رئيس انجمن قلم آمريکا گفت: «ما با اين تصميم مخالفيم که نويسندهاي که با سرسختي جنايات جنگي مستندشده را زير سؤال ميبرد حق دارد به خاطر وسعت قلمرو زباني و جوشش ايدههاي خود جايزه دريافت کند. در زمانهاي که مليگرايي، شيوه رهبري مستبدانه و شيوع گسترده اطلاعات غلط از رونق برخوردار هستند، شايسته ادبيات چيز بهتري است.»
حواشي درباره اوگا توکارچوک اما چندان نبود. او 56 سال دارد و 16 کتاب. توکارچوک پيش از اين نيز برنده چند جايزه معتبر شده بود از جمله جايزه بوکر بينالمللي 2018. رئيس هيات داوران بوکر درباره او گفته است: «توکارچوک داراي تخيلي بسيار قوي است. در داستان «پروازها»، که البته بسيار هنرمندانه توسط جنيفر کرافت ترجمه شده است، ما را با کهکشاني از داستانها آشنا ميکند و درعينحال موضوعات زمانه ما را زير ذرهبين قرار ميدهد.»
توکارچوک در دانشگاه ورشو رشته روانشناسي خوانده و علاقهاش به ايدههاي کارل يونگ در همه آثارش هويداست. نخستين اثر وي مجموعه شعري بود كه در سال 1989 منتشر شد، پس از آن هشت رمان و دو مجموعه داستان کوتاه به نگارش درآورد. «پروازها» اولين داستان اين نويسنده است که به زبان انگليسي ترجمه شده. ارائه مفهوم سفر در قرنهاي مختلف موضوع اصلي اين کتاب است.
نوبل در ايران هميشه با چالش ترجمه مواجه است. بلافاصله که نوبل هر سال اعلام ميشود خيل ناشران و مترجمان به سمت نويسنده برنده نوبل سرازير ميشود و حاصل آن، انبوهي از ترجمههاي پر از اشتباه است. در اين مسابقه مضحک، بازنده اصلي خواننده فارسي است که در اين بازار نشر نميداند کدام ترجمه بهتر را تهيه کند. همين روند درباره ديگر جوايز ادبي نيز مصداق دارد.
بوکريستها
جايزه بوکر يکي از خوشنامترين جوايز ادبي جهان است. شايد بتوان گفت بعد از نوبل، معتبرترين جايزه ادبي به شمار ميآيد. اين جايزه، امسال برخلاف هرسال، جايزه را به طور اشتراکي به دو نويسنده اهدا کرد: مارگارت اتوود و برناردين اواريستو.
داوران جايزه بوکر به سرپرستي پيتر فلورنس با زيرپاگذاشتن قانون جايزه بوکر آن را به دو نفر اعطا کردند و فلورنس در مراسم اعطاي آن شامگاه دوشنبه در سالن گيلدهال لندن دو اثر را دو رماني توصيف کرد که داوران نتوانستند هيچ کدام را بر ديگري برتري دهند.
مارگارت اتوود در سال 2000 براي «آدمکُش کور» اين جايزه را از آن خود کرده بود. او چهارمين نويسندهاي است که تاکنون دوبار جايزه بوکر را از آن خود کرده است. جي. ام کوتسي، پيتر کري و هيلاري منتل ديگر نويسندههاي دو بوکري هستند.
مسابقه ترجمه درباره آثار اتوود، از زماني شروع شد که سريالي روي «سرگذشت نديمه» ساخته شد و نامزدي بخش دوم اين رمان يعني «وصايا» در جايزه بوکر اعلام شد. به نظر ميآيد همين روند درباره ديگر برنده بوکر نيز ادامه داشته باشد.
رمان برناردين اواريستو به نام «زن، دختر و ديگري» داستان دوازده زن را در انگليس روايت ميکند که بيشتر آنها رنگينپوست هستند. داوران اين داستان را که ماجراهاي آن طي يک قرن گذشته روي داده، اثري در مورد انگليس مدرن و زنانگي توصيف کردند که بايد خوانده شود و حتي يک صحنه بيهدف و کسلکننده در آن نيست. اواريستو نخستين زن سياهپوستي است که اين جايزه را دريافت کرده است.